کاری هست ما انجام بدهيم ؟

راستشو بخواین این وبلاگ قبل از فعال شدن سایت انجمن شروع به کار کرد . بعد از این که سایت فعال شد، فکر می کردیم به وبلاگ نیازی نیست اما هرچه می گذره بیشتر بهش احساس نیاز می کنیم . چرا 07.gifخوب برای این که گاهی اوقات میون اون همه کار جدی و سخت احتیاج به یک محلی برای درد دل کردن پیدا می شه . یه فضای کاملا راحت که بشه هرچه دل تنگت می خواد بگی و بعد هم انگار نه انگار که گله ای بوده و شکایتی و نک و نالی 05.gif

دبیرخانه سمینار ما این روزها و شاید هم شبها داره وارد مراحل بحرانی می شه

یه عالمه کاره زمین مونده و دوستانی که هرکدوم گرفتاری های خودشونو دارن : خانواده و کار و پژوهش و هزار گرفتاری که بهتره نگن و غصه های مارو بیشتر نکنن 02.gifکاری که از دستمون برنمیاد براشون انجام بدیم فقط باید تند تند غیبتاشونو موجه کنیم و تو دلمون بگردیم دنبال چند جفت پا برای هم قدمی و همراهی .

اتفاقای قشنگی هم میفته ولی این روزا که وسط طوفان سخت بی مهری بعضی رفقا،ناگهان به مددمون میاد و نوازشمون می کنه : سیما شرمنده از وقتی که ندارد برای ما هدیه ای را می فرستد که کمک حالمان باشد هفت میلیون ریال پول نقد حتما حلال بخشی از مشکلات ماست 01.gifرضوان که عضو انجمن نیست ولی با اون میگرن نفس گیر کنار می یاد تا ما تنها نمانیم و افسانه تا یزد می ره همراه دبیر سمینار و رئیس کمیته علمی تا دوستان دیده و نادیده مارا به هم پیوند بزنه برای برگزاری سمیناری با شکوه . ملیحه دیگر شب و روز نداره در انتظار میهمانان خارجی و فاطمه و افسر و دوستان دیگر را هم بسیج کرده زینب هم همچنان غمخوارانه هوای همه را داره و پیامک هایش مهرورزانه شارژمان می کند : ماه و ستاره من . گل و سنبل من . مهربان . عزیز ...خسته نباشی 50.gif پاسخ می دهم : مانده نباشی عزیز مهربان . شاد باشی و استوار 49.gif و او استوار ایستاده تا ما از پای نیفتیم و معصومه در بزنگاه نیازها سر می رسد همچنان مادرانه همچنان مهربان و همچنان در هراس از خانه و آنچه در انتظار اوست 04.gifو گوشه و کنار هرکس مارو می بینه و حال پریشانمان را، برای کمک کردن اعلام آمادگی می کنه و ما در پاسخ می گوییم : از هرگونه کمک مالی، فکری، معنوی و جانی استقبال می کنیم 04.gif

می دانیم که این سمینار هم مثل کارهای قبلی به خوبی برگزار می شود ولی خوب دلشوره یار قدیمی است از دلمان سخت بیرون می رود نه این که خودباوری مان مشکل دارد و اعتماد به نفس و اعتماد به دوستان نه، مسئله همان کار بی عیب خواستن است همان خواست زنانه که به فرسایش تدریجی منجر می شود 02.gifراستی چرا باید همه کارهای ما بی عیب باشد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این بار به کم عیب بودن بیندیشیم شاید کمی از فشارها کاسته شود 04.gif

چه خوب که این وبلاگ هست برای درد دل های گاه و بیگاه ما و خوب است که دوستان هرازچندگاهی اینجا سری می زنند و از حالمان باخبر می شوند که بپرسند راستی چه خبر؟ کاری هست ما انجام بدهیم 01.gif

