- انجمن زنان پژوهشگر تاریخ -
 
 

منبع : کانون زنان ایرانی

در دههء 1940 ميلادي (دههء 1320 شمسي)، با پررنگ شدن حضور هر سه جريان قدرتمند بزرگ ايران (مذهبيون، ملي‌گرايان و سوسياليست‌ها) در عرصهء نشر، روزنامه‌نگاري جان تازه‌اي يافت و اميدها نسبت به آن افزون شد. آنچه از آن به عنوان «موج دوم مطبوعات زنان»(1) ياد مي‌شود، از سال 1941 ميلادي 1320 شمسي) تا 1953 ميلادي 1332 شمسي) دوام داشت. اين سال‌ها، همان سال‌هايي بود كه محمد مصدق جنبش ملي شدن صنعت نفت را رهبري مي‌كرد و سرانجام به رفتن انگليسي‌ها از ايران و خلع قدرت از شاه منجر شد، هر چند او دوباره به كمك «سيا» قدرت را بازيافت. طي جنبش ملي شدن صنعت نفت، 373 نشريه چاپ شد كه 70 تاي آن‌ها ضد مصدق بودند(2) و بسياري از آنان به زنان اختصاص داشتند. از جمله نشريهء «عالم زنان» كه مركز انتشارات و تبليغات سفارت انگليس در تهران به عنوان بخشي از فعاليت‌هايش در ترويج مدرنيزاسيون در ايران آن را چاپ مي‌كرد. همچنين روزنامه‌اي با عنوان «رستاخيز ايران» كه توسط اعضاي يك خانواده در تهران چاپ مي‌شد، در ابتدا سه صفحه از 12 صفحه‌اش را به مسايل زنان اختصاص داده بود، اما بعدائ با كوچك شدن حجم كلي آن، از حجم مطالب زنان نيز كاسته شد.

در اين سال‌ها، سازمان‌هاي متعلق به جناح چپ در ايران، با داعيه‌هايي براي عدالت، برابري و آزادي براي جامعه‌اي كه در اثر قرن‌ها حاكميت خودكامگان و فقر، به ويراني كشيده شده بود، توانستند حمايت و همدلي مردم را در حد وسيع جذب كنند. در اين سال‌ها، ماهنامه‌اي وابسته به سازمان زنان حزب توده تحت عنوان «بيداري ما»، به سردبيري زهرا اسكندري چاپ مي‌شد و شعار آن اين بود: «ما نيز در اين خانه حقي داريم» در تابستان 1324، اين ماهنامه توجه خوانندگان بسياري را به خود جلب كرد و به شهرت رسيد، اما نتوانست بيش از چند ماه دوام بياورد. در اين زمان، جهان زنان نيز به صورت هفته‌نامه درآمد و به ارگان رسمي سازمان حزب توده تبديل شد. سردبير آن، يكي از فعالان سياسي زن به نام نجم الحاجيه هوشمند بود. اين نشريه تا كودتاي سال 1332 چاپ مي‌شد و بعد از انقلاب 1357 نيز مجددا ظاهر شد. برخي ديگر از نشريات زنان عبارت بودند از: زن امروز; ماهنامه‌اي به نام بانو; نداي زن; نزهت; حقوق زنان و جهان تابان. در سال 1332 به تنهايي، پيش از كودتايي به رهبري سيا، تعداد زنان خبرنگار و روزنامه‌نگار از مجموع تعداد زناني كه در 11 سال اول بعد از انقلاب در اين حيطه فعاليت مي‌كردند، بيشتر بود.

با قدرت يافتن مجدد شاه و سقوط دولت مصدق، فعاليت بسياري از احزاب سياسي و ارگان‌ها و نشريات آنها ممنوع شد. انقلاب ديگري لازم بود تا دوباره آن روزهاي باشكوه آزادي مطبوعات، كه شكوفايي مطبوعات زنان را نيز به همراه داشت، بازگرداند. از اواسط دههء 30 شمسي تا انقلاب 1357 تنها تعداد اندكي نشريه اجازه انتشار داشتند. هرچند زنان به عنوان روزنامه‌نگار، سردبير، مدير مسوول، عكاس و غيره به فعاليت‌هاي خود ادامه مي‌دادند، اما بيشتر آنان يا در استخدام نشريات تخصصي وابسته به وزارت‌خانه‌ها يا وابسته به گروه‌هاي رسمي زنان برگزيدهء طبقهء حاكم بودند. نشريات تخصصي تيراژي كم و خوانندگاني محدود داشتند. ارگان‌هاي رسمي طبقهء حاكم، هر چند بعضا مطالب مفيدي داشتند، اما بلندگوي رژيم به حساب مي‌آمدند و از احترام كمي برخوردار بودند.

در اين دوران، دو مركز انتشاراتي بزرگ كيهان و اطلاعات بازار را در اختيار داشتند و در زمينه‌هايي چون جوانان، ورزش و كودكان، با يكديگر رقابت مي‌كردند. براي هر دو اين مراكز انتشاراتي، مجلات زنان نيز اهميت داشتند. ابتدا اطلاعات بانوان در سال 1336 منتشر شد كه صفحات آن پر از حرف‌هاي خودماني و شايعات پيش‌پا افتاده دربارهء مشاهير، اخبار خاندان سلطنتي، آشپزي، بهداشت، زيبايي و خانه‌داري بود. اين مجله به صورت هفتگي تا انقلاب 1357 در مي‌آمد. از آن پس، تا سال 1359 چاپ آن متوقف بود. تا اين كه مجددائ انتشار خود را به سردبيري زهرا رهنورد، يكي از چهره‌هاي شاخص بعد از انقلاب و همسر ميرحسين موسوي، نخست وزير ايران از سال 1359 تا 1367، آغاز كرد.(3)

كيهان، ناشر بزرگ ديگر، اولين مجلهء زنان خود را در سال 1343 منتشر كرد. اين مجله كه هر هفته به صورت رنگي چاپ مي‌شد، زن روز نام داشت و هر چند مدير مسوول آن فروغ، همسر مديرمسوول كيهان مصطفي مصباح‌زاده بود، اما سردبير آن مرد بود. زن روز بعد از مدتي اندك اطلاعات بانوان را پشت سر گذاشت و به محبوب‌ترين مجله در ايران تبديل شد. بيش از نيمي از حجم آن را تبليغات و عكس مي‌گرفت، از سياست به دور بود و در عوض به غذا و آشپزي، خانواده، مد و مسابقات زيبايي در ايران و كشورهاي ديگر جهان مي‌پرداخت. صفحات خبري آن در پيروي از سياست‌هاي رژيم پهلوي، به اخبار خانوادهء سلطنت، بازديدكنندگان خارجي، به خصوص زنان مشهوري كه به ايران مي‌آمدند، اختصاص داشت و هر از گاهي، مقاله‌اي جدي راجع به تغييرات قوانين خانواده نيز در آن به چاپ مي‌رسيد.(4)

با فعال‌تر شدن گروه‌هاي چپ در ايران از اوايل دههء 50، رژيم سعي كرد ماركسيسم را بي‌اعتبار كند و با اسلامي نشان دادن خود، تاثيرات گروه‌هاي مذهبي را خنثي سازد. به پيروي از اين سياست، زن روز گزارش‌هايي را از سفرهاي شاه و خانواده‌اش به شهرهاي مقدس در هيات مذهبي، مثلا با پوشش چادر چاپ مي‌كرد. در بحبوحهء انقلاب 1357، زن روز عليه رژيم پهلوي تغيير موضع داد و تمام الگوهايي كه در سال‌هاي پيش به عنوان الگو و نمونه ارايه كرده بود، نامعتبر، فاسد و در خدمت تجارت ناميد. بلافاصله بعد از انقلاب تنها 23 شماره از زن روز منتشر شد. چاپ آن در سال 1357 متوقف شد. تا اين كه در تابستان 1359 در هياتي كاملا اسلامي مجددائ شروع به چاپ كرد.

پي‌نوشت‌ها

1- معصومه كيهاني، «مسايل مربوط به زنان در روزنامه‌هاي تهران چگونه منعكس مي‌شوند؟»، رسانه، 13/2، 2002

2- فريد قاسمي، مطبوعات ايران در قرن بيستم، ايران، 1380

3- ميترا باقريان، تحليل اقتصادي فعاليت‌هاي روزنامه‌نگاري زنان، مجلهء زنان، 1/3، 1372

4- معصومه كيهاني، «مسايل مربوط به زنان در روزنامه‌هاي تهران چگونه منتشر مي‌شود»، رسانه، 17/2، 1381

منبع :

Annabelle Sreberny-Mohammadi and Ali Mohammadi, Small Media, Big Revolution: Communication, Culture, and the Iranian revolution (Minneapolis, 1994

لینک نوشته
شنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


منبع : کانون زنان ایرانی

هـمـايش «زن و مشروطه» عصر يكشنبه 22 مردادماه كار خود را با شعار «گفتم كه بانگ هستي خود باشم اما...» آغاز كرد. اين همايش 100 سال پس از انقلاب مشروطه، زنان و البته مرداني را در كتابخانهء حسينيهء ارشاد گردهم آورد و به بازخواني نقش و سهم زنان در اين انقلاب پرداخت. در ميان مهمانان اين جلسه محمود دولت‌آبادي، نويسنده هم ديده مي‌شود. زناني با مانتو و روسري‌هايي با رنگ شاد، سالن بزرگ كتابخانه را درست مثل رنگين‌كمان مطبوع كرده بودند و البته نوع خاص پذيرايي يعني شربت سكنجبين و لقمه‌اي از زنان و پنير و سبزي هم آن را خاص‌تر از بقيهء جلسات كرده بود.

ورق خوردن برگ‌هاي تاريخ از مرد‌سالاري به زن‌سالاري

ناصر تكميل‌همايون، استاد دانشگاه اولين سخنران است و دربارهء نقش زنان در شكل‌گيري جنبش مشروطه سـخن مي‌گويد: «به نام آن‌كه زن را آفريد... هيچ كس بر ديگري برتر نيست مگر به پرهيزگاري و نيكوكاري...»

او ابتدا از پژوهش‌هايي كه دربارهء زنان انجام مي‌شود، گلايه مي‌كند و نقص‌هاي آن را برمي‌شمارد: «تاكنون بيش از _50 رساله در رابطه با زنان زير نظر من نوشته شده است. صفحات اوليهء اين رساله‌ها به گله‌گذاري و شكايت از ستم مردان و دعوت زنان براي مبارزه و احقاق حق‌شان اختصاص داده شده است. آن‌چه در اين رساله‌ها ديده نمي‌شود اين است كه وضعيت زنان بدون توجه به جامعه، تاريخ و سرگذشتشان مطالعه مي‌شود.»

او دومين اشكال اين مطالعات را ناشي از نبودن ديدگاه جامعه‌شناسي مي‌داند: «ما نيامديم ميدان وظايف اجتماعي را بشناسيم، اين كه چه وظايفي برعهدهء زن گذاشته شده است. اين‌جا بايد به هست و نيست توجه كنيم نه خوبي و بدي.»

به گفتهء او توجه نكردن به عوامل برون جامعه‌اي يكي ديگر از ايرادات اين تحقيقات است: «ما هيچ وقت فكر نكرديم كه در اين جامعه، يوناني‌ها حمله كردند، سلسلهء هخامنشيان را از بين بردند. ما بيش از 600 سال با رومي‌ها جنگ داشتيم، عرب‌ها، ترك‌ها و مغول‌ها به ايران حمله كردند. در 200 سال اخير با انواع امپرياليسم‌هاي گوناگون مواجه بوديم و اين عوامل قطعائ روي اموال زنان اثر گذاشته‌اند.»

همچنين اين استاد دانشگاه معتقد است كه در تحقيقات مربوط به اين حوزه اعتقادات، ايدئولوژي و انديشه‌ها دخالت داده مي‌شود: «هر كسي با عينكي كه به چشم زده است به زن نگاه مي‌كند.»

تـكميل‌همايون بعد از بيان اين مقدمات به شرح وظايف و كاركردهايي مي‌پردازد كه در طول تاريخ برعهدهء زنان و مردان گذاشته شده است و مي‌خواهد با برجسته كردن بعضي از وظايف زنان كه در طول تاريخ آن را انجام داده‌اند، نقش اين جنس را نيز برجسته كند: «90 درصد تربيت فرزندان در تاريخ ايران برعهدهء مادران بوده است. اجتماعي كردن نيز همين‌طور. در دو نهاد بارز خانواده و نهاد تعليم و تربيت، زنان نقش اول را دارند. اما حضور نيمه بارز زن در نهاد اقتصاد به اين دليل بوده كه زن در بيرون از منزل كار نمي‌كرده است. اگر زن در خانه نباشد، آن جامعه، قوام و دوام نمي‌گيرد.»

