يلدا

اگرچه در كتابهاي تاريخي هيچ جا سخني از اين شب نيست، اما پيداست كه شب يلدا يادگارهزاره هاي باستاني ايران است. يلدا لغتي سرياني است و البته جاي تعجب نيست چرا كهاين شب يادگار تولد مهر است و از آنجا كه مهرپرستي در سالهاي نخستين ميلادي ازايران به غرب شيوع پيدا كرد، ناچار نامي غير ايراني يافت و به آن معروف شد. سپساحتمالاً اين نام مجدداً به ايران برگشت، اگرچه نمي بايست علي الاصول در اين مدت دراجراي مراسم مزبور در ايران وقفه اي افتاده باشد.  به نظر مي رسد كه شب چله، آييني دهقاني و روستايي بوده است ، چراكه با اين شب كار كشاورزان به اتمام مي رسد و نشستن و به انتظار سرماي زمستان بودنآغاز مي گردد. از طرف ديگر در مراسم شب يلدا كه مي توان گفت پس از نوروز پابرجاترين و همه گيرترين جشن باستاني ايران است، از هيچ غذاي خاص پختني حرفي در مياننيست. به واقع آنچه در اين شب سفرۀ روي كرسي را پر مي كند، همه خوراكي هاي روستايي،خشكبار، ميوه هاي تابستاني- كه به زحمت تا به اين شب سالم مانده اند- و آجيلي استكه تهيه اش براي روستاييان آسان بوده است. مي توان گفت نوع خوراكي هاي شب يلدا بهنحوي است كه اساساً براي بيدار ماندن و سرگرم شدن و احتمالاً متل و قصه و شعر شنيدنمناسب است.    در شب يلدا رسم بر اين بوده كه مردمان تا صبح بيدار مي ماندند. كارزاري در جريان است كه همه به گوشند تا پايانش را ببينند. دراز ترين و شوم ترينشب سال قد علم كرده است تا ظهور فروغ خورشيد ( مهر) را جلو گيرد. بيداري ايرانيانكمكي است به نور تا قدرت يابد و بر تاريكي چيره شود. همه منتظرند تا اين شب دراز ،در هياهوي خانوادگي بگذرد، و فروغ نور، تولد دوبارۀ مهر را نويد دهد. ايرانيان ميدانند كه با تاب آوردن شبي چنين دراز و سياه، صبحي را نظاره خواهند كرد كه روشن تراست .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

/ 2 نظر / 16 بازدید
پلک آئینه

شب یلدا ، حتی اگر دور کرسی فرضی ات هیچ کسی نباشد برای قصه ای یا بیدار نگاه داشتنت به شوق ،یا دستی که انار بشکافد ، باز هم دوستش دارم... نه فقط به خاطر رسم بودن یا قدیمی بودنش.. به خاطر خودش که زیباست..

فخری

و صد افسوس که بعضی نمی توانند يا نمی خواهند زيبايی ها را ببينند