ادای دين به اهل تاريخ

طبیعت بدجوری از خواب بیدار شده رعد و برق و بارش باران و سبزه های نورسته و نغمه هایی که لابلای شهر شلوغ و دودگرفته ما هم شنیده می شود . بخواهیم هم نمی توانیم بخوابیم با این همه سروصدا و تسبیح و ستایش یعنی خجالت می کشیم کمی تا قسمتی 04.gif 

اولین جلسه سخنرانی انجمن را در هفته سوم فروردین برگزار کردیم که دینمان را ادا کرده باشیم به اهل تاریخ و دوستداران آن جای شما خالی موضوع جالبی بود : زنان خوشنویس قرآن یا به قول حوریه سعیدی سخنران محترم ، زنان کاتب وحی

باور نمی کردم تنها در دو دوره صفوی و قاجار این همه خوشنویس زن داشته باشیم تازه اینها کسانی هستند که برحسب اتفاق یا شدت اشتهار نامشان در منابع آمده وگرنه با توجه به این که زنان عادت نداشتند نام خود را به عنوان کاتب بر مصحف ترقیم کنند چه بسا هیچ خبری و اثری از هنرمندی و نقش آفرینی آنان نمی ماند که نمی ماند و چه بسا رجال محترم در دوره های بعدی نفایس آثار آنان را به نام خود ثبت می کردند و دروغ تحویل ما می دادند و ما خلق بی خبر از حقایق نیز می پذیرفتیم و تحسین و تمجیدشان می کردیم 02.gif 

قبل از برگزاری جلسه یکی از دوستان خبرنگار گله می کرد که امسال هم موضوع زن معاصر را رها کرده جهان اسلام را چسبیده اید !!! خیلی دلم گرفت هم برای مظلومیت تاریخ که چه مهجور است و ناشناخته و گاه مطرود و از آن بیشتر برای مظلومیت اسلام در این زمانه رنگ و نیرنگ که گفتن از آن و پرداختن به آن می تواند اعتبارت را پایین بیاورد 02.gif

نمی دانم شاید اشتباه می کنم و آن دخترک قصدش از این گلایه چیز دیگری بود که نتوانست به من بفهماند اما این روزها بهانه برای دلتنگی ما زیاد است زیاد اما امسالمان را نیز با نام و یاد او آغاز کرده ایم و به امید او و با اتکال به او پیش می رویم در مسیری که به تشخیص جمع کوچک همدل گرممان ، حق است و درست سخنرانی ماه بعد هم با موضوع زنان واقف است در دوره صفوی اگر یاد می گرفتیم با حوصله بیشتری صفحات تاریخمان را ورق بزنیم چه ها که نمی دیدیم و نمی یافتیم از دوری و مستوری و از هنرمندی و نقش آفرینی و خلق و صنع  زنان 41.gif

کاش دوستانمان برای حل مشکلات تاریخی هم جنسانشان کمی تامل می کردند و با تندروی ها و حرکات غیرمدبرانه دیگر حرکتهای آهسته و پیوسته را آسیب نمی رساندند کاش 02.gif

با این همه ما بنای حرکت مستمر داریم و به شوق کعبه سرزنش خارمغیلان را به جان می خریم

تا بعد

/ 9 نظر / 12 بازدید
شهرام

جالب بود

امير

دوست محترم من. من از نسل مادری کاملا مستقيم به ترکهای قاجار ميرسم باور کن وقتی از افتخارات هنری اين سلسله ميگويند من از ننگهای عهدنامه های امضاء کرده آنان ميگويم و فاميل ناراحت و عصبانی ميشوند.بخصوص که مادربزگمان بقول من حاج خاتون عکسش به هر در و ديواری هست .لطفا جان هرکس دوست داريد از اين خاليها نبنديد اينو که به فاميل وپدر بزرگ گفتم با همه زن پرستيش ۴شاخ منو نگاه کرد .چه طوره سر سراينده شاهنامه را هم روسری کنيد .راستی به من بگين وقتی زير کتابتشان را امضاء نمی کردند يا نام خود را نمی گذاشتند شما از کجا فهميدید زن بودند؟؟؟؟

امير

نمی دانم چرا بعضی از شما خانمها از زن بودن خود آنقدر رنج می برید که حتی دوست دارید حافظه تاريخو عوض کنید ؟؟

امير

متاسفم که اينرا ميگويم در سرزمين مقدس من هرموقع ترکان خاتونها تصميم گرفتن سرزمين با شکوه مرا به سمت نابودی بردن.یا به گفته عارفی نفس است کدبانوی من من کدخداوشوی او کدبانويم گر بد کند بر روی کد بانو زنم . اين يک بيت سانسور شده از شعر معروف ای ساربان من دزد شبرو نيستم من پهلوان عالمم تيغ روبارو زنم بر قدسيان آسمان من هر شبی ياهو زنم گرسوفی از لا دم زند من دم ز الاهو زنم....... تا زمانيکه زن گستاخ نشده کدبانوست.و مردها کمی فراموش کردند .

فخری

دوست گرامی امير عزيز ما همه انسانهای آزاده را به شنيدن حقايق و قضاوت آگاهانه دعوت می کنيم آنچه در انجمن زنان پژوهشگر تاريخ می شود تورقی است در تاريخ بويژه بخش ناخوانده آن خواه خوشايند همه باشد خواه نباشد غرض يافتن حقيقت است تا درد دوری و مستوری و پرده نشينی و اسارت چاره شود که ما همه اسير نفسيم و هوا فقط جهت اطلاع بايد بگويم که گرچه زنان خود به هنرنماييشان با امضاء صحه نگذاشتند ولی معمولا اشتهار آنان در زمان خود مانع از پوشيده ماندن هنرشان شد اینجا سخن از نام بود سخن از ننگ را به مجالی ديگر می گذاريم شاد باشی دوست عزيز

فخری

راستی دوست من از سروده های فردوسی نامدار درباره زنان در شاهکارش چه می دانی و از سروده های پروين و يا فروغ درباره مردان و درباره انسان و درباره زندگی و ...

سلام برهمگان آنزمانی که در دانشگاه تهران از سه موضوع پیشنهادشده برای اختیار رشتهءتحصیلی زبان وادبیات فارسی را برگزیدم زیرا دانسته بودم که با سخندانی میتوان بدیگر تخصصهایی مانند تاریخ وروانشناسی نیز دست یافت، با اینحال هیچگاه گمان نمیبردم که روزی دربارهء زنان بنویسم ولی نوشتم، بلی ولیکن نه تنها برای ادای دین به تاریخ بلکه برای سپاس خالقی که مرا زن آفرید، مادرآفرید،معلم آفرید، تاکی باید از مردان شکایت کنیم، آیا هیچگاه با خویش خلوت کرده ایم آیا هیچگاه خواسته ایم بچاره برخیزیم؟ نه اینکه چاره جویی را در درگاه مردان التماس نماییم. در پاسخ برای مشکلات زنان به بحثی تاریخی ادبی در مورد زنان

مهرداد

خاك بر سر همتون

مهرداد

زير سايه اين انجمن خوب بريد براي خودتون بچرخيد و بخوريد و گردش و تفريح كنيد، تاريخ خيلي هم چيز بدي نيست مگه نه