و اين جملهء پاياني ظاهرائ به مذاق زنان حاضر خوش نيامده است اين‌كه اين استاد دانشگاه دايمائ تاييد مي‌كند اين وظايفي بوده كه تاريخ برعهدهء دو جنس گذاشته است. هرچند باز هم تاكيد مي‌كند كه به خوبي و بدي اين وظايف كاري ندارد. اما باز هم با گفتن اين جملات پچ‌پچ و همهمهء صداي زنان حاضر در جلسه بلند مي‌شود.

اما اين استاد دانشگاه باز هم ادامه مي‌دهد: «تقسيم كار در جامعه يك كار جامعه‌شناسي است. حتي اگر قبول هم نكنيد، اين واقعيتي است كه وجود داشته است.»

او در ادامه به نقش زنان در نهاد سياست اشاره مي‌كند و با نام بردن شخصيت‌هايي همچون «اعتمادالسلطنه»، عمهء ابو سعيد ابوالخير، مهدعليا اين نقش را نشان مي‌دهد.

به گفتهء او تغييرات در جامعه ناشي از بخش سياسي بوده است: «ما مي‌بينيم كه در بخش سياست از اواسط قرن نوزدهم به بعد زنان خواست‌هاي سياسي پيدا كردند. اين پديدهء قرن 19 و 20 است كه زن‌ها افزون بر كاركردهاي تاريخي‌شان خواهان كاركرد سياسي نيز شدند» و به اين خواست‌هاي سياسي زنان اشاره مي‌كند: «در ايران شورش سياسي عليه گريبايدوف اولين حركت زنان بود. جنبش تنباكو، به عنوان دومين حركت زنان و حركت دوشادوش و شايد جلوتر از مردان در انقلاب مشروطيت به عنوان سومين حركت سياسي زنان شمرده مي‌شود.»

به عقيدهء ناصر تكميل همايون زنان دانسته يا ندانسته به سوي كاركردهاي ديگري رفتند. از جمله در بخش نهاد دانش: «از 240 دانشجوي اوايل سلطنت پهلوي امروز به جايي رسيده‌ايم كه بيش از 64 درصد از پذيرفته‌شدگان دانشگاه‌ها زنان هستند. اين نشان مي‌دهد كه زنان شايستگي دارند و پيش‌بيني مي‌كنم كه با اين شايستگي زنان بتوانند نهادهاي ديگر را نيز بگيرند و چه بسا، دوران جديدي در تاريخ بشر به وجود بيايد، آن هم زن‌سالاري در ايران است.»

سخت‌گيري درباره حقوق زنان از صدر مشروطه تا حال

فريده غيرت، وكيل، دومين سخنراني اين همايش را برعهده مي‌گيرد. با اقتدار سخن مي‌گويد و در مدت 20 دقيقه‌اي كه پشت تريبون است از حاضران صدايي را نمي‌شنوي.

او با مرور شكل‌گيري مشروطيت در ايران به بحث قانون و قانون‌گذاري آن زمان مي‌پردازد: «فرمان مشروطيت در چـهـاردهـم مرداد 1285 به وسيلهء مظفرالدين شاه به امضا رسيد. اولين مـجلس قانون‌گذاري افتتاح شد و ماحصل ارزشمند اين دوران تهيه و تدوين قانون اساسي بود.»

به گفتهء او با برپايي مجلس، نظام‌نامهء انتخابات نوشته شد. در اين نظام‌نامه، غير از محروميت و عدم ذكر زنان، مردم به شش گروه شاهزادگان و قاجاريان، علما و طلبه‌ها، اعيان و بازرگانان، زمين‌داران و كشاورزان و پيشه‌وران تقسيم شدند و هركدام نمايندگاني را به مجلس معرفي كردند.

اين حقوق‌دان زن انقلاب مشروطه را از دو جهت بررسي مي‌كند. يكي از جهت نقش و حضور موثر و علني زنان در انقلاب و ديگري تاثير انقلاب در حقوق زنان.

او دربارهء نقش موثر و علني زنان در انقلاب مشروطه مي‌گويد: «متاسفانه با بررسي تاريخ مشروطه، جاي خالي زنان را در تمام عرصه‌هاي اجتماع مي‌بينيم. جمعيت ايران در زمان انقلاب مشروطه بين 9 تا 10 ميليون نفر بود كه نيمي از آنان را زنان تشكيل مي‌دادند كه قطعائ در شكل‌گيري فعاليت‌هاي ضد استبدادي و بروز انقلاب مشروطه دخيل بودند و اين حقيقتي انكارناپذير است. اما متاسفانه كم‌تر به ذكر نامي از آنان برمي‌خوريم.»

او دليل ذكر نشدن و يا ذكر نكردن نام زنان را اين‌گونه مي‌گويد: «شايد اين انديشه ناشي از اعتقادات سنتي و قومي و ديني مردان بوده كه در مواردي حتي از ذكر نام زنان و دختران و مطرح كردن آنان در جامعه خودداري كردند و اگر رفتاي غير از اين سر مي‌دادند آن را مخالف شوون خانواده و حيثيت خود مـي‌دانستند و شايد به اين دليل كه مورخان ما مرد بودند و با همان انديشه از ذكر نام خودداري كردند.»

او ادامه مي‌دهد: «پس از صدور فرمان مشروطيت در تقسيم‌بندي مردم در تدوين و تنظيم قانون اساسي و متمم آن، در تصويب قوانين اوليه نام و ذكري از نيم جامعهء آن روز يعني زنان نه مطرح بود و نه زنان خود در اين‌باره داعيه‌اي داشتند. زنان آن عصر حتي اگر داراي افكار و انديشهء آزادي‌خواهي نيز بودند فقط در پشت پرده، به رتق و فتق امور مي‌پرداختند و در نهايت به عنوان حاميان انقلابيون به‌شمار مي‌رفتند.»

فـريـده غيـرت بخـش ديگري از سـخنانش را به تاثيرگذاري انقلاب مشروطيت در وضعيت قوانين زنان اختصاص مي‌دهد: «از ابتداي تشكيل عدالتخانه، تفكيك قوا و قدرت و قوت قوهء مقننه در تمام قوانيني كه به تصويب رسيده از طبقهء نسوان ذكري نشده است. در قانون اساسي، انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي و انتخابات مجلس نامي از آنان برده نشده و حقي براي آنان در نظر گرفته نشد.»

به گفتهء او در قوانين مصوب مجلس مانند قانون مدني كه در سال 1307 به تصويب رسيد، وضعيت زن و مرد به تفكيك و در جمع خانواده همراه با وظايف آن‌ها بيان شد و حقوق و تكاليفي براي هريك از آن‌ها در نظر گرفته شد ولي قانون مدني در مبحث خانواده با اصل كلي رياست خانواده برعهدهء مرد است هميشه اين سايه را بر قوانين زنان داشته كه هنوز هم دارد.

او مي افزايد:«تلاش نمايندگان مجلس در ادوار پس از انقلاب در جهت حقوق زنان فقط توانسته اصلاحات جزيي‌اي را در برخي از قوانين خانواده مانند حضانت اطفال، گزارش مصاديق عسر و حرج براي قبول تقاضاي طلاق از طرف زن و يا تاسيس موضوع جديدي به نام اجرت‌المثل به عمل آورد و بقيه عوامل همچنان مسكوت مانده است.»

بـه عقيدهء غيرت اين اصلاحات پاسخگوي مطالبات زن امروز ايراني نيست. زنان امروز خواهان تغيير نگرش جامعه نسبت به آن‌ها و خواست‌هايشان هستند. اما در نظام قانون‌گذاري ايران بعد از انقلاب در جهت تامين نظر زنان ايراني كه با لياقت در تمام شوون اجتماع جايي براي خود باز كرده‌اند، اقدام موثري صورت نگرفته است. او با بيان اين‌كه هنوز در جامعهء ما مشاركت زنان با ناباوري مواجه است، مي‌گويد: «پذيرش هر تحول و تغيير در قوانين به طريقي كه بـه زنـان مـربـوط بـاشـد، همواره با حساسيت‌هاي زيادي و گاه بي‌مورد مواجه بوده است. برخي از مردان متعصب ما چنين تصور مي‌كنند كه هر نوع تغيير و اصلاح قوانين اگر به زنان مربوط باشد لطمه‌اي به حيثيت و شرافت آنان وارد مي‌شود. در قوانين موجود ما موارد متعددي از نابرابري زن و مرد وجود دارد كه با دنياي امروز سازگاري ندارد.»

او در ادامه بيان مي‌كند كه مسير قـانـون‌گـذاري دربـارهء زنان از صدر مشروطيت تاكنون با سخت‌گيري و سخت‌انديشي مواجه بوده است و به موانع تصويب كنوانسيون منع تبعيض عليه زنان اشاره مي‌كند و يك يك موارد نابرابري حقوقي ميان زن و مرد را برمي‌شمارد: «در قانون خانواده با قايل بودن رياست خانواده براي مرد مسايل ديگري مثل طلاق و حضانت اطفال، ممنوعيت اشتغال زن به كار بدون اجازهء شوهر، نداشتن اجازهء خروج از كشور بدون اجازهء شوهر، دادن حق مجازات فردي به شوهر در صورت خطاي زن...و نقاط ضعف قوانين ايران است.

او نيز در پايان تصوير خوبي از حركت زنان ارايه مي‌دهد: «ترديدي نيست و به زودي زود البته از نظر عمر طولاني تاريخ روزي را خواهيد ديدكه مسالهء حقوق زن به تنهايي مطرح نباشد.»

ما در اين خانه سهمي داريم سهم ما را ناديده نگيريد

در ادامهء همايش زن و مشروطه پانلي با حضور چهار چهرهء فعال حوزهء زنان برگزار شد. سهيلا طهماسبي، عضو سازمان محققان مستقل مسايل زنان، مشاركت سياسي زنان در عصر مشروطه را بررسي مي‌كند. او با برشمردن حق انتخاب و مشاركت‌هاي سياسي به عنوان يكي از مولفه‌هاي حقوق شهروندي اين سوال را مطرح مي‌كند كه چرا دولت وقت به مطالبات زنان پاسخ نمي‌دهد؟ و براي يافتن جوابش مروري بر فعاليت‌هاي سياسي زنان آن عصر مي‌كند: «زنان وقتي ديدند كه هنوز مركب مشروطه خشك نشده، ديده نشده‌اند به تشكيل اتحاديه‌ها به ويژه از نوع غيبي دست زدند. از جمله اتحاديهء غيبي نسوان.»

به گفتهء وي جنبش مشروطه براي زنان دو نوع دستاورد داشت.

يكي دستاورد حركت سياسي براي برخي از زنان بود و ديگري زناني كه به حركت‌هاي فرهنگي-اجتماعي بيش‌تر توجه مي‌كردند.

فاطمه فرهنگ‌خواه نيز يكي ديگر از سخنرانان اين پانل است. او دربارهء تحول نهادهاي مدني زنان در عصر مشروطه سخنراني مي‌كند و باز هم مروري بر اين‌گونه فعاليت‌ها در آن عصر دارد: «مطالبات زنان آن زمان يكي نوسازي مـناسبات خانوادگي و احقاق حقوق مساوي با مردان در عرصهء خصوصي و ديگري نوسازي مهر مناسبات اجتماعي و سياسي، در عرصهء عمومي بود.»

او به حركت‌هاي زنان آن عصر اشاره مـي‌كنـد: «زنان در اين مقطع تاريخ حركت‌هاي وسيعي انجام دادند. از جمله اعـتراض به وكلا، تحريم منسوجات خارجي، اعتراض به دولت‌براي عدم استقراض از بانك خارجي و تلاش براي ايجاد بانك داخلي.»

به عقيدهء او تمام اين تلاش‌ها از خانه‌هاي اين زنان آغاز شد، شروع حركت تاسيس نهادهاي مدني زنان را مي‌توان به برگزاري جلسات فرهنگي توسط اين زنان نسبت داد. از جمله اين انجمن‌ها، انجمن مخدرات وطن بود كه با اهداف فراوان به فعاليتش ادامه داد.

همچنين رضوان مقدم، استاد دانشگاه نيز به بررسي زن و آموزش در عصر مشروطيت پرداخت و شهلا انتصاري نيز با برشمردن موانع عمده راه اعتلاي زنان يكي ديگر از سخنرانان بود و كار پانل با اين شعار مشروطيت كه «ما در اين خانه سهمي داريم، سهم ما را ناديده نگيريد» پايان مي‌پذيرد.

نيره توكلي، استاد دانشگاه به عنوان آخرين سخنران از ادبيات، زن و مشروطه سخن مي‌گويد. اين كه ادبيات ما هميشه جنسيت‌محور بوده است و قلم در دست مرداني قرار داشت كه ارزش‌هاي خود را مطرح و زن را ناديده انگاشته‌اند.

