- انجمن زنان پژوهشگر تاریخ -
 
 

در تاریخ پر فراز و نشیب سرزمین ما مشروطیت، نقطه عطف آشنایی روزافزون ایرانیان با ابعاد مدنیت نوین غربی و تجددخواهی و عدالت خواهی پیرو آن به شمار می رود. اما نکته ای که کمتر به آن توجه شده است، آشنایی زنان طبقه بالا دست و قشر متوسط جامعه با چشم اندازهای نوین زندگی نیز بود. این آگاهی ها زنان روشن اندیش را به بازنگری شرایط فردی و اجتماعی زن ایرانی برانگیخت. مشروطه خواهی به زنان کمک کرد که نه تنها به بازنگری در نقش های تعریف شده برای زن بپردازند، بلکه خواسته ها و اهداف خود را نیز به سطح جامعه بکشانند و روندی را آغاز کنند که علی رغم افت و خیزهای آن امروزه به جنبش اجتماعی پویایی تبدیل شده است. در این دوران شاهد اولین تجربه های کار گروهی زنان مستقل از مردان هستیم، اولین نشریه های زنان و روزنامه نگاران زن از دل مشروطیت سر بر آوردند، اولین مدارس دخترانه به شیوه نوین را زنان مشروطه خواه و تجدد طلب بنیان نهادند و برای اولین بار مناسبات اجتماعی و خانوادگی و نقش های تعریف شده برای زن و مرد که تحت سیطره نظام فکری مردسالار بود به طور جدی از سوی زنان به چالش و نقد کشیده شد.
اما حتا مبارزات و فعالیت های زنان در مشروطیت که به واقع نقطه تحول بسیار مهمی در تاریخ مبارزات زنان به شمار می رود هم در تاریخ نگاری مردسالار ما با کم توجهی روبرو شده است. کافی است نگاهی به کتاب هایی که به عنوان منابع مورد اعتماد و دقیق درباره مشروطیت معرفی شده اند بیندازیم؛ در کتاب دو جلدی « تاریخ مشروطه » تالیف احمد کسروی هرکجا صحبت از زنی فعال و مبارز و تاثیرگذار است از او با نام والده فلان الدوله، عیال فلان الملک، صبیه فلان السلطنه درحد دو سه خط یادی شده است و بس! حتا در کتاب « مشروطه ایرانی» تالیف ماشالله آجودانی هم شاهدیم که زنان و فعالیت و حضور آنها در مجموع شاید دو سه صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده است. تاریخ نگاری معاصر ایران، این بار هم با زنان و مبارزات وحضور آنها با کم توجهی برخورد کرده است و در اکثر پژوهش های کم تعدادی هم که درباره زنان مشروطیت صورت گرفته است، جنبه سیاسی است که بر دیگر جوانب دیگر می چربد.
این روزها که صد سالگی مشروطه خواهی یکی از تیترهای مهم رسانه ها است و در بزرگداشت و تحلیل آن سمینارها و همایش های بسیار برپا می شود، باز با کمال تاسف می بینیم که اقدامات و حضور ارزشمند زنان مشروطیت با بی توجهی روبرو می شود و بعد از صد سال هنوز وقایع تاریخی از دریچه های مردانه و نظام علمی مردسالار مورد بررسی قرار می گیرد. نگاهی به ویژه نامه ها و برنامه های همایش ها ناامید کننده است؛ چند روز پیش که سری به وب سایت همایش دو روزه «ایران، یکصد سال پس از مشروطیت» زدم از تنها زن تاثیر گذار و فعال مشروطیت که نام برده شده بود « صدیقه دولت آبادی» بود و اثری از بقیه زنان مبارز مشروطه خواه نبود! نگاهی به فهرست سخنرانان و موضوعات سخنرانی ها از این هم ناامید کننده تر بود. تنها سخنران زن در میان تعداد کثیر مردان سخنران خانم رویا صدر و تنها موضوع سخنرانی مربوط به زنان هم سخنرانی ایشان با عنوان « چهره زنان در طنز مشروطه» بود. به راستی زنان هیچ چهره و حضور دیگری جز در طنز نداشته اند؟! نمونه دیگر وب سایت فارسی بی بی سی است که در چهره های ویژه نامه صدمین سال مشروطه این وب سایت تنها از بی بی خانم استر آبادی یادی شده است و نشانی از حضور سایرین نیست. اسناد و مدارک به جای مانده از دوران مشروطیت و گزارش های مجلات و روزنامه های آن دوران به علاوه تاریخ شفاهی به جای مانده حاکی از این است که فعالیت های زنان را می توان در چهار دسته تقسیم بندی کرد: تلاش برای کسب حقوق سیاسی و اجتماعی، ایجاد و گسترش مدارس دخترانه برای ارتقای آگاهی زنان، انتشار مجله ها و نشریات زنانه و تاسیس انجمن ها و تشکل های مستقل زنان. در زیر به معرفی چند تن از زنان فعال در این حوزه ها پرداخته شده است که این روزها در هیاهوی صدسالگی مشروطه خواهی جز سایه و حضوری محو نشانی از آنها نیست.

