- انجمن زنان پژوهشگر تاریخ -
 
 

به تازگی ديوان عايشه درانی، از شاعر زنان مشهور عصر درانی ها در شهر هرات به کوشش و هزينه جليل نهيک فلاح، از ادب دوستان اين شهر چاپ شده است.

آقای فلاح در نبشته کوتاهی که در آغاز ديوان آورده می گويد که ديوان چاپی عايشه را به طور تصادفی نزد يکی از کتابفروشان شهر هرات ديده و به بازچاپ آن اقدام کرده است.

ظاهراً ساليان بسيار دور ديوان عايشه درانی در کابل چاپ شده بود که اينک ناياب شده است.

آقای فلاح در آغاز اين ديوان، تحقيقی را از مرحوم غلام فاروق فلاح، برادرش آورده که از استادان ادبيات دری دانشگاه کابل بود.

به نظر می رسد ديوان عايشه درانی بايد کامل باشد چرا که شامل قصايد، غزليات، رباعيات و قطعات برجای مانده از اين شاعر است.

\'ستاره ادب\'

عايشه درانی دختر يعقوب علی خان توپچی باشی يک تن از رجال عصر درانی های افغانستان است و خود نيز در زمان تيمور شاه درانی به سرايش شعر آغاز کرده است.

آقای فلاح در نبشته تحقيقی خود در مورد عايشه، او را يکی از \"ستارگان ادب و شعر افغانستان\" در نيمه دوم قرن سيزدهم خورشيدی خوانده است.

اين درست مصادف با زمانی است که به نوشته آقای فلاح، \"احمد شاه درانی در قندهار توانست بر آشوب های حاکم در افغانستان غلبه کند و بنياد يک نظام نيرومند را در اين کشور بگذارد.\"

احمد شاه نيز به شعر و ادب علاقه داشت و به سرايش شعر به زبانهای پشتو و دری می پرداخت.

از او ديوانی به زبان پشتو و ديوانی ديگر به زبان دری در دست است.

حافظ و جامی

آنگونه که روايت می کنند، عايشه نخستين شعر خود را در حضور تيمور شاه درانی، در تمجيد از \"افق گلفام\" کابل خوانده است:

شفق را لاله گون ديدم نماز شام در گردون
مگر خورشيد را کشتند که دارد دامن پر خون

عايشه اين شعر را به گفته آقای فلاح در بيست سالگی سروده است.

به نوشته آقای فلاح در دوره ابدالی ها و درانی ها بيشتر شاعران از حافظ و جامی پيروی می کردند و دنباله رو مکتب عراقی بودند.

عايشه نيز به شعر حافظ علاقه داشت و می کوشيد اشعارش به سبک و سياق لسان الغيب باشد.

نمونه ها

حافظ:
ساقی به نور باده بر افروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

عايشه:

ساقی بيار باده و پر کن به جام ما
تا نه رواق چرخ بگردد به کام ما

حافظ:

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
که سر به کوه و بيابان تو داده ای ما را

عايشه:

اگر به خواب ببينم جمال رعنا را
سر از سرور به افلاک می رسد ما را

سه مرحله متفاوت

آقای فلاح شاعری عايشه را شامل سه مرحله می داند:

شاعری عايشه شامل سه مرحله است، نخست مرحله غزلسرايی و سال های جوانی که در عهد تيمور شاه درانی گذشت.

دوم مرحله سرايش شعرهايی با رنگ و بوی تصوف و عرفان است که مصادف با دوران جنگ های داخلی پسران تيمور شاه و حمله انگليس به افغانستان است.

سومين مرحله نيز، شامل مرثيه سرايی های پس از شکست سلسله درانی ها در افغانستان می شود

نمونه ای از شعر عايشه در نخستين مراحل شاعری او در زير می آيد:

بی تو ای مونس جان تخت سليمان چه کنم
عمر خضر ار بودم حشمت خاقان چه کنم

با تو در دوزخ سوزان بتوان زيست مدام
بی تو با حور جنان روضه رضوان چه کنم

گرچه ابر کرم از چشمه حيوان بارد
بس ببارد به سر و لوُ لوُ و مرجان چه کنم

نيست بر لوح بصر غير خط زنگاری
چون نبينم رخ تو يوسف کنعان چه کنم

روز شب کردم و شب روز نيامد يارم
عمر بر باد شد اکنون سر و سامان چه کنم

هر کسی کشته خود می درود آخر کار
هستم از فعل بد خويش پشيمان چه کنم

عايشه درد تو بگذشته ز قانون شفا
چون علاجی نبود سعی به درمان چه کنم

منبع : کانون زنان ایرانی
<><>

 
  
  
  
  
  
 
  
  
  
 

لینک نوشته
شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


جهت رويت مطالب قبلي به آرشيو وبلاگ مراجعه كنيد
 
انجمن زنان پژوهشگر تاريخ
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها

آمار و خروجی
  RSS 2.0  


Powered by:
پرشین وبلاگ