او اشاره مي‌كند كه 83 زن شاعر در دوران مـشـروطـه وجـود داشتند و به كتاب «مـعـايـب‌الرجال» نوشتهء بي‌بي‌خانم استرآبادي اشاره مي‌كند. كتابي كه به عقيدهء توكلي اولين طنز نقد فمينيستي است. كتابي كه در پاسخ به كتاب «تاديب النسوان» نوشته شد.

او همچنين به شخصيت‌هاي ادبي آن زمان مانند تاج‌السلطنه و ژاله قائم‌مقامي اشاره مي‌كند.

اين مراسم پايان خوشي دارد. چرا كه همهء حاضران كاغذهاي كوچكي بر دست دارند و شعر معروف مرغ سحر را زمزمه مي‌كنند. شعري كه براي اولين بار توسط «قمر خانم» خوانده شد و اكنون در يكصدمين سالگرد انقلاب مشروطه زنان امروز ايراني يك صدا آن را زمزمه مي‌كنند.
لینک نوشته
شنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


رستوران ASP روز شنبه 21 مردادماه ميزبان زنان فعال کشورمان در عرصه های مختلف، خبرنگاران و همسران ديپلماتهای خارجی بود.

رئيس و تعدادی از اعضای هيأت مديره انجمن نيز در اين برنامه حضور داشتند.

در اين برنامه ابتدا خانم پی تيانا، دبير اول امور اداری سفارت آفريقای جنوبی ضمن خوشآمدگويی به حاضرين توضيحاتی در مورد برنامه ارائه کرد و پس از آن سفير اين کشور در ايران ضمن تبريک اين روز به زنان کشورش از تلاش خستگی ناپذير آنان برای رهايی از رژيم آپارتايد تقدير کرد و گفت هر چند امروز بيش از 30 درصد ظرفيت های مديريتی در اختيار زنان است اما ما برای رسيدن به برابری جنسيتی برنامه ريزی می کنيم و اميدواريم بتوانيم به زودی اين ظرفيت را به 50 درصد برسانيم.

پس از آن با نمايش ده دقيقه ای از مبارزات زنان اين کشور بر ضد رژيم آپارتايد مدعوين در جريان نحوه مبارزات و مقاومت زنان تا رسيدن به پيروزی قرار گرفتند.

سخنرانی خانم الهام امين زاده نماينده مردم تهران برنامه بعدی بود که گزارشی از وضعيت زنان در ايران پس از انقلاب اسلامی و به ويژه حضور مؤثر آنان در عرصه های مختلف ارائه کرد و فعاليت زنان در NGO  ها را مورد تحسين قرار داد. سپس خان مارتا ماديسا وابسته به سفارت، سخنرانی خود را با عنوان ذيل آغاز کرد:

«اگر زن را زدی، انگار سنگی را زدی، نابود خواهی شد.» وی تاريخچه ای از مبارزات زنان کشورش را بازگو کرد و گفت از روز نهم اوت 1956، روز پيروزی مردم آفريقای جنوبی بر رژيم آپارتايد تا به امروز موقعيت سياسی، اجتماعی و اقتصادی آفريقای جنوبی تغييرات زيادی داشته است. وی در ادامه افزود: امروز 33 درصد وزرای آفريقای جنوبی زن هستند همچنين قريب به 30 درصد سفرای آفريقای جنوبی در جهان را زنان تشکيل می دهند. زنان در نهادها و سازمانمهای دولتی بلکه در تمامی عرصه‌ها به ساخت جامعه دموکراتيک جديد در آفريقای جنوبی کمک های زيادی کرده اند و در اين زمينه نژاد و مذهب و غيره تأثيری نداشته است.

امروزه حقوق زنان و برابری جنسيتی در قانون اساسی جديد آفريقای جنوبی تضمين شده است و آقای تابومبکی رئيس جمهور کشورمان می گويد: « مطمئناً يکی از ملزومات زمان ما همانطور که جنبش پيشرو جديد زنان هدف قرار داده، اين است که زنان آفريقای جنوبی متحد شده با هم به سوی مساوات و صلح و سازندگی قدم بردارند.»

لازم به ذکر است در اين برنامه تعدادی از نمایندگان سازمان های غیردولتی حضور داشتند . رئیس انجمن زنان پژوهشگر تاریخ نیز ضمن گفتگو با سفیر کشور آفریقای جنوبی امکان ارتباط بیشتر و همکاری های مشترک میان پژوهشگران دو کشور را مورد تاکید قرار داد . این گفتگو به دنبال سفر محتشمی پور در سال ۱۳۸۳ به این کشور و توافقات حاصله پیرامون همکاری سازمان های غیردولتی

 دو کشور انجام شد .

لینک نوشته
یکشنبه ٢٢ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


همایش دو روزه " ایران یک صد سال پس از مشروطیت ، تجربیات گذشته ، چشم انداز آینده " به خیر و خوشی برگزار شد . موفقیت حاصله نشانگر این بود که اصلاح طلبان اگر بخواهند می توانند برای هدفی مشترک برنامه ریزی کنند و از اجرای موفق آن مطمئن باشند .

ستاد برگزاری بعکس همایش ها و سمینار های دولتی پر و پیمان نبود نه ازنظر بودجه نه نیروی انسانی ونه حمایت های معمول . تنها یک عده اصلاح طلب اراده کردند که مشروطه را از دیروز به امروز بیاورند تا فردایشان را راهنما باشد . بسم الله را که گفتند دستشان کاملاً خالی بود اما دو عامل امید و جدیت به ایشان مدد رساند که به خوبی از عهده کاری که شروع کرده بودند برآیند .

در اولین جلسات هیات علمی ، مسئله زنان به عنوان یکی از محورهایی که باید مورد بررسی قرار گیرد ، مطرح بود . اما هم زمانی سمینار با یکی دو برنامه داخلی و خارجی دیگر در این رابطه موجب شد کسانی که مطالعه بیشتری در این زمینه داشتند ، امکان ارائه مقاله ویا امکان حضور برای ارائه مقاله خود را نیابند . انجمن زنان پژوهشگر تاریخ برای برگزاری پانلی با موضوع زنان یکصد سال پس از مشروطه اعلام آمادگی کرد ولی به دلیل فشردگی برنامه ها این امکان نیز فراهم نشد . بنابرین همه توان انجمن مصروف تجدید چاپ بروشورها و انتشار مقالات مربوط به زنان و مشروطه و نیز برگزاری نمایشگاه عکس و سند و دیگر آثار شد . تنها مقاله مربوط به زن توسط خانم " رؤیا صدر" با عنوان " زن در طنزمشروطه " نوشته شده بود که در زمانی مناسب و خیلی خوب ارائه شد وحق مطلب را ادا کرد وتأثیر خوبی روی شنوندگان گذاشت . زنان در هیأت ریئسه جلسات هم حضور داشتند و یکی از جلسات هم توسط خانم شجاعی اداره شد .

همه از برنامه ریزی درست و اجرای منظم برنامه راضی بودند . نه کسی گلایه از بی محتوایی و نا کارایی مقالات و در نتیجه اتلاف وقت خود داشت ، ونه شکایتی از نحوه اطلاع رسانی وپذیرایی ودیگر امور اجرایی . تنها ایراد از نظر من جای خالی بسیاری از اهالی تاریخ بود که می توانستند همایش را از نظر تاریخی غنای بیشتری ببخشند . نمایشگاه های جانبی عکس و سند و نمایش و فروش کتاب هم اوقات فراغ را به خوبی پر کرده بود و 30% تخفیف ناشرین امکان خرید بیشتری را برای بازدیدکنندگان فراهم آورده بود .

 خلاصه جای شما خالی ، همه چیز خوب بود. وتوان دوستان در برگزاری برنامه ای علمی و وزین ثابت شد .
لینک نوشته
شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


انقلاب مشروطه تحولي در موقعيت وجايگاه زن ايراني بود و انعكاس اين دگرگوني را مي توان در حضور آرام و تدريجي مطبوعات زنانه و روزنامه نگاران زن در عرصه مطبوعات ايران مشاهده كرد.
تا پيش از انقلاب مشروطه نشرياتي همچون صوراسرافيل ، حبل المتين ، مساوات ، ايران نو ، نداي وطن و ملا نصرالدين كه توسط مردان منتشر مي شدند، گهگاه در بخشهايي از مطالب خود به مسائل مربوط به زنان مي پرداختند يا نوشته اي از زنان را منتشر مي كردند، اما با توسعه مدارس دخترانه و آگاهي زنان نسبت به نقش و موقعيت خود، نشريات اختصاصي زنان از سال 1289_ چهار سال پس از انقلاب مشروطه_ به تدريج راه اندازي شدند و آگاه سازى زنان و مردان را از طريق رسانه هاى مكتوب آغاز كردند.
نشريات تخصصي زنان كه هفتاد و پنج سال پس از انتشار «كاغذ اخبار» اولين روزنامه ايران پا به عرصه مطبوعات گذاشتند، در ابتدا مباحثي همچون خانه داري و شوهر داري را مورد توجه قرار داده و تلاش خود را معطوف به آگاه سازي و تربيت زن به عنوان مادر و همسر مي كردند، اما با گذشت زمان و ورود فعالان حقوق زنان به عرصه مطبوعاتلإ نداي حق‌خواهي و آزاديخواهى زنان از لابلاي كلمات اين نشريات به گوش مي رسيد و با وجود موانعي همچون توقيف، فشارهاي سياسي و اجتماعي و مشكلات مالي براي اداره نشريه، مجلات زنانه يك پس از ديگري انتشار مي يافت و خواسته ها و نيازهاي زنان آن دوران را منعكس مي كرد.

دانش، اولين نشريه زنانه
اولين نشريه زنانه ايران با نام «دانش» در سال 1289ش(1910 ميلادي) منتشر شد.اين مجله كه مدير مسئولي و صاحب امتيازي آن را خانم «كحالى جديدالاسلام همدانى» بر عهده داشت، هر هفته در هشت صفحه وزيري به مسائل مربوط به زنان مي پرداخت.
با وجود اينكه دانش در شرايطي منتشر شد كه فعالان حقوق زنان اولين گام ها را براي توسعه آموزش زنان و حضور پررنگ آنها در فعاليت هاي اجتماعي و سياسي برمي داشتند و با جديت به دنبال احياي حقوقشان بودند، اين مجله عمدتا به «مباحث اخلاقي، علم خانه داري، بچه داري و شوهر داري» اختصاص داشت و در نخستين سرمقاله آن آمده بود: « روزنامه اى است مفيد به حال دختران و نسوان و به كلى از پولتيك و سياست مملكتى سخن نمى راند.»
دكتر كحال و به تبع او نشريه دانش، زنان را بيشتر به عنوان مادر و همسر مورد توجه قرار مي داد و از آنها مي خواست نسبت به وظايف خود در خانواده آگاه باشند تا بتوانند همسران و مادران خوبي براي شوهران و فرزندانشان باشند.اين نشریه مخاطب خود را عموم زنان نمی دانست و خواست ها و نیاز های طبقه ی بالا و متوسط جامعه را در نظر می گرفت.جاذبه آن نيز در تعداد زیاد مقاله هایی بود که درباره بهداشت، طب، امور خانوادگی و بخصوص بچه داری منتشر می کرد.
از سوي ديگر مسائلي همچون ازدواج با اختلاف سني زياد، تعدد زوجات،حقوق زن در خانواده و... نيز كه آن روزها بحث داغ محافل زنان بود، انعكاس كمرنگي در دانش داشت و فقط گاهي مطالبي كوتاه در باره زناني كه به طور غير قانوني صاحب فرزند مي شدند، بي حرمتي هايي كه در خيابان براي زنان پيش مي آمد و زندگي زنان طبقه متوسط شهري كه پس از ازدواج از ديد شوهرانشان همچون كنيز تلقي مي شدند، در دانش مطرح مي شد.
علي رغم حمايت برخي از فعالان زن، همچون همسر ميرزا يحيي دولت آبادي مبني بر اينكه: «تا حال روزنامه اي كه مقيد به حال نسوان باشد نداشتيم و زن ها بايد به فكر خانه داري و شوهر داري بوده باشند و خواندن اين روزنامه براي آن ها بسيار با فايده است.» برخي ديگر از فعالان حقوق زنان از مجله دانش گله داشتند كه چرا نسبت به برخي اهداف انجمن هاي زنان، همچون تحريم كالاهاي وارداتي و ترويج منسوجات وطني بي توجه است.
اين مجله البته كاملا هم ازاهداف فعالان زن آن دوره به دور نبود و با وجود نپرداختن به دغدغه هاي حقوقي و اجتماعي زنان آن دوره، تلاش خود را معطوف به رواج سواد آموزي زنان كرده و اخبار مربوط به مدارس دختران در اکثر شماره های آن درج می شد. نويسندگان دانش همواره تحصيل و علم آموزي دختران را راهگشاي مشكلات زنان عنوان مي كردند و معتقد بودند: «خانم نجيبه محترمه اگر سواد ندارد، بايد فورا در پي تحصيل سواد برآيد و درس بخواند. چرا كه زن بي سواد، صاحب عقل و تميز نخواهد شد.»(رسم شوهرداري، دانش، سال1، شماره1، 10 رمضان 1328، ص 6)
از سوي ديگر «دانش»، مردان را نيز به سواد آموزي زنان تشويق مي كرد و مي نوشت : «بر آقايان محترم فرض است كه اين جريده را هر هفته براى خانم هايى كه سواد ندارند، بخوانند تا آنها نيز از اين فيض محروم نمانند بلكه همين معنى سبب شود كه تحصيل سواد نيز بفرمايند.»
سه شماره اول دانش با همكاري« محمد علي صفوت تبريزي» منتشر شدو نام «ع.صفوت» به عنوان سردبير در شماره هاي اول دانش به چشم مي خورد. پس از آن اما، نخستين نسل زنان روزنامه نگار ايراني زمام امور مجله را به دست خود گرفتند و در اقدامى كه نمايندگان مجلس شوراى ملى را نيز به تعجب و حيرت نشاند، جسورانه چهارمين شماره هفته نامه دانش را با قيمت يك عباسى (۴ شاهى) در تهران توزيع كردند.
«دانش» يك سال بيشتر عمر نكرد و در سى‌امين شماره آن اعلام شد، دكتر طحال به خاطر شدت گرما و ضعف مزاج به شميران رفته اند و مجله تا دو ماه منتشر نمي شود. اين تعطيلي موقت اما، دائمي شد و مجله دانش پس از يكسال انتشار متوقف شد. برخي فشارهاي سياسي را علت اين توقف اعلام كرده اند و برخي گمانه زني ها نيز حاكي از مشكلات مالي و نپرداختن آبنومان از سوي مشتركان مجله است.
نشریه دانش از جمله نشریات زنان بود که برابری زن و مرد را هدف خود قرار نداده بلکه افزایش دانش زنان برای بهبود موقعیت آنها و در نتیجه خدمت به خانواده و مملکت را مدنظر داشت.اولين نشريه اختصاصي زنان اما ، با وجود همه كاستي هايي كه داشت، توانست اولين نسل روزنامه نگاران زن را تربيت كند و با درج مقالاتي در رابطه با بهداشت، طب و تربيت كودكان ديدگاه تازه اي را در رابطه با اين مسائل به زنان ايراني ارائه كند و مهمتر از همه اينها شروعي باشد براي نوشتن زنان.