صدیقه دولت آبادی؛ زنی از جنسی متفاوت
او بنیان گذار مهدکودک در ایران و مبتکر آموزش بزرگسالان است. در سال 1261 در خانواده ای روحانی در اصفهان دیده به جهان گشود که تفاوتی در علم آموزی میان دختر و پسر قائل نبودند. دولت آبادی اولین مدرسه دخترانه در شهر اصفهان را به نام « مکتبخانه شرعیات» دایر کرد، اقدامی که اعتراضات فراوانی را به دنبال داشت. دامنه این اعتراضات و سنگ اندازی ها انقدر گسترش یافت تا سرانجام مدرسه او را تعطیل کردند. اما او که از اعضای « انجمن همت خواتین» نیز بود در راستای هدف اصلی این انجمن که ترویج منسوجات وطنی بود، دست به تاسیس تعاونی «شرکت خواتین اصفهان» زد و همزمان دبستان دخترانه دیگری با نام « ام المدارس» را نیز دایر کرد که برای جلوگیری از اعتراضات گسترده اداره آن را به مهرتاج رخشان سپرد. صدیقه دولت آبادی در سال 1298 دست به انتشار نشریه « زبان زنان» زد که اولین نشریه ای بود که کلمه زنان در عنوان ان گنجانده شده بود. این نشریه که جنبه سیاسی و اعتراضی آن به تدریج پررنگ تر شده و از مسائل زنان فاصله گرفت، در دومین سال انتشار به دستور حکومت توقیف شد. در پی تعطیلی نشریه، دولت آبادی برای ادامه تحصیل عازم فرانسه شد و تحصیلات خود را در رشته تعلیم و تربیت در دانشگاه سوربن به پایان زساند و در دوران حضور در پاریس به نمایندگی از زنان ایران در کنگره بین المللی زنان در سال 1304 نیز شرکت کرد. پس از بازگشت به ایران، دست به تاسیس دبستان و دبیرستان بزرگسالان در جوار کانون بانوان زد و موفق شد راه سواد آموزی زنان بزرگسال را بالاخره هموار کند. او در راستای فعالیت های مطبوعاتی خود این بار دست به تاسیس مجله «جهان زنان» شد که انتشار آن تا پایان عمر وی ادامه داشت. صدیقه دولت آبادی در کنار فعالیت ها و نوشته های سیاسی خود، هرگز از آموزش زنان و مباحث مربوط به آنها غافل نبود. او که در سال 1340 درگذشت وصیت کرده بود که در سوگش عزا نگیرند و هیچ کس لباس سیاه بر تن نکند. او در کنار برادرش یحیی دولت آبادی در گورستان کوچکی در قلهک به خاک سپرده شده است، با سنگ قبری که این روزها شکسته است و در بسیاری نشریات روا نیست چیزی از او نوشته شود.

