پس از یک هزاره باز هم سیراف

41.gifخدا پدر زینب جان را بیامرزد که دم به ساعت ما را هشدار می دهد که خانم! گروه احتیاج به منبع انرژی دارد، دریابید دوستان را 08.gif و ما هی یادمان می آید که باید برای این گروه داوطلب که وقتی می گذارند برای انجمن و برای پیشبرد کارها و قلمی می زنند و قدمی برمی دارند، کاری بکنیم و انگیزه ایجاد کنیم .

این سفر عسلویه وبندر طاهری هم دقیقا بر همین مبنا طراحی و اجرا شد . البته دست دوستان نازنینی که پیشنهادش را به ما دادند با این تصور که خانوادگی می رویم و زحمتی زیاده برایشان نداریم درد نکند . بالاخره رویمان را زمین نینداختند وقتی فهمیدند ما عیالواریم و اگر عزم سفر کنیم لااقل بیست نفری همراه می شوند از بچه های انجمن04.gif

 روز ارتش بهانه ای شد که همه دوستان به موقع بلکه ساعاتی جلوتر برسند به فرودگاه و مجال گپ و گفت که معمولا در جلسات ما دست نمی دهد فراهم آمد به غایت . از همان بدو امر شروع کردیم به خالی کردن جای دوستان و هی تجدید کردیم آن را به وفور.

هنوز از گرد راه نرسیده راهی شدیم برای بازدید از منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و بعد هم جنگل حرا و ساحل نایبند و بعد هم گشتی در شهر و شام را خورده و نخورده تشکیل جلسه هیات مدیره که بی آن سفر حرام می شد به کاممان 03.gif امایک آزاد باشی هم دادیم برای فیض بردن دوستان کنار خلیج همیشه پارس . کسی دلش نمی خواست بخوابد آن شب ولی به امید دیدن طلوع آفتاب در ساحل زیبای محل اقامتمان به یکدیگر شب خوش گفتیم و فردا، سحرخیزان به نظاره نشسته بودند طلوع را و بقیه با واسطه به دریافتش نائل شدند .

سیراف اما به یادماندنی بود 16.gif هرگز تصور نمی کردیم آثار این تمدن درخشان این گونه عریان و بکر هنوز در دسترس باشد و به دید آید به آسانی . آن چه با دو زلزله قرن چهارم هجری به زیر آب رفته بود که از چشممان دور بود اما بقیه آثار به چشم زدنی مارا برد به همان گذشته های دور به دوران تاجران بزرگ و ناخدایان مشهور سیرافی . وجب به وجب این خاک سرشارازخاطره است و روح مردمانی بزرگ انگار در کنار ساحل خلیج فارس می گردد هنوزدرآرزوی احیای آن دوران 08.gif جوانان سیرافی ما را راهنما هستند و بی وقفه از گذشته می گویند و موزه هم یادگارهایی دارد از همان ایام و ما دفتر یادبود را امضا می کنیم و آفرین می گوییم به همت انجمن سیراف پارس که گنج بان واقعی این گنجینه گرانبهاست 41.gif  سرزمینی تاریخی در جنوب شرقی استان بوشهر

 می خوانم سروده منوچهر آتشی را بر لوحی که به دیوار موزه نصب شده است :

درکوچه های سیراف می گردم

برسنگفرش های کهن

 که ذوق باران های دیرینه

از درزهای آجرهاشان سبزینه بسته است 53.gif

و شاعر جوان سیرافی برایم به یادگاردر کاغذ پاره ای بی تکلف می نویسد :

سیراف ای شکوه صبر و استقامت

بر فراز ساحل همیشه فارس

دست های پینه بسته کدام ناخداست

 که سینه ستبر قرن را شکاف داده است

و ایستاده استوار

 دست های پینه بسته کدام ناخداست

بر فراز لنج ها و بادبان ها

 ای بزرگ مردان سیرافی

همت والایتان رامی ستایم

 از شکاف پیرهن هاتان شور زنده بودن می طراود

 می برد تا دورها با خود حس بودن را

 سیراف ای شکوه صبر و استقامت و تلاش

می فرستمت درود

می ستایمت به مهر 08.gif

/ 4 نظر / 25 بازدید
پژوهشگر

پیام نمی خوایم دوستان همسفر دل نوشته هایتان را طالبیم [گل] زودتر لطفا [لبخند]

بچه های موسسه سیراف پارس

با تشکر از لطف شما عزیزان عاشق خاک ایران.[قلب][لبخند] دست در دست هم دهیم به مهر سیراف خویش را کنیم آباد. [گل][دست]

مامان

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]تقدیم به تمام مادران

مديريت انجمن سيراف

سلام از مطالب خوبتون استفاده كردم خوشحال ميشم فعاليت شما رو در انجمن سيراف مشاهده كنم با تشكر