شكوفه، كانديداهاي زنان را معرفي مي كند
«شكوفه» دومين نشريه زنان، دو سال پس از تعطيلي «دانش» در سال 1292 ه.ش منتشر شد. اين نشريه كه از سوي مریم عمید سمنانی (ملقب به مزین السلطنه ) مدير مدرسه دخترانه مزينه در تهران چاپ شد. در نگاه اول خط و مشي مشابه با دانش داشت و در نخستين سرمقاله آن نوشته شده بود: «روزنامه‌اى است اخلاقى‌_‌ادبى، حفظ الصحه اطفال، خانه دارى، بچه دارى، مسلك مستقيمش تربيت دوشيزگان و تصفيه اخلاقى زنان راجع به مدارس نسوان»
اما در كنار اين خطي مشي مباحثي همچون تساوی حقوق زن ومرد و مخالفت با ازدواج زودرس نيز مورد توجه قرار مي گرفت و از سال سوم به بعد مسائل سياسي مانند استقلال ملی ، مبارزه با نفوذ بيگانگان، تحريم كالاهاي وارداتي، ترويج منسوجات وطني و وظايف زنان در قبال اين موضوعات نيز در نشريه درج مي‌شد.
علاوه بر اينها نشريه شكوفه ، در جريان برگزاري انتخابات دوره سوم مجلس شوراي ملي 12نفر از كانديداهاي خود را معرفي كرد و از مردان خواست كه به آنها راي دهند.
به دنبال چاپ اين آگهي وزارت معارف مجله شكوفه را به جرم مشاركت طلبي سياسي و اعلام موضع سياسي توقيف كرد و در نامه اي به مزين السلطنه نوشت:
«چاپ آگهي انتخاباتي از وظيفه و مسلك روزنامه (شكوفه) خارج است و مقالات مندرج در شكوفه بايد از مسلكي كه سابقا خود را به آن معرفي نموده، تجاوز ننمايد.»
اين توقيف البته چندان طولاني نشد، با توضيح مزين السلطنه مبني بر اينكه به دليل «كثرت اصرار و ابرام پاره اي از مخدرات» ناگزير به چاپ اين آگهي شده و چنين آگهي را «داخل در مسائل سياسي نمي پنداشته»، وزارت ارشاد تقاضاي او براي «عفو و احسان» شكوفه را پذيرفت و دومين نشريه زنان ايران به حركت آهسته خود ادامه داد.
توجه به وضعيت مدارس دخترانه نيز يكي ديگر از خط مشي هاي اصلي «شكوفه» بود و در هر شماره گزارشى از وضعيت مدارس دختران و فراخوان براى كمك روشنفكران به تحصيل دختران و زنان در اين مجله منتشر مي شد.
از همين رو بود كه علاوه بر جمعي از فعالان حقوق زنان و مديران مدارس دخترانه، وزارت معارف نيز از انتشار شكوفه استقبال كرد و اطلاعيه هاي مربوط به مدارس دخترانه را در شكوفه منتشر مي كرد تا كمكي به فروش آن كرده باشد. به اين ترتيب شكوفه به نوعي به عنوان ارگان مدارس دخترانه شناخته شده و بيشتر فروش آن نيز در اين مدارس بود.
مريم عميد سنايى در عين حال كه تحصيل دختران و بهداشت بلديه و شهردارى را در نشريه اش پيگيرى مى كرد، روابط زن و شوهر را نيز مدنظر داشت و به جاي اينكه همچون «دانش» فقط زنان را به مراعات حال مردان دعوت كند، بر مردان ايراني خرده مى گرفت كه «... رويه زن دارى و فلسفه پولتيك و مد معاشرت و رفتار با عيال خود را نمى دانند و هميشه گمان مي كنند زن مخلوقي است غير از انسان....»
با اين وجود محور عمده مطالب روزنامه درباره خانواده و ايجاد توصيه هايي براي ايجاد حريم ادب و احترام و وظيفه ميان زن و شوهر و تربيت فرزندان بود كه در اين مطالب مخاطب اصلي زنان بودند.نكته ديگري كه در روزنامه شكوفه به چشم مي خورد نيز تاكيد بر رعايت قوانين مذهبي و حفظ حجاب وحدود ميان مناسبات زن و مرد در جامعه بود.
«شكوفه» كه در چهار صفحه و با اشتراك يك ساله پنج قران توزيع مى شد، براي اولين بار در ايران با چاپ كاريكاتور در صفحه آخر مجله اوضاع نابسامان اجتماعي- سياسي را به چالش مي كشيد. نوشته‌هاي شكوفه اغلب لحني طنز‌آميز و انتقادي داشت و به خاطر مدنظر داشتن عامه زنان ايراني وپرداختن به مسائل متنوع اجتماعي و سياسي گامي مهم در زمينه روزنامه نگاري زنان محسوب مي شود.
برخي از منابع عمر شكوفه را شش سال ذكر كرده و نوشته انند كه اين مجله در سال 1298 ه.ش با مرگ مديرمسئولش به تعطيلى هميشگى نشست (نشريات تخصصي زنان ر تاريخ ايران،صديقه ببران، ص 39) و برخي ديگر نيز تعطيلي آن را در سال چهارم انتشار و به خاطر عوارض ناشی از جنگ بین المللی اول و احتكار كاغذ توسط محتكران ذكر كرده‌اند. (هدف و مبارزه زن ايراني،محمد حسين خسرو پناه، ص 235)

زبان زنان؛تجربه اي نو در روزنامه نگاري زنان
زبان زنان، سومين نشريه زنانه ايران محسوب مي شود، اما تجربه اي نو در روزنامه نگاري زنان است و برخي آن را آغازي واقعي براي روزنامه نگاري زنان عنوان مي كنند.
زبان زنان كه از سال 1298 ه.ش با مديريت صديقه دولت آبادي منتشر شد، اولين نشريه‌اي بود كه مجوز آن به نام يك زن صادر مي‌شد و علاوه بر اين خط مشي آن نيز با دو نشريه زنانه اي كه قبل از آن منتشر شده بود، تفاوت داشت. اين مجله اگرچه در آغاز به مسائلي همچون خانه داري، شوهر داري و بهداشت فردي و اجتماعي مي پرداخت، اما به مرور مباحث سياسي و اجتماعي روز را در سرلوحه مطالب خود قرار داد و وضعيت زنان در ايران را به صراحت مورد انتقاد قرار مي داد.
تلقي و نگرش دولت‌آبادي نسبت به انديشه و هدف‌هاي زن ايراني كه بايد امكان طرح بيابد، موجب شد تا روزنامه‌ زبان زن به حوزه‌هايي مانند سياست كه ورود آن براي زنان ممنوع بود گام نهد و نه‌ تنها رخدادها و تحولات سياسي كشور را پيگيرانه دنبال كند، بلكه با نقد و بررسي عملكرد دولت‌هاي وقت مواضع سياسي زنان تجدد طلب و آزادانديش را بيان كرده و راه را براي مشاركت زنان در عرصه‌ سياسي هموار كند.
«زبان زنان» كه در نظر مورخان مشروطه «نشريه اى جنجالى» ياد شده، تنها بيدارى زنان و مطلع كردن آنها از حقوقشان را در دستور كار نداشت و در بسيج زنان براى مخالفت با قرارداد ۱۹۱۹ ميلادى بين دول انگليس و ايران در زمان نخست وزيرى وثوق الدوله نيز نقش موثرى بازى كرد.
اين خط مشى «زبان زنان» براى آن به قيمت گزافى تمام شد و دستور توقيف آن پس از دو سال انتشار در اصفهان صادر شد. در پى توقيف «زبان زنان» تحريكات مخالفين عرصه را بر صديقه دولت آبادى در اصفهان تنگ كرد و مخالفان خط مشي او با اقداماتي همچون حمله و سنگ باران كردن خانه مسكوني او و دفتر مجله كه از شعبان 1338 ه.ق تا محرم 1339 ه.ق ادامه داشت، او را مجبور به ترك اصفهان و اقامت در تهران كردند.
توقيف زبان زنان نيز تا اواخر سال 1300 ه.ش ادامه داشت وپس از رفع توقيف، از سوي وزارت معارف به صديقه دولت آبادي اعلام شد تا بر اساس امتياز نامه نشريه، به مسائل سياسي نپردازد و با تغيير قطع زبان زنان آن را به صورت مجله منتشر كند. با رعايت اين موارد زبان زنان از فروردين ماه 1301 به صورت ماهنامه منتشر شد. كه البته اين دوره جديد يك سال بيشتر به طول نينجاميد و به خاطر محدوديت هاي ايجاد شده از سوي وزارت معارف و سفر دولت آبادي به فرانسه انتشار زبان زنان تا سال 1321 ه.ش متوقف شد. در آذرماه آن سال صديقه دولت آبادى نشر «زبان زنان» را از سر گرفت و آن را به صورت مجله اى ۴۸ صفحه اى منتشر كرد.
زبان زنان، اولين نشريه اي بود كه نام «زن» را در عنوان خود آورد و علاوه بر آن انتخاب نام " زبان زنان " برای روزنامه نيز چنانچه افسانه نجم آبادي مي گويد آشکارا سنت شکنی و وارونه سازی مفاهيم غالب بود، چرا كه در طرح غالب " زبان زن" بايد کوتاه باشد و" زبان درازی " برای زنان بار منفی دارد. اما صديقه دولت آبادی با ناميدن عنوان روزنامه به نام " زبان زنان " طرح غالب را نه تنها به بازی گرفت بلکه به آن باری مثبت داد.(افسانه نجم آبادي، پي گفتار بر: صديقه دولت آبادي نامه ها، نوشته ها و يادها، جلد سوم. ص 66)
اين نشريه همچنين، مسايل تئوريک مدرن مانند سوسيال دموکراسی و سوسياليسم را ر مطالب خود مورد توجه قرر مي داد، که مي‌تواند نشانگر سعی صديقه دولت آبادی درجهت فراهم آوردن پايه های لازم نظری برای جنبش زنان در زمينه دستيابی به حقوق فردی و اجتماعی شان باشد.
ويژگي ديگر زبان زنان اين بود كه همه نويسندگان اين نشريه زن بودند و در سرلوحه روزنامه نوشته شده بود که «تنها نوشته های زنان و دختران پذيرفته مي‌شود» چرا كه به اعتقاد صديقه دولت‌آبادي صفحات محدود اين روزنامه به زنان اختصاص داشت و مردان،‌ حتي هواداران حقوق زنان، مي‌توانستند مطالب خود را در روزنامه‌هاي ديگر منتشر كنند.
حساسيت زبان زنان به استفاده از اصطلاحات فارسي و كلماتي كه خصلت مردسالارانه دارند نيز از جمله ويژگي هاي اين نشريه بود. دولت آبادي بين تحول در نگرش به حقوق زن در جامعه و تغيير زبان فارسي رابطه مستقيمي مي ديد و مثلا در مورد به كار بردن كلمه «ضعيفه» مي نوشت: « به عقيده ما استعمال اين لقب براي هر زني باشد بسيار ناپسند است.»

