- انجمن زنان پژوهشگر تاریخ -
 
 

تابستان داغیه بی بنزینی یعنی تحمل داغی داخل ماشینها و در نتیجه بی حوصلگی آدمها تو کوچه و بازار اما ما به دلیل کار بزرگی که در پیش داریم نمی تونیم راهی خیابونا نشیم و بزاریم کارا بمونه تا خوب شدن هوا

روز یک شنبه بود که با دبیر محترم سمینار رفتیم پژوهشگاه امام خمینی برای گفتگو با آقای موسوی بجنوردی که عضو هیات علمی سمینارمونه خداوکیلی از مدافعای جدیه حقوق زنانه و با استفاده از ادله قوی می زنه تو دهن اونا که زن رو برای خونه و آشپزخونه و اندرونی فقط مناسب می بینن و برای اثبات منافع شخصی خودشون به هر حدیث مجعولی استناد می کنن صرفا به دلیل مشهور بودن که طبیعیه برای حضرات ذینفع قابل تکراره و قابل استناد

جلسه خوبی بود نصفش به درد دل گذشت و بقیه ش به نوحه ومرثیه سرایی برای زنان و از کلش یه سخنرانی دراومد و ارتباط با  فاطی خانوم عروس محترم امام راحل همون که معمولا شنوای شعرهای عرفانی امام بود به دلیل علاقه خودش به عرفان

یادتونه اولین بار این شعر رو : من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم  چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم ؟ سال ۶۵ بود فکر کنم این شعر رو سالگرد ازدواجم قاب گرفتم و هدیه دادم به همسرجان و روز عقدمون رو یادآور شدم در جماران با چشمای خیس اشک در محضر پیرمردی که مراد و مرشد هردومون بود

باری با دکتر فاطمه طباطبایی از سمینار گفتیم و به یاریش خواندیم و قرار شد مطالبی دراختیارمان بگذارند و با موسسه نقطه عطف و انجمن عرفان هم مرتبطمان کنند . بیرون که آمدیم و یکی دو تماس بی حاصل با برخی مشارکت کنندگان محترم گرفتیم ناگهان دبیرجان گفت قرار است برای مدتی برود مشهد خدمت قوم شوهر دلبند و من افسرده شدم ناگهان چون معمولا سریع الاستجابه ترین دوستم برای همراهی در جلسات و دیدارها و ... همین دکتربختاری جان است یکهو همه داغی تهران تفدیده ریخت تو وجودم انگار همون لحظه گرمازده شدم و درد لعنتی معده هم اومد سراغم  ولی خوب مثل همیشه به دفتر انجمن پناه بردم و ادامه کارها و پیگیری ها و زندگی که همچنان ادامه دارد

آهای ایهاالناس این سمینار صاحاب نداره

لینک نوشته
سه‌شنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٦ - انجمن زنان پژوهشگر


جهت رويت مطالب قبلي به آرشيو وبلاگ مراجعه كنيد
 
انجمن زنان پژوهشگر تاريخ
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها

آمار و خروجی
  RSS 2.0  


Powered by:
پرشین وبلاگ