/ 12 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پژوهشگر

باقيات صالحات و آرزوهايی که برما جوانان عيب نيست

الهام

ای روزگار .الهام بیچاره را که هیچ کس یادی ازش نمی کنه که با همه گرفتاریهاش باید یه پاش برای مصاحبه خونه استاداش باشه در حالی که از آماده نبودن درس واموندش از خجالت تا زمان فداکاری برای انجمن آفتابی نمیشه،یه پاش هم با تمام ترس و لرز از ....برای مصاحبه با یه استاد دیگش باید سر از الزهرا در بیاره.ای روزگار .البته ما هم پوست کلفتی داریم با چند مثقال سادیسم کار و قبول انجام هر نوع فعالیتی که گوشه چشمی به تاریخ دارد.این هم بگذرد.

پژوهشگر

خوب از قديم گفتن : از دل برود هرآن که از ديده برفت ولی ما دل بزرگی داريم کهچفت و بست هم دارد به اين زودی ها کسی از دلمان نمی رود يعنی دست خودش نيست که برود مگه الکيه و هرکی هر کيه بگذاريد به پای پيری و خستگی اين فراموشی را الهام عزيز نقش و سهم همه محفوظ است نگارندگان بنگارندگان پايدار و استوار باشيد چون هميشه و سپاس

کی ميگه زنا ير ميشن.اين تواضع و شکسته نفسی هاست که هميشه کار دستم داده.يعنی همون ماجرای آبستنی و اينجور حرفابه هر باز هم ...شدم ُبهترين فرصت است که يه کار بندازيد گردنمولی خداييش اين جور کار کردن فقط کار ما زنهای ايرانی است که مثل بولدوزر همه چيزو در کمترين زمان و فرصت می خوان انجام بدن.من که واقعأ کمرم واسه کارهای اينجوری ديگه بريده.با اين همه عيبی نداره .دو روز سمينار پيشاپيش خودم رو کرايه ميدم برای کارهای انجمن.

الهام

پيامم ايراد تایپی داشت .اصلاحيه ميزنم نگيد بی سواده. سطر اول:پير درست است نه ير سطر دوم:به هر حال باز درست است نه به هر باز

محتشمی

خوب بی نام نام دار شد بالاخره خيلی خوبه ممنون از همه همراهی ها مهربون

الهام

با نام باز نق ميزنه: اين وبلاگ عملآ کار درد و دلهای تلفنی شخصی را انجام می ده .يعنی اينکه بيشتر يکی من بگو يکی تو بگو شده.البته بد هم نيست.حد اقلش اينه که حرفتو می زنی ولی در عوضش کاری انجام نمی دی.تازه زينا هم ديگه قر نمی زنه چرا اينو گفتی چرا اونو نگفتی؟وقتی هم که شروع به نصيحت می کنه که کار از کار گذشته و اين کمينه زياده روی هاشو کرده.چه کنم؟دست خودم نيست .وگرنه فکر می کنم که ۸۰ سالمه و در سرای سالمندان دارم لفظ قلم از جايگاه رفيع و معتبر اجتماعی درس اخلاق ميدم. بیچاره زینا نتونست منو به راه راست هدایت کنه.

محتشمی

اين غر زدنا خيلی خوبه يه جور تخليه روانی منم شروع کردم به غر زدن ولی هيچکس جز خودم صدامو نمی شنوه انگار آي ايهاالناس اين دم آخری که سمينار داره ديگه برگزار می شه مارو دريابيد

الهام

من اينجام.لب تر کنين تا براتون انواع و اقسام غر ردنها و شوخی های آخرين روزهای قبل از سمينار رو تقديمتون کنم. فردا آب و جارو کنينُ می خوام بيام انرژی درمانی. البته اگه دستهای از کار افتادم گذاشت بيام. اينهمه خالی می بندم جسم درب و داغونم نمی ذاره يه کم زياده روی کنم.آنآ می زنه تو پرم. بازم از رو نمی رم.خودم ميام مثل سوپر من کمکتون. خوب بخوابي

محتشمی

انتظارتان را کشيديم نيامديد نازنين