نامه بانوان، روزنامه براى بيدارى زنان
شيوه اي كه زبان زنان در پيش گرفته بود، در سال 1299 و همزمان با دومين سال انتشار زبان زنان از سوي نشريه اي كه در تهران و با عنوان «نامه بانوان» منتشر مي شد، ادامه يافت.نامه بانوان نيز حوزه كاري خود را محدود به مسائل زنان و مطالبي درباره خانه داري و شوهرداري نكرد و بنا به اطلاعيه اي كه پيش از انتشار شماره اول اين مجله در روزنامه هاي كشور منتشر كرد، مباحث مورد توجه نامه بانوان عبارت بودند از : «1. يك مقاله اساسي 2. واردات اداري 3. مهمترين حوادث داخله و خارجه 4. شرح حال زنان تاريخي 5. يك رمان اخلاقي راجع به شاهزاده خانم ايراني در خرابه هاي شوش به صورت پاورقي 6.فرهنگ آزاد از عربي به پارسي خالص و انگليسي.»
در سر لوحه نامه بانوان كه مديريت آن را « شهناز آزاد» دختر میرزا حسن رشدیه بر عهده داشت، آمده بود: « اين روزنامه براى بيدارى و رستگارى زنان بى چاره و ستمكش ايران است » و بالاي اسم روزنامه‌ جمله‌ : «زنان نخستين آموزگاران مردانند» به عنوان شعار چاپ مي‌شد.
نامه بانوان كه به صورت دو هفته نامه منتشر مي شد، 11 شماره بيشتر دوام نياورد و با وجود اميدواري شهناز آزاد به انتشارهفتگي و حتي روزانه آن به دلايل متعدد و از جمله مشكلات مالي از انتشاربازماند.

سال 1299، سال نشريات زنان
سال 1299 سال پرباري براي نشريات زنان بود و علاوه بر «نامه بانوان» سه نشريه «عالم نسوان»، «جهان زنان» و «زنان ايران» نيز در اين سال منتشر شدند.
«عالم نسوان» كه زير نظر مجمع فارغ التحصيلان مدرسه دخترانه آمريكايي ايران(بيت آل) و به صاحب امتيازي « نوابه خانم صفوي» منتشر شد، مستدام ترين اين نشريات بود.
عالم نسوان، 13 سال به صورت دو ماهنامه منتشر شد و مطالب مجله، عموماً حول مسائل زنان در رابطه با تربيت اطفال، امور خانه و آسايش خانواده بود و در كنار آن اخبار پيشرفت زنان و خدمات آنان در نقاط مختلف جهان را نيز منتشر مي كرد. اين مجله كه هدف خود را «تعاون در تعالي و ترقي نسوان و تشويق آنها به خدمت به وطن و خانواده و حسن اداره امور تربيتي» اعلام كرده بود، در اولين شماره خود به صراحت مشخص كرد كه «ابده قصد انتشار اخبار سياسي كه در روزنامه هاي يوميه خوانده مي شود را نداشته و قط مطالبي را كه براي زنان ايراني نهايت لزوم و اهميت را دارد منتشر مي كند.» اين مطالب نيز از ديدگاه اداره كنندگان عالم نسوان عبارت بودند از: مقالات پزشكي، دستوراتي راجع به پرستاري و تربيت كودكان،مطالبي درباره ادراه امور خانه از قبيل نظافت و آشپزي، نمونه اي از مدهاي لباس، اخبار ترقي زنان در كل جهان و به ويژه ايران و مقالات ادبي و آثار منظوم و منثور زنان ايراني.

«جهان زنان» نيز دو هفته نامه اي بود كه در همين سال از سوي «فرخ دين پارسا» و به مديريت «فخر آفاق پارسا» منتشر شد.
«جهان زنان» نخستين نشريه ويژه زنان است كه از سوي يك مرد منتشر شده و مطالب آن با همفكري مردان و زنان نوشته مي شد. فخر آفاق پارسا كه خود معلم مدرسه دخترانه فرغ مشهد بود، اين مجله را با ياري شوهرش كه از روزنامه نگاران روزنامه هاي نوبهار، رعد و اخلاق بود، منتشر كرد.
اين مجله كه نخست در مشهد و از شماره پنجم به بعد در تهران چاپ شد، آگاه سازي زنان را هدف خود قرار داده بود و مطالب آن فقط به امور زندگانی و لزوم تعلیم زنان اختصاص داشت.
در شماره هاي اول جهان زنان، اين مجله همچون نشريات زبان زنان و نامه بانوان به صورت جدي و آشكار در پي احقاق حقوق زنان و مشاركت آنها در امور سياسي و اجتماعي نبود و عمده مطالبش عبارت بودند از خانه داري، بچه داري و تحصيل و علم آموزي دختران و زنان.
فخر آفاق پارسا اعتقاد داشت در شرايط كنوني زنان نبايد در سياست دخالت كرده و با مخالفان حقوق زنان بستيزند، بلكه وظيفه فعالان حقوق زنان و نشريات آنان اين است كه «با همان احساسات عطوفت و عواطف صداقت و تقاضاي حمايت از مردان زمامدار، عجالتا استدعا و تمنا نمايند كه وسيله تعليم و تعلم زنان را بيشتر فراهم نموده و نشر معارف را در بين زنان ر تمام شهرها توسعه دهند.»
از شماره پنجم به بعد اما، با وجود اينكه روند اصلي نشريه تفاوت چنداني نكرده بود، اما تغييراتي در افكار و عقايد فخر آفاق پارسا در مواجهه با مخالفان حقوق زنان به چشم مي خورد. فخر آفاق در مقاله اي با عنوان « از حالا» لزوم مشاركت زنان در اجتماع و كار كردن زنان را مورد توجه قرار داد و توصيه كرد زنان خود را براي هم‌كاري و هم‌گامي با مردان آماده كنند و با مردان در كوچه و بازار و حجره و اداره و كارخانه و مواقع خطر همراه باشند.
اين مقاله و نوشته مريم رفعت زاده درباره «لزوم تعليم زنان» با اعتراضات گسترده اي در تهران مواجهه شد و برخي، مندرجات آن را مخالف دين اعلام كرده و خواهان مجازات موسسس و ناشر مجله شدند. اين اعتراضات منجر تبعيد فخر آفاق پارسا به اراك شد و نشريه جهان زنان را گرفتار تيغ توقيف كرد.
هفته نامه «زنان ايران» نيز از ديگر نشريات زنانه اي است كه در همين سال، در تهران منتشر شد ومتاسفانه از چگونگي انتشار آن اطلاع دقيقي در دسترس نيست.

نسوان وطن خواه، تشریه ای برای یک انجمن
مجله جمعيت نسوان وطن خواه ايران از ديگر نشرياتي است كه در دوران پس از مشروطه از سوي زنان منتشر شد. اين مجله در سال 1302 به مديريت « ملوك اسكندري» راه اندازي شد و مباحث علمي، ادبي و اجتماعي را مورد توجه قرار داد.
لزوم تربيت نسوان، انتقاد مد لباس، زن مادر بشر، اخلاق حفظ صحه، طريقه درست كردن بيسكوييت و زن اقتصادي از جمله عناوني برخي مطالب منتشر شده در شماره هاي مختلف اين مجله هستند.
با وجود اينكه اين مجله ارگان رسمي جمعيت نسوان وطن خواه به شمار مي رفت، فقط در سه شماره آن خبري درباره جمعيت به چشم مي خورد و در باقي شماره هاي مجله نشاني از اخبار فعاليت ها و ديدگاه هاي جمعيت نسوان وطن خواه به چشم نمي خورد و تنها مقالاتي از اعضاي اين جمعيت همچون محترم اسكندري، نورالهدي منگنه و فرخ لقا هدايت انتساب نشريه به جمعيت را نشان مي داد. دهمين شماره مجله جمعيت نسوان وطن خواه ايران در 15 بهمن 1304 منتشر شده كه احتمالا آخرين شماره اين نشريه است.

دو هفته نامه «نسوان شرق» كه در سال 1304 به مدريت «مرضيه ضرابي» منتشر شد، ماهنامه «رهنماي بانوان» كه در سال 1305 در خارج از كشور و به مدير مسئولي «سيف آزاد» به چاپ مي رسيد، دو ماهنامه «پيك سعادت نوسان» از انتشارات جمعيت پيك سعادت نسوان رشت كه به همت «روشنك نوع دوست» در سال 1306 راه اندازي شد ، هفته نامه «نورافشان» به مدير مسئولي »شوكت اسلامي» كه طي سال هاي 1309 الي 1348انتشار يافت و مجلات «دختران ايران» به مدير مسئولي زندخت شيرازي(1310)، «نامه بانوان ايران» به سردبير عادل خلعت بري(1317) و «راهنماي زندگي» به مدريت ماه طلعت پسيان (1319)از ديگر نشرياتي هستند كه پس از دوره مشروطه و تا زمان كوتاي 28 مرداد سال 1320 از سوي زنان ايراني منتشر شدند.

منبع : زنستان

لینک نوشته
شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


در تاریخ پر فراز و نشیب سرزمین ما مشروطیت، نقطه عطف آشنایی روزافزون ایرانیان با ابعاد مدنیت نوین غربی و تجددخواهی و عدالت خواهی پیرو آن به شمار می رود. اما نکته ای که کمتر به آن توجه شده است، آشنایی زنان طبقه بالا دست و قشر متوسط جامعه با چشم اندازهای نوین زندگی نیز بود. این آگاهی ها زنان روشن اندیش را به بازنگری شرایط فردی و اجتماعی زن ایرانی برانگیخت. مشروطه خواهی به زنان کمک کرد که نه تنها به بازنگری در نقش های تعریف شده برای زن بپردازند، بلکه خواسته ها و اهداف خود را نیز به سطح جامعه بکشانند و روندی را آغاز کنند که علی رغم افت و خیزهای آن امروزه به جنبش اجتماعی پویایی تبدیل شده است. در این دوران شاهد اولین تجربه های کار گروهی زنان مستقل از مردان هستیم، اولین نشریه های زنان و روزنامه نگاران زن از دل مشروطیت سر بر آوردند، اولین مدارس دخترانه به شیوه نوین را زنان مشروطه خواه و تجدد طلب بنیان نهادند و برای اولین بار مناسبات اجتماعی و خانوادگی و نقش های تعریف شده برای زن و مرد که تحت سیطره نظام فکری مردسالار بود به طور جدی از سوی زنان به چالش و نقد کشیده شد.
اما حتا مبارزات و فعالیت های زنان در مشروطیت که به واقع نقطه تحول بسیار مهمی در تاریخ مبارزات زنان به شمار می رود هم در تاریخ نگاری مردسالار ما با کم توجهی روبرو شده است. کافی است نگاهی به کتاب هایی که به عنوان منابع مورد اعتماد و دقیق درباره مشروطیت معرفی شده اند بیندازیم؛ در کتاب دو جلدی « تاریخ مشروطه » تالیف احمد کسروی هرکجا صحبت از زنی فعال و مبارز و تاثیرگذار است از او با نام والده فلان الدوله، عیال فلان الملک، صبیه فلان السلطنه درحد دو سه خط یادی شده است و بس! حتا در کتاب « مشروطه ایرانی» تالیف ماشالله آجودانی هم شاهدیم که زنان و فعالیت و حضور آنها در مجموع شاید دو سه صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده است. تاریخ نگاری معاصر ایران، این بار هم با زنان و مبارزات وحضور آنها با کم توجهی برخورد کرده است و در اکثر پژوهش های کم تعدادی هم که درباره زنان مشروطیت صورت گرفته است، جنبه سیاسی است که بر دیگر جوانب دیگر می چربد.
این روزها که صد سالگی مشروطه خواهی یکی از تیترهای مهم رسانه ها است و در بزرگداشت و تحلیل آن سمینارها و همایش های بسیار برپا می شود، باز با کمال تاسف می بینیم که اقدامات و حضور ارزشمند زنان مشروطیت با بی توجهی روبرو می شود و بعد از صد سال هنوز وقایع تاریخی از دریچه های مردانه و نظام علمی مردسالار مورد بررسی قرار می گیرد. نگاهی به ویژه نامه ها و برنامه های همایش ها ناامید کننده است؛ چند روز پیش که سری به وب سایت همایش دو روزه «ایران، یکصد سال پس از مشروطیت» زدم از تنها زن تاثیر گذار و فعال مشروطیت که نام برده شده بود « صدیقه دولت آبادی» بود و اثری از بقیه زنان مبارز مشروطه خواه نبود! نگاهی به فهرست سخنرانان و موضوعات سخنرانی ها از این هم ناامید کننده تر بود. تنها سخنران زن در میان تعداد کثیر مردان سخنران خانم رویا صدر و تنها موضوع سخنرانی مربوط به زنان هم سخنرانی ایشان با عنوان « چهره زنان در طنز مشروطه» بود. به راستی زنان هیچ چهره و حضور دیگری جز در طنز نداشته اند؟! نمونه دیگر وب سایت فارسی بی بی سی است که در چهره های ویژه نامه صدمین سال مشروطه این وب سایت تنها از بی بی خانم استر آبادی یادی شده است و نشانی از حضور سایرین نیست. اسناد و مدارک به جای مانده از دوران مشروطیت و گزارش های مجلات و روزنامه های آن دوران به علاوه تاریخ شفاهی به جای مانده حاکی از این است که فعالیت های زنان را می توان در چهار دسته تقسیم بندی کرد: تلاش برای کسب حقوق سیاسی و اجتماعی، ایجاد و گسترش مدارس دخترانه برای ارتقای آگاهی زنان، انتشار مجله ها و نشریات زنانه و تاسیس انجمن ها و تشکل های مستقل زنان. در زیر به معرفی چند تن از زنان فعال در این حوزه ها پرداخته شده است که این روزها در هیاهوی صدسالگی مشروطه خواهی جز سایه و حضوری محو نشانی از آنها نیست.

صدیقه دولت آبادی؛ زنی از جنسی متفاوت
او بنیان گذار مهدکودک در ایران و مبتکر آموزش بزرگسالان است. در سال 1261 در خانواده ای روحانی در اصفهان دیده به جهان گشود که تفاوتی در علم آموزی میان دختر و پسر قائل نبودند. دولت آبادی اولین مدرسه دخترانه در شهر اصفهان را به نام « مکتبخانه شرعیات» دایر کرد، اقدامی که اعتراضات فراوانی را به دنبال داشت. دامنه این اعتراضات و سنگ اندازی ها انقدر گسترش یافت تا سرانجام مدرسه او را تعطیل کردند. اما او که از اعضای « انجمن همت خواتین» نیز بود در راستای هدف اصلی این انجمن که ترویج منسوجات وطنی بود، دست به تاسیس تعاونی «شرکت خواتین اصفهان» زد و همزمان دبستان دخترانه دیگری با نام « ام المدارس» را نیز دایر کرد که برای جلوگیری از اعتراضات گسترده اداره آن را به مهرتاج رخشان سپرد. صدیقه دولت آبادی در سال 1298 دست به انتشار نشریه « زبان زنان» زد که اولین نشریه ای بود که کلمه زنان در عنوان ان گنجانده شده بود. این نشریه که جنبه سیاسی و اعتراضی آن به تدریج پررنگ تر شده و از مسائل زنان فاصله گرفت، در دومین سال انتشار به دستور حکومت توقیف شد. در پی تعطیلی نشریه، دولت آبادی برای ادامه تحصیل عازم فرانسه شد و تحصیلات خود را در رشته تعلیم و تربیت در دانشگاه سوربن به پایان زساند و در دوران حضور در پاریس به نمایندگی از زنان ایران در کنگره بین المللی زنان در سال 1304 نیز شرکت کرد. پس از بازگشت به ایران، دست به تاسیس دبستان و دبیرستان بزرگسالان در جوار کانون بانوان زد و موفق شد راه سواد آموزی زنان بزرگسال را بالاخره هموار کند. او در راستای فعالیت های مطبوعاتی خود این بار دست به تاسیس مجله «جهان زنان» شد که انتشار آن تا پایان عمر وی ادامه داشت. صدیقه دولت آبادی در کنار فعالیت ها و نوشته های سیاسی خود، هرگز از آموزش زنان و مباحث مربوط به آنها غافل نبود. او که در سال 1340 درگذشت وصیت کرده بود که در سوگش عزا نگیرند و هیچ کس لباس سیاه بر تن نکند. او در کنار برادرش یحیی دولت آبادی در گورستان کوچکی در قلهک به خاک سپرده شده است، با سنگ قبری که این روزها شکسته است و در بسیاری نشریات روا نیست چیزی از او نوشته شود.

محترم اسکندری؛ دختر شجاع ایران
اولین زنی است که در تاریخ معاصر ایران به جرم شورش بازداشت شد و موسس یکی از رادیکال ترین و تاثیرگذارترین انجمن های زنانه ایران یعنی « انجمن نسوان وطنخواه» بود. او در سال هزار و دویست هفتاد و چهار خورشیدی در خانواده ای که همه آزادی خواه و مشروطه طلب بودند به دنیا آمد. نه ساله بود که بر اثر ضربه وارده بر ستون فقرات در اثر افتادن، در این ناحیه بدن دچار مشکل شد. او که نزد میرزا محمد محققی ادبیات فرانسه و تاریخ ادبیات فارسی می خواند بعد از مدتی با معلم خود پیوند زناشویی بست. پیشینه آزادیخواهی خانواده اش او را نیز به این وادی کشاند. اولین مقالات خود درباره حقوق زنان را در نشریه «حقوق» که ارگان « انجمن آدمیت» بود به چاپ رساند، انجمن و نشریه ای که پدرش بنیان گذار آن بود. اسکندری که معلم دبستان دولتی نیز بود، با دعوت از عده ای از زنان همسو و همفکر خود«انجمن نسوان وطن خواه» را تاسیس کرد که بیشتر اعضای آن چون خود او چپ بوده و سابقه کار تشکیلاتی و سیاسی نیز داشتند. بزودی این جمعیت دست به انتشار نشریه ای با نام « نسوان وطن خواه» نیز زد که فروش خوب آن نشان از اقبال عمومی به این نشریه داشت. انجمن نسوان وطن خواه، انجمنی است که یکی از جسورانه ترین اقدامات اعتراضی تاریخ مبارزات زنان را پی ریزی و اجرا کرد. در پی پخش جزوه ای توهین آمیز نسبت به زنان با نام « مکر زنان» در سطح شهر، اعضای این انجمن و در راس آنها محترم اسکندری در یک روز شلوغ در میدان توپخانه تهران تعدادی از نسخه های این کتابچه را جلو چشم مردم به آتش کشیدند. در پی این اقدام بود که شهربانی وقت اسکندری را بازداشت کرد و او در بازجویی با جسارت تمام گفت: « این کار دفاع از مادر و خواهر شما بود. ما هم مثل شما عقل داریم و مکار نیستیم.» محترم اسکندری به دلیل جسارت و صراحتی که در اعتقاد و مبارزه خود داشت، همه عمر با آزار و اذیت و تهمت روبرو بود، حتا گاه در کوچه ها بچه ها به تحریک خشکه مذهبی ها به او سنگ می انداختند و بر سرش خاک می ریختند. او که به راستی ستون « انجمن نسوان وطنخواه» نیز بود، در سن بیست و نه سالگی به هنگام عمل جراحی ستون فقرات خود در گذشت.

بی بی خانم استرآبادی؛ زنی قلم به دست
« تادیب النسوان» اولین جزوه توهین آمیز علیه زنان نبود که منتشر شد، همانطور که آخرین هم نبود. اما بی بی خانم استرآبادی اولین زنی بود که با جسارت دست به انتشار جزوه ای به مقابله با این جزوه توهین آمیز زد. او زنی با دانش بود که خطی خوش داشت. دختر « محمدباقر خان استر آبادی» سرکرده سواران استر آباد بود. در کتابچه توهین آمیز « معایب الرجال» که یک شاهزاده قاجاری که هرگز فاش نشد نام اصلی او چیست آن را به تحریر در آورده بود، سعی شده بود که با برشمردن عیب های زنان تهرانی آنها را مقصر و عامل برهم خوردن کانون زندگی خانوادگی نشان دهند. بی بی خانم در کتاب خود که در مقابله و پاسخ به این کتاب بود نوشت: «من که خود را قابل تادیب کردن رجال ندانسته، لهذا جواب کتاب تادیب النسوان را معایب الرجال نهادم.» او در این کتاب عیوب مردان را به تفصیل در چهار بخش تشریح کرد: فصل اول- اطوار شرابخوار، فصل دوم- کردار اهل قمار، فصل سوم- در تفصیل چرس و بنگ و وافور و فصل چهارم- شرح گفتگو و اوضاع اجامر والواط و اقراب. بی بی خانم در این کتاب، ضمن برشمردن عیوب مردان ، آداب صحیح زندگی مشترک را نیز بیان کرده است. او جزو اولین زنان مقاله نویس تاریخ ایران نیز هست که به ویژه در نشریه « تمدن» مقالات بسیاری از او به چاپ رسیده است.

فخر آفاق پارسا، روزنامه نگار در تبعید
نخستین زن روزنامه نگاری و از اولین زنانی است که تبعید را تجربه کرد.شش ساله بود که مادرش خطر کرد و دور از چشم پدر او را به مدرسه ای برد که خود در آن به آموزش گلدوزی و خیاطی می پرداخت.دوازده ساله بود که پدر بالاخره اجازه داد در خانه هم به یادگیری زبان فرانسه و عربی بپردازد. در چهارده سالگی شروع به تدریس در دبستانی دخترانه کرد و یک سال بعد با پسر مدیر دبیرستان که مدیر مسئول روزنامه « رعد» بود ازدواج کرد. پس از آنکه با شوهر به مشهد مهاجرت کرد، موفق شد مجوز نشر مجله « جهان زنان» را بگیرد و با همکاری شوهر خود فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد. او با اینکه همواره سعی می کرد مشی محافظه کار نشریه را حفظ کند باز هم از مخالفت ها و اعتراضات در امان نبود و بالاخره مخالفان موفق شدند نه تنها مجوز نشریه او را لغو کنند، بلکه موجبات تبعید او از مشهد به اراک را هم فراهم کنند.در سر راه اراک در شهر قم ماندگار شد و دو سال تبعید خود را در فضای سنتی و مذهبی این شهر با ناراحتی و رنج بسیار سر کرد. او بعد از انکه تلاش های بسیاری برای انکه از نشریه خود رفع توقیف کند ناکام ماند، به عضویت « جمعیت نسوان وطنخواه» در آمد و مشی محافظه کارانه سابق را کنار گذاشت و تا آخر عمر در راه احقاق حقوق زنان تلاش های بسیار کرد.
اینها تنها نام های چندتن از زنان بسیاری است که سالهای زندگی خود را وقف آزادی خواهی و احقاق حقوق زنان و آگاهی بخشیدن به جامعه کردند. مبارزان راه آزادی و مشروطه تنها مردانی نیستند که سرتاسر تاریخ مشروطیت را نام آنها پر کرده است و در هر شهری خیابانی و کوچه ای به نام آنها است و تصویری از آنها در کتاب های درسی. تصویر این راه را زنان نیز نقش زدند، از آن زنانی که با لباس مردانه جنگیدند، تا تک تک آن زنانی که با دست خالی اما دلی شورمند عزم جزم کردند و نشریه ای زنانه راه انداختند، و آن زنانی که ضرورت کار جمعی و انجمن مستقل از مردان را درک کردند و تشکل های زنانه را راه اندازی کردند، تا همه زنانی که دل قرص کردند و به جنگ خرافات و مخالفت های متعصبین خشک ذهن رفتند و با پایداری مدارس دخترانه راه انداختند، تک تک زنانی که پا به پای مردان در تظاهرات ها شرکت کردند، آن زنانی که طلاهای خود را به در مجلس بردند و این تنها سرمایه خود را برای احداث بانک ملی تقدیم مجلس کردند، تا آن زن کارگر تهی دستی که روزی یک سکه به در مجلس برد که تنها پس انداز او بود و خواست این تنها دارایی او را در راه مشروطه و رهایی از بیگانگان صرف کنند.

