تفسير ديوانگی

سخت بود اما شیرین شاید مانند درد زایمان که شیرینی اش موجب تکرار می شود25.gif

سخت بود اما گوارا وقتی که دفتر به پایان آمد و حکایت همچنان باقی ماند ...

سخت بود اما دلنشین وقتی لبخند رضایت بر چهره شرکت کنندگان سمینار دیده می شد، وقتی که تحسین بود و تقدیر بود و سپاس بود و مرحبا و دست مریزاد49.gif

چرا سخت است کارهای فرهنگی در کشور ما ؟ مگر نیاز به آن را همه احساس نمی کنند ؟

چرا اولویت ندارد کارهای فرهنگی مگر زیربنایی بودن و تاثیرگذار بودن و ارجمند بودنش را تردید دارند؟

چرا مارا نکوهش می کنند وقتی با جسارت لبخند می زنیم و می گوییم علیرغم همه سختی ها ادامه می دهیم ؟

لطفا دیوانگی را برای ما تفسیر کنید : باید بدانیم مستی و عاشقی و دیوانگی را چه راز و رمزی است که این گونه ما را به وادی عشق و سرگشتگی می کشاند

عاشقی را خود می دانیم دیوانگی را برایمان معنا کنید 16.gif

/ 5 نظر / 8 بازدید
ميرناصر بوذري

سلام - بايد کاری کنيد که اتاقی کوچک در شمال کشور برای سال های بعد از پنجاه سالگی و استراحت خود تهيه کنيد و کاری نکنید تا اتاقی را برای سال های قبل از چهل سالگی در شمال پايتخت برای راحتی اجباری تان تهيه کنند چون فقط فرق شان در جهت باز شدت قفل در ورودی است آن از تو و اين از بيرون باز می شود آن برای اهل رندان است و اين برای اهل زندان- افتاد يا بازم راهنمائی کنم؟

دست مريزاد. مانده نباشيد. سيما سلطانی

زينا

كتاب فارسي دبستان كلمه ها و تركيب هاي تازه: ديوانگي=اعلام سمينار 2سالانه بعدي و تعيين دبير آن بلا فاصله پس از خاتمه سمينار يزد و پس از اين همه تلاش ها ،خستگي ها ،شب زنده داري ها و حر ص و جوش خوردن ها

پژوهشگر

زينب جان انگار کتاب های درسی بازنويسی شده اند ما چيز ديگری خوانده بوديم فکر کنم

محتشمی

با اين حساب سنگی به چاه انداخته ايم که ... چاره نيست کار از کار گذشته است