- انجمن زنان پژوهشگر تاریخ -
 
 

4 روز از گزارشهاي باستان شناسي در سمپوزيوم سالانه گزارشهاي باستان شناسي ايران سيراب شدم. وه كه چه زيبا و غرورآفرين بود. 4 روز تمام از اينكه ايرانيم و احتمالاً وطنم خاستگاه تمدن بين النهرين و احتمالاً تمدن جهان است به خود باليدم، به خود باليدم از اينكه نخستين جراحي چشم مصنوعي از جنوب شرقي وطن من مايه گرفته است، نخستين انيميشن، نخستين خط، نخستين روستا و بسيار نخستين هاي ديگر از كشور من ، ايران من، پا گرفته است.
حالا مي فهمم كه چرا آن آشناي فيليپيني پس از يك سخنراني يك ساعته ي من در باره ي ايران، پرسيد شما ايرانيان را چه مي شود كه دور از ايران جز از ايران سخن نمي گوييد ، جز از ايران و بازگشت به آن نمي انديشيد؟ راستي مگر مي شود به 7 هزارسال تاريخ بسته باشي و جز از خاستگاهت سخن بگويي؟
در اين 4 روز يكسر به عالم دانشجويي بازگشتم اگرچه كه عالم دانشجويي دانشجويان فعلي هيچ شباهتي به عالم ما نداشت كه آمده بوديم دنيا را تغيير دهيم. ما ترشرو و سفيد-سياه بوديم و اينها بگو بخند و رنگي، ما جدي و سختگير بوديم و اينها سهل انگار، ما متكبر و خودبين بوديم اينها متواضع و تأثير گذار. بودن در ميانشان شيرين بود اگرچه ذهنم از نقد حركات و سكنات و پوششان باز نمي ايستاد اما دوست داشتني بودند و از خود. نمودي ديگري از جوانان وطن كه روزي ما بوديم و امروز اينانند. 
باستان شناسي با اين گزارشها، با اين انبوه خوب و بد گزارشها از عالم از ما بهتران سقوط كرده است و اينك در دست ماست، در دست من علاقه مند. پيش از اين گزارشها سنگين بود و نامفهوم، اينك فراوان است و قابل درك و غرورآفرين. امروز در دست ايرانيان است و پيش از اين در دست ديگران. مجيدزاده، استاد قابل احترام باستان شناسي در گزارش جيرفت سخن زيبايي گفت كه به دل مي نشست. گفت در اين چند فصل كار در جيرفت، ما دست كم 15 باستان شناسي خارجي را تربيت كرديم. دست مريزاد.

سيما سلطاني


لینک نوشته
دوشنبه ۳ دی ،۱۳۸٦ - انجمن زنان پژوهشگر


جهت رويت مطالب قبلي به آرشيو وبلاگ مراجعه كنيد
 
انجمن زنان پژوهشگر تاريخ
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها

آمار و خروجی
  RSS 2.0  


Powered by:
پرشین وبلاگ