محترم اسکندری؛ دختر شجاع ایران
اولین زنی است که در تاریخ معاصر ایران به جرم شورش بازداشت شد و موسس یکی از رادیکال ترین و تاثیرگذارترین انجمن های زنانه ایران یعنی « انجمن نسوان وطنخواه» بود. او در سال هزار و دویست هفتاد و چهار خورشیدی در خانواده ای که همه آزادی خواه و مشروطه طلب بودند به دنیا آمد. نه ساله بود که بر اثر ضربه وارده بر ستون فقرات در اثر افتادن، در این ناحیه بدن دچار مشکل شد. او که نزد میرزا محمد محققی ادبیات فرانسه و تاریخ ادبیات فارسی می خواند بعد از مدتی با معلم خود پیوند زناشویی بست. پیشینه آزادیخواهی خانواده اش او را نیز به این وادی کشاند. اولین مقالات خود درباره حقوق زنان را در نشریه «حقوق» که ارگان « انجمن آدمیت» بود به چاپ رساند، انجمن و نشریه ای که پدرش بنیان گذار آن بود. اسکندری که معلم دبستان دولتی نیز بود، با دعوت از عده ای از زنان همسو و همفکر خود«انجمن نسوان وطن خواه» را تاسیس کرد که بیشتر اعضای آن چون خود او چپ بوده و سابقه کار تشکیلاتی و سیاسی نیز داشتند. بزودی این جمعیت دست به انتشار نشریه ای با نام « نسوان وطن خواه» نیز زد که فروش خوب آن نشان از اقبال عمومی به این نشریه داشت. انجمن نسوان وطن خواه، انجمنی است که یکی از جسورانه ترین اقدامات اعتراضی تاریخ مبارزات زنان را پی ریزی و اجرا کرد. در پی پخش جزوه ای توهین آمیز نسبت به زنان با نام « مکر زنان» در سطح شهر، اعضای این انجمن و در راس آنها محترم اسکندری در یک روز شلوغ در میدان توپخانه تهران تعدادی از نسخه های این کتابچه را جلو چشم مردم به آتش کشیدند. در پی این اقدام بود که شهربانی وقت اسکندری را بازداشت کرد و او در بازجویی با جسارت تمام گفت: « این کار دفاع از مادر و خواهر شما بود. ما هم مثل شما عقل داریم و مکار نیستیم.» محترم اسکندری به دلیل جسارت و صراحتی که در اعتقاد و مبارزه خود داشت، همه عمر با آزار و اذیت و تهمت روبرو بود، حتا گاه در کوچه ها بچه ها به تحریک خشکه مذهبی ها به او سنگ می انداختند و بر سرش خاک می ریختند. او که به راستی ستون « انجمن نسوان وطنخواه» نیز بود، در سن بیست و نه سالگی به هنگام عمل جراحی ستون فقرات خود در گذشت.

بی بی خانم استرآبادی؛ زنی قلم به دست
« تادیب النسوان» اولین جزوه توهین آمیز علیه زنان نبود که منتشر شد، همانطور که آخرین هم نبود. اما بی بی خانم استرآبادی اولین زنی بود که با جسارت دست به انتشار جزوه ای به مقابله با این جزوه توهین آمیز زد. او زنی با دانش بود که خطی خوش داشت. دختر « محمدباقر خان استر آبادی» سرکرده سواران استر آباد بود. در کتابچه توهین آمیز « معایب الرجال» که یک شاهزاده قاجاری که هرگز فاش نشد نام اصلی او چیست آن را به تحریر در آورده بود، سعی شده بود که با برشمردن عیب های زنان تهرانی آنها را مقصر و عامل برهم خوردن کانون زندگی خانوادگی نشان دهند. بی بی خانم در کتاب خود که در مقابله و پاسخ به این کتاب بود نوشت: «من که خود را قابل تادیب کردن رجال ندانسته، لهذا جواب کتاب تادیب النسوان را معایب الرجال نهادم.» او در این کتاب عیوب مردان را به تفصیل در چهار بخش تشریح کرد: فصل اول- اطوار شرابخوار، فصل دوم- کردار اهل قمار، فصل سوم- در تفصیل چرس و بنگ و وافور و فصل چهارم- شرح گفتگو و اوضاع اجامر والواط و اقراب. بی بی خانم در این کتاب، ضمن برشمردن عیوب مردان ، آداب صحیح زندگی مشترک را نیز بیان کرده است. او جزو اولین زنان مقاله نویس تاریخ ایران نیز هست که به ویژه در نشریه « تمدن» مقالات بسیاری از او به چاپ رسیده است.