چهره زنانه مشروطه:
صدیفه دولت آبادی ،یکی از زنان نامرئي تاريخ/ شهلا اعزازي-زنستان
مريم عميد; چراغي فرا راه سوادآموزي دختران/ سرمايه- فرناز سيفي
روشنك نوعدوست، بانوي فرهنگساز گيلاني / مريم حسين خواه- روزنامه اعتماد ملي
فخر آفاق پارسا، روزنامه‌نگار زن تبعيدي / روزنامه سرمایه- فرناز سیفی
بي‌بي خانم استرآبادي، اولين معلم دختران ايران/مريم حسين خواه- روزنامه اعتماد ملي
محترم اسكندري; عزمي ثابت و قدمي استوار/روزنامه سرمایه- فرناز سیفی
نورالهدي منگنه: پيشگام در سواد آموزي زنان/تيلوفر انسان- روزنامه سرمایه
ماهرخ گوهرشناس; شورمندي تلاش و مبارزه/ روزنامه سرمایه- فرناز سیفی

منبع : زنستان

لینک نوشته
شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


همراه گرامی!سهم شما در استیفای حقوق زنان چیست؟
یکصد سال پس ازانقلاب مشروطه گردهم می آییم تا با بازخوانی
نقش و سهم زنان دراین انقلاب به کند وکاوبپردازیم.ازگذشته بگوییم.
نیازامروزرا بیابیم وبرای آینده برنامه ریزی کنیم.

باحضورخود دراین برنامه ما را یاری کنید.

عنوان:"همایش زن و مشروطه"
مکان:کتاب خانه ی حسینیه ارشاد{ خیابان شریعتی – بالاتر از سه راه ضراب خانه}
زمان:ساعت 17 الی 20
تاریخ:یکشنبه ،22 امرداد 1358

برنامه ها:
1.سخنرانی خانم فریده غیرت:سیر تحول حقوق زنان ازمشروطه تابه امروز؛
2.سخنرانی آقای دکتر ناصر تکمیل همایون:جنبش ها و نهادهای زنان از زمان قاجارو مشروطه تا به امروز؛
3.سخنرانی خانم دکتر نیره توکلی: زن،ادبیات،اعتراض
4. پنل زن ومشروطه،با شرکت :
خانم فاطمه فرهنگ خواه
خانم سهیلا طهماسبی
خانم رضوان مقدم
خانم شهلا انتصاری
جمعی از فعالان جنبش زنان

لینک نوشته
شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


بعد از به توپ بسته شدن مجلس و قتل عام و تعقيب مشروطه‌خواهان، کسانى‌که اجساد مجاهدين و جوانان را از سنگفرش خيابان‌ها برمى‌داشتند زن‌ها بودند و هم آنان بودند که مجاهدين را در خانه‌هاشان پناه و يارى مى‌دادند. شواهد و روايت‌هاى مکررى گواه مى‌دهند که در تبريز و رشت در گردان‌هاى مسلح و در کسوت مردانه، زنان دوشادوش مردان مبازره کنند

کمبود منابع جدى و قابل اعتماد يکى از دشواری‌هاى اساسى مطالعات تاريخى است. افزون بر اين در مطالعات مربوط به زنان، معمولا در حوزه‌هاى تاريخ، علوم سياسى و علوم اجتماعى به خصوص در کشورهاى جهان سوم زندگى زنان، عملکرد و نقش آنها آن‌قدر ناديده گرفته مى‌شود که اساسا ثبت نمى‌شوند. پس تعجب‌آور نيست که مهم‌ترين منبع پژوهش در بررسى موقعيت و عملکرد زنان در دوره مشروطه نه روايت‌ها و ثبت گزارش‌های تاريخ‌نويسان و شاهدان ايرانى بلکه دست‌نوشته هاى خارجيانى است که در ايران کار مى‌کرده‌اند. يادداشت‌هاى ويليام مورگان شوستر، آمريکايى، مدير کل خزانه‌دارى کشور و نيز گزارش‌های روزنامه تايمز لندن آن‌زمان بيش از هر منبع ديگرى در فهرست منابع مطالعه شده در مورد نقش زنان در انقلاب مشروطيت ديده مى‌شوند.

حضور اجتماعى زنان از اواخر دهه ١٢۷٠ و اوايل دهه ١٢٨٠، هم‌زمان با آغاز دور جديدى از تلاطمات سياسى و اقتصادى کشور، عموما متاثر از دستورات و فتواهاى رهبران مذهبى، آغاز شده است. جنبش تنباکو (١٢۷۵خورشيدى / ١٨۹۶ ميلادى) و بحران بزرگ نان (١٢۷۷ خورشيدى) دو نمونه بارز از حضور زنان در خيزش‌هاى اجتماعى دوره ده‌ساله پيش از صدور فرمان مشروطيت است.
از ابتدا تا به آخر واقعه رژى زن‌ها فعالانه در صحنه‌هاى مختلف اعتراضات اجتماعى حضور داشتند. در تهران در حمايت از ميرزاى آشتيانى مجتهد بزرگ تهران و در اعتراض به شاه که به او اتمام حجت کرده بود که يا بايد در ملاء عام قليان بکشد و يا از ايران خارج شود، زنان مقابل محل سکونت او دست به تظاهرات زدند و بازار تهران را به تعطيلى کشاندند. حکم ميرزاى شيرازى براى تحريم تنباکو و اعتراض به واگذارى امتياز تنباکو به ماژور تالبوت انگليسى، حتى زنان حرمسراى دربار را هم تحت تاثير قرار داده بود (آبراهاميان، ايران بين دو انقلاب ص ۹۵). نه فقط زنان تهران، زنان ساير شهرها از جمله تبريز و شيراز و حتى زنان ايلاتى هم در کنار مردان به صورت جدى به مخالفت و اعتراض برخاسته بودند و با استفاده از امکان جديد و بى‌همتاى ارتباطى و اطلاع‌رسانى آن روز يعنى خطوط تلگراف، مکررا تلگراف‌هاى تهديدآميز در رابطه با فسخ واگذارى امتياز تجارت تنباکو به تهران مخابره مى‌کردند.

خشکسالى، و نيز احتکار غلات توسط درباريان و دولتمردان کمبود و گرانى نان و لاجرم گرسنگى را آن‌چنان شدت داده بود که يکبار ديگر تهران و تبريز و ساير شهرهاى کشور صحنه اعتراضات گسترده شد. اعتراض و نارضايتى زنان به گرانى نان در اشکالى هم چون بست‌نشينى، مراجعه و يا نامه‌نگارى به سفارت روس و انگليس و واسطه قرار دادن سفراى اين کشورها تبارز مى‌يافت. در يكى از اعتراض‌هاى زنان، چند هزار زن جلوى كالسكه ناصرالدين شاه را كه از شكار برمى‌گشت، مى‌گيرند و از او مصرانه مى‌خواهند تا به وضع نابسامان نان سر و سامانى دهند و البته براى رسيدن به شاه بايد با محافظان او درگير مى‌شدند. با وعده‌هايى كه شاه براى رفع مشكل نان‌مى دهد، كالسكه‌اش اجازه عبور مى‌يابد. اما همراهان شاه و خصوصاً كامران ميرزاى نايب‌السلطنه كه در احتكار گندم دست داشت، توسط اين زنان تأديب مى‌شوند (فخرالسادات محتشمى پور، زن و مشروطه ايرانى).
در روزهايى که تبريز صحنه درگيرى مردم و تفنگ‌‌چى‌هاى حکومت بود و وقتى که انبارهاى غلات به تسخير مردم در مى‌آمدند، باز هم زنان در ميدان نقش‌آفرينى مى‌کردند.
در نهضت مشروطه و رويدادهاى پس از آن نيز زنان لحظه به لحظه حضورى مشخص و ملموس داشتند. آنان به همراه مردان در مسجد شاه تهران بست نشستند، در تلاش براى بازگرداندن علما از مهاجرت، بستن بازار، پيوستن به متحصصين شاه عبدالعظيم، حضور در قصر مظفرالدين شاه براى گفت‌وگو، تحصن در سفارت انگليسى و نظاير آن مشارکت داشتند. پرى شيخ‌الاسلامى در "زنان روزنامه‌نگار و انديشمند ايران" از سندى گزارش مى‌دهد که در تبريز نبردى شديد ميان طرفداران و مخالفان مشروطه جسد بيش از بيست زن ملبس به لباس مردانه پيدا شده بود.
گزارش‌های شوستر و نيويورک تايمز بيش از ساير منابع، حضور و فعاليت آرام و يا قهرآميز زنان را عليه قدرت‌هاى خارجى، مخالفت با استبداد شاه و دربار و دفاع از مشروطه خواهان، در دوره خرداد ١٢٨۴ تا مرداد ١٢٨۵ و رويدادهاى پس از امضاى فرمان مشروطيت در کوچه و خيابان، مسجد و بازار و. .. بازتاب داده‌اند.
روزى در جريان شکنجه و آزار مشروطه‌خواهان در يکى از محلات مرکزى تهران يک ملاى هوادار دربار در برابر جمعيت زيادى عليه مشروطه سخن مى‌گفت. در اين بين زنى که تفنگى را در زير چادرش مخفى کرده بود به او شليک کرد و او را از پاى درآورد و اين زن بلافاصله توسط جمعيت کشته شد (ساناساريان،جنبش حقوق زنان در ايران ص. ٣۹. بدرالملوک بامداد، زن ايرانى).
پس از صدور فرمان مشروطيت و تشکيل مجلس شوراى اسلامى، آن‌گاه که نمايندگان مجلس در صدد تاسيس بانک ملى و نيازمند مساعدت مردم بودند، زنان از گروه‌هاى مختلف اجتماعى جواهرات و زينت‌آلات خود را مى‌فروختند و از دولت سهم مى‌خريدند.
در فراخوان مشروطه‌خواهان براى تحريم کالاهاى خارجى و استفاده از محصولات داخلى اين زنان بودند که پيشگام شدند. در بعضى از شهرها مثل تبريز و تهران انجمن‌هايى به منظور ترويج منسوجات داخلى و تحريم پارچه‌هاى خارجى تشکيل دادند و يا براى کاهش مصرف شکر وارداتى، قهوه‌خانه‌ها را تشويق به صرفه‌جويى و يا تعطيلى مى‌کردند.
نامه اتحاديه غيبى نسوان به نمايندگان مجلس براى تدوين و تصويب سريع متمم قانون اساسى، کمک‌هاى مالى زنان به انجمن‌هاى ايالتى از طريق فروش جواهرات و اموال شخصى، اعتراض‌هاى مکرر به بى‌عملى وکلاى مجلس شوراى ملى و هيات وزيران براى پايان دادن به سرکوب مشروطه‌خواهان آذربايجان و دفع تجاوز عثمانيان به خاک ايران نمونه‌هايى از عزم و عمل زنان در جهت تحکيم نظام پارلمانى در ايران بعد از مرگ مظفرالدين‌شاه و اوايل دوران محمدعلی‌شاه است. شوستر و نيويورک تايمز هر دو از تظاهرات و گردهمايى‌هاى اعتراضى زنان تهران در بهارستان گزارش داده‌اند که فرياد مى‌زدند: زنده باد مشروطيت! نيست و نابود باد استبداد!
بعد از به توپ بسته شدن مجلس و قتل عام و تعقيب مشروطه‌خواهان، کسانى‌که اجساد مجاهدين و جوانان را از سنگفرش خيابان‌ها برمى‌داشتند زن‌ها بودند و هم آنان بودند که مجاهدين را در خانه‌هاشان پناه و يارى مى‌دادند. شواهد و روايت‌هاى مکررى گواه مى‌دهند که در تبريز و رشت در گردان‌هاى مسلح و در کسوت مردانه، زنان دوشادوش مردان مبازره کنند. مؤلف كتاب تاريخ بيدارى ايرانيان، ناظم‌الاسلام كرمانى، چنين نقل مى‌کند: "عورات آذربايجان قطار فشنگى مى‌بندند و با حالت محزون بچه خود را شير مى‌دهند، مانند نره‌شيران در ميدان جنگ مى‌كوشند كه دست بى‌ناموسى به آنان دراز نشود."
علاوه بر اينها اولين تجربه فعاليت‌هاى بين‌المللى زنان در همين دوره اتفاق مى‌افتد. در استانبول جايى که بسيارى از مشروطه‌خواهان به آنجا مهاجرت کرده بودند، کميته‌اى از زنان ودختران مشروطه‌خواه تشکيل مى‌شود و به افشاگرى اعمال و جنايت‌هاى محمدعلى شاه دست مى‌زنند،يا با مخابره تلگراف‌هايى به ملکه‌هاى انگليس و آلمان سعى مى‌کنند از نفوذ آنها براى مهار شاه استفاده کنند.
با توجه به اين شواهد روشن است که زنان در خيزش‌هاى اجتماعى پيش از مشروطيت، در دوران انقلاب مشروطه و رويدادهاى پس از آن فعالانه شرکت داشته‌اند.
گرچه گروه‌هايى از زنان وابسته به دربار و يا طبقات بالاى اجتماعى که امکان تحصيل و سوادآموزى پيدا کرده و آشنا به افکار و آراى مدرن و مترقى و در مجموع مجهز به خودآگاهى جنسيتى شده بودند، شرکتشان در انقلاب مشروطه از همان آغاز به منظور طرح مسائل زنان و احقاق حقوقى مانند تحصيل و برخى برابری‌هاى جنسيتى بوده است، ليکن توده زنان عمدتا در راستاى خواسته‌هاى روحانيون معترض به نفوذ قدرت‌هاى خارجى و مخالف استبداد شاهان بودند. البته شرايط اجتماعى و فرهنگى آنروز ها که جلوه بارز آن بيسوادى و گرايش به خرافات مذهبى بود، اقتضا نمى‌کرد که توده زنان نسبت به جايگاه و موقعيت خود واقف باشند و حقوق انسانى خود را بشناسند و آن را مطالبه کنند. اين است که حاصل حقوقى آنان از انقلاب مشروطيت، به‌رغم همه آن تلاش‌ها و جان‌فشانى ها، ماده چهار نظامنامه انتخابات بود که آنان را در کنار محجورين، صغّار، متکديان و مرتکبين به قتل و سرقت از حق راى محروم مى‌کرد.
در کنار اين اما دستاورد مهم و تاريخى زنان در جنبش ملى مشروطيت آن بود که آنان از محيط‌هاى بسته خانگى و از وراى ديوارهاى اندرونى‌ها بيرون کشيده شدند. در امور خارج از خانه، در مسايل غير سنتى و غير مرسوم زنانه و در زندگى اجتماعى شرکت کردند، مسئوليت اجتماعى را حس و تجربه نمودند و حاصل آن در عين حال رشد تمايل جديد و نيرومندى بود براى "ديده شدن"و به "حساب آورده شدن" که آثار آن بلافاصله پس از سال ١٢٨۵ در ايجاد انجمن‌ها و سازمان‌هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى زنان و متعاقبا تاسيس و گسترش مدارس زنانه، فعاليت‌هاى مطبوعاتى، انتشار مجلات و طرح مشخص مسائل زنان مشاهده مى‌شود، تا بدين‌ترتيب اولين پايه‌هاى جنبش اجتماعى زنان براى دستيابى به حقوق برابر و رفع ستم جنسيتى پايه‌ريزى شود.

