- انجمن زنان پژوهشگر تاریخ -
 
 

کارش کم شده است، رپیتوین را می‌گویم، کارش که گرم نگاه داشتن ریشه های درختان، در زیر زمین است، کم شده است. وقتی نگاهت را بچسبانی به ناصافی تنه‌ی سرمادیده ی درخت، می‌توانی جوانه‌های کوچک و سفت و سبزی را ببینی که اگرچه می‌دانند چه چشمها که نگران آنهاست، با صبوری نشسته‌اند تا نمایش نخوت را، به وقتش، آغاز کنند. رپیتوین، ایزد گرمای نیمروز و تابستان تا اولین روز فروردین در زیر زمین می ماند.تا نیمروز اولین روز فروردین، می ماند تا مبادا جوانه‌های کوچک وسفت و سبز، این طفلان مغرور توان مقابله با دیو سرما را از دست بدهند.
راستی هیچ فکر کرده اید که نیاکان ما با چه ظرافت و چه شعرگونه طبیعت را برای خود معنا می کرده‌اند؟ در این صبح های اسفندی، وقتی نوازش هوای بهاری را روی پوست صورت خود حس می‌کنید، وقتی بی‌توجه به اطرافیان، چیزی را، سرودی، شعری را زیر لب زمزمه می‌کنید، هیچ فکر کرده‌اید که کسانی در آن هزاره‌های تاریخ نیز برای این نوازش بهاری قصه می‌پرداخته‌اند؟ برای شکست دیو سرما سرود می‌خوانده‌اند و یکسره آماده می‌شده‌اند تا جشن بزرگ رونمایی بهار را در نوروز بزرگ گرد هم آیند؟
سیما سلطانی

 

لینک نوشته
چهارشنبه ۸ اسفند ،۱۳۸٦ - انجمن زنان پژوهشگر


جهت رويت مطالب قبلي به آرشيو وبلاگ مراجعه كنيد
 
انجمن زنان پژوهشگر تاريخ
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها

آمار و خروجی
  RSS 2.0  


Powered by:
پرشین وبلاگ