فخر آفاق پارسا، روزنامه نگار در تبعید
نخستین زن روزنامه نگاری و از اولین زنانی است که تبعید را تجربه کرد.شش ساله بود که مادرش خطر کرد و دور از چشم پدر او را به مدرسه ای برد که خود در آن به آموزش گلدوزی و خیاطی می پرداخت.دوازده ساله بود که پدر بالاخره اجازه داد در خانه هم به یادگیری زبان فرانسه و عربی بپردازد. در چهارده سالگی شروع به تدریس در دبستانی دخترانه کرد و یک سال بعد با پسر مدیر دبیرستان که مدیر مسئول روزنامه « رعد» بود ازدواج کرد. پس از آنکه با شوهر به مشهد مهاجرت کرد، موفق شد مجوز نشر مجله « جهان زنان» را بگیرد و با همکاری شوهر خود فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد. او با اینکه همواره سعی می کرد مشی محافظه کار نشریه را حفظ کند باز هم از مخالفت ها و اعتراضات در امان نبود و بالاخره مخالفان موفق شدند نه تنها مجوز نشریه او را لغو کنند، بلکه موجبات تبعید او از مشهد به اراک را هم فراهم کنند.در سر راه اراک در شهر قم ماندگار شد و دو سال تبعید خود را در فضای سنتی و مذهبی این شهر با ناراحتی و رنج بسیار سر کرد. او بعد از انکه تلاش های بسیاری برای انکه از نشریه خود رفع توقیف کند ناکام ماند، به عضویت « جمعیت نسوان وطنخواه» در آمد و مشی محافظه کارانه سابق را کنار گذاشت و تا آخر عمر در راه احقاق حقوق زنان تلاش های بسیار کرد.
اینها تنها نام های چندتن از زنان بسیاری است که سالهای زندگی خود را وقف آزادی خواهی و احقاق حقوق زنان و آگاهی بخشیدن به جامعه کردند. مبارزان راه آزادی و مشروطه تنها مردانی نیستند که سرتاسر تاریخ مشروطیت را نام آنها پر کرده است و در هر شهری خیابانی و کوچه ای به نام آنها است و تصویری از آنها در کتاب های درسی. تصویر این راه را زنان نیز نقش زدند، از آن زنانی که با لباس مردانه جنگیدند، تا تک تک آن زنانی که با دست خالی اما دلی شورمند عزم جزم کردند و نشریه ای زنانه راه انداختند، و آن زنانی که ضرورت کار جمعی و انجمن مستقل از مردان را درک کردند و تشکل های زنانه را راه اندازی کردند، تا همه زنانی که دل قرص کردند و به جنگ خرافات و مخالفت های متعصبین خشک ذهن رفتند و با پایداری مدارس دخترانه راه انداختند، تک تک زنانی که پا به پای مردان در تظاهرات ها شرکت کردند، آن زنانی که طلاهای خود را به در مجلس بردند و این تنها سرمایه خود را برای احداث بانک ملی تقدیم مجلس کردند، تا آن زن کارگر تهی دستی که روزی یک سکه به در مجلس برد که تنها پس انداز او بود و خواست این تنها دارایی او را در راه مشروطه و رهایی از بیگانگان صرف کنند.

چهره زنانه مشروطه:
صدیفه دولت آبادی ،یکی از زنان نامرئي تاريخ/ شهلا اعزازي-زنستان
مريم عميد; چراغي فرا راه سوادآموزي دختران/ سرمايه- فرناز سيفي
روشنك نوعدوست، بانوي فرهنگساز گيلاني / مريم حسين خواه- روزنامه اعتماد ملي
فخر آفاق پارسا، روزنامه‌نگار زن تبعيدي / روزنامه سرمایه- فرناز سیفی
بي‌بي خانم استرآبادي، اولين معلم دختران ايران/مريم حسين خواه- روزنامه اعتماد ملي
محترم اسكندري; عزمي ثابت و قدمي استوار/روزنامه سرمایه- فرناز سیفی
نورالهدي منگنه: پيشگام در سواد آموزي زنان/تيلوفر انسان- روزنامه سرمایه
ماهرخ گوهرشناس; شورمندي تلاش و مبارزه/ روزنامه سرمایه- فرناز سیفی

منبع : زنستان

لینک نوشته
شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


جهت رويت مطالب قبلي به آرشيو وبلاگ مراجعه كنيد
 
انجمن زنان پژوهشگر تاريخ
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها

آمار و خروجی
  RSS 2.0  


Powered by:
پرشین وبلاگ