ميهن اميدوار


منابع استفاده شده:

- آبراهاميان، يرواند. ايران بين دو انقلاب، نشر نى، چاپ دوم، تهران، ١٣۷۷
- اميدوار، ميهن. زنان و مشروطه، راديو رسانه، ١٣ مرداد ١٣٨۵
http://www.radio-rasane.com
- بامداد، بدرالملوک. زن ايرانى از انقلاب تا مشروطيت تا انقلاب سفيد. انتشارات ابن سينا، تهران، ١٣۴٨
- ساناساريان، اليز. جنبش حقوق زنان در ايران، نشر اختران، چاپ اول، تهران، ٣٨۴.
- شيخ الاسلامى، پرى. زنان روزنامه نگار و انديشمند ايران، نشر مازگرافيک، تهران، ١٣۵١
- صفحه ويژه يکصدمين سالگرد انقلاب مشروطيت، سايت فارسى بى بى سى،
http://www.bbc.co.uk/persian/news/cluster/2006/07/060718_constitution.shtml
- محتشمى پور، فخرالسادات. زن و مشروطه ايرانى، روزنامه ايران، شماره ٣۴۴۶، تهران، ٣٠ فروردين ١٣٨۵

منبع : کانون زنان ایرانی

لینک نوشته
شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


به تازگی ديوان عايشه درانی، از شاعر زنان مشهور عصر درانی ها در شهر هرات به کوشش و هزينه جليل نهيک فلاح، از ادب دوستان اين شهر چاپ شده است.

آقای فلاح در نبشته کوتاهی که در آغاز ديوان آورده می گويد که ديوان چاپی عايشه را به طور تصادفی نزد يکی از کتابفروشان شهر هرات ديده و به بازچاپ آن اقدام کرده است.

ظاهراً ساليان بسيار دور ديوان عايشه درانی در کابل چاپ شده بود که اينک ناياب شده است.

آقای فلاح در آغاز اين ديوان، تحقيقی را از مرحوم غلام فاروق فلاح، برادرش آورده که از استادان ادبيات دری دانشگاه کابل بود.

به نظر می رسد ديوان عايشه درانی بايد کامل باشد چرا که شامل قصايد، غزليات، رباعيات و قطعات برجای مانده از اين شاعر است.

\'ستاره ادب\'

عايشه درانی دختر يعقوب علی خان توپچی باشی يک تن از رجال عصر درانی های افغانستان است و خود نيز در زمان تيمور شاه درانی به سرايش شعر آغاز کرده است.

آقای فلاح در نبشته تحقيقی خود در مورد عايشه، او را يکی از \"ستارگان ادب و شعر افغانستان\" در نيمه دوم قرن سيزدهم خورشيدی خوانده است.

اين درست مصادف با زمانی است که به نوشته آقای فلاح، \"احمد شاه درانی در قندهار توانست بر آشوب های حاکم در افغانستان غلبه کند و بنياد يک نظام نيرومند را در اين کشور بگذارد.\"

احمد شاه نيز به شعر و ادب علاقه داشت و به سرايش شعر به زبانهای پشتو و دری می پرداخت.

از او ديوانی به زبان پشتو و ديوانی ديگر به زبان دری در دست است.

حافظ و جامی

آنگونه که روايت می کنند، عايشه نخستين شعر خود را در حضور تيمور شاه درانی، در تمجيد از \"افق گلفام\" کابل خوانده است:

شفق را لاله گون ديدم نماز شام در گردون
مگر خورشيد را کشتند که دارد دامن پر خون

عايشه اين شعر را به گفته آقای فلاح در بيست سالگی سروده است.

به نوشته آقای فلاح در دوره ابدالی ها و درانی ها بيشتر شاعران از حافظ و جامی پيروی می کردند و دنباله رو مکتب عراقی بودند.

عايشه نيز به شعر حافظ علاقه داشت و می کوشيد اشعارش به سبک و سياق لسان الغيب باشد.

نمونه ها

حافظ:
ساقی به نور باده بر افروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

عايشه:

ساقی بيار باده و پر کن به جام ما
تا نه رواق چرخ بگردد به کام ما

حافظ:

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
که سر به کوه و بيابان تو داده ای ما را

عايشه:

اگر به خواب ببينم جمال رعنا را
سر از سرور به افلاک می رسد ما را

سه مرحله متفاوت

آقای فلاح شاعری عايشه را شامل سه مرحله می داند:

شاعری عايشه شامل سه مرحله است، نخست مرحله غزلسرايی و سال های جوانی که در عهد تيمور شاه درانی گذشت.

دوم مرحله سرايش شعرهايی با رنگ و بوی تصوف و عرفان است که مصادف با دوران جنگ های داخلی پسران تيمور شاه و حمله انگليس به افغانستان است.

سومين مرحله نيز، شامل مرثيه سرايی های پس از شکست سلسله درانی ها در افغانستان می شود

نمونه ای از شعر عايشه در نخستين مراحل شاعری او در زير می آيد:

بی تو ای مونس جان تخت سليمان چه کنم
عمر خضر ار بودم حشمت خاقان چه کنم

با تو در دوزخ سوزان بتوان زيست مدام
بی تو با حور جنان روضه رضوان چه کنم

گرچه ابر کرم از چشمه حيوان بارد
بس ببارد به سر و لوُ لوُ و مرجان چه کنم

نيست بر لوح بصر غير خط زنگاری
چون نبينم رخ تو يوسف کنعان چه کنم

روز شب کردم و شب روز نيامد يارم
عمر بر باد شد اکنون سر و سامان چه کنم

هر کسی کشته خود می درود آخر کار
هستم از فعل بد خويش پشيمان چه کنم

عايشه درد تو بگذشته ز قانون شفا
چون علاجی نبود سعی به درمان چه کنم

منبع : کانون زنان ایرانی
<><>

 
  
  
  
  
  
 
  
  
  
 

لینک نوشته
شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


"رويا صدر "مقاله اي را با عنوان "چهره زنان در طنز مشروطه" در همايش ايران، يكصد سال پس از مشروطه، نگاه به گذشته و چشم‌‏انداز آينده ارائه كرد.

به گزارش گروه فرهنگ و انديشه ايلنا ، در مقاله "رويا صدر " آمده است:
حركت مشروطه نقطه عطفي در طنز ايران است كه آن را از نظر ساختار و محتوا دچار تحول ساخته است , توجه به حقوق زنان و آزادي نسوان به عنوان يكي از مولفه‌‏هاي رويكرد مدرنيستي مشروطيت , از ابعاد مهم اين تحول است كه در راستاي نگاه اصلاح طلبانه حركت مشروطه به مناسبات اجتماعي , فرهنگي و خانوادگي شكل مي گيرد و در مسائل نگاه اصلاح طلبانه حركت مشروطه به مناسبات اجتماعي , فرهنگي و خانوادگي شكل مي گيرد و در مسائل زنان به نگاهي نقاد مي رسد . اين نقد ماهيتي دو گانه دارد؛ اولي در رويكردي درد شناسانه متجلي مي شود كه متضمن نقد باورهاي خرافي, جهل و بي سوادي زنان است و وجه دوم نقد نهايتا به همدلي مي انجامد. اين مقاله در تلاش است تا از رهگذر بررسي مهمترين آثار طنز مشروطه ( از زاويه نگاه نوع برخورد با زنان ) سير تحول اين حركت را بررسي كرده و سپس از طريق مقايسه ميان آثار دو طنز نويس اصلاح طلب و پيشرو معاصر يكي از و ديگري از دوره حاضر (دهخدا و صابر ) به بررسي چگونگي ايجاد تحول در شكل بندي و نوع برخورد با مسائل جنسيتي در طنز معاصر بپردازد .

لینک نوشته
شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


 به نام يگانه خالق هستي بخش 

بازتابهاي برگزاري نخستين و دومين همايش ملي ايران‌شناسي كه به ترتيب در خردادماه 1381 و آذر و دي‌ماه 1383 در تهران و استقبال علاقه‌مندان به مطالعات ايراني از داخل و خارج از كشور، بنياد ايران‌شناسي را برآن داشت كه مقدمات برگزاري سومين همايش ملي ايران‌شناسي را در خردادماه 1386 مهيا سازد و در عمل به بيانية مصوب مجمع دومين همايش ملي ايران‌شناسي و ارتقاء سطح كيفي همايش، طرح سومين همايش ملي را به بررسي مطالعات و دستاوردهاي پژوهشي محققان و پژوهشگران در دورة تاريخي مشخصي اختصاص دهد. زيرا اين امر هم به تعيين موضوعاتي كه بررسي آنها از اولويت برخوردارند، ياري خواهد كرد و هم امكان خواهد داد كه صاحب‌نظران و كارشناسان و متخصصان يك دوره خاص گردهم آيند و از اطلاعات و تجربيات يكديگر بهره  گيرند و به ويژه از دستاوردهاي جديد آگاه شوند و آنها را مبادله كنند.

بر اين اساس سومين همايش ملي ايران شناسي با رويكرد تخصصي به مطالعه و بررسي ايرانِ دوره صفوي مي‌پردازد.

اميد است اين همايش نيز فرصت ديگري را براي آشنايي با ايران‌شناسان و پژوهشگران اين عرصه و دستاوردهاي علمي مطالعات آنها و نقد و بررسي تحقيقات انجام شده فراهم سازد.

سایت بنیاد ایران شناسیصفحه انگلیسی سایتایمیل

لینک نوشته
چهارشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی در سال 1367 به منظور پاسخ گویی به انبوه پرسش ها درباره علل وقوع انقلاب اسلامی و زوایای پنهان تاریخ معاصر، توسط جمعی از علاقه مندان بنیان نهاده شد.
موسسه بر این باور بود كه باید پیش از آن كه ((غبار زمانه)) بر رویداد ها فرو نشیند و آن را از ذهن و ضمیر تاریخ بزداید به ثبت و ضبط آن همت گماشت و به آیندگان سپرد. از این رو كودتای نوژه به عنوان اولین برنامه پژوهشی انتشار یافت. كودتای نافرجامی كه قرار بود از پایگاه هوایی شهید نوژه در همدان نقطه پایانی در برابر انقلاب اسلامی قرار دهد، ولی در نطفه مدفون شد. این اثر شناساننده یكی از توطئه هایی است كه دشمنان برای انقلاب اسلامی تدارك دیده بودند.
موسسه همچنین اعتقاد داشت كه به رغم نظر مسلط در تاریخنگاری، می توان با پژوهش در انبوه اسناد به دست آمده از ((درباریان)) و دیگر دستگاه های رژیم منقرض شده، علل واقعی برآمدن و فرو افتادن سلسله پهلوی و طلوع انقلاب اسلامی را تبیین كرد.
برای تحقق این منظور دستیابی به اسناد ساواك می توانست بسیاری از راز و رمز ها را بگشاید. از این رو موسسه كوشید تا با وزارت اطلاعات و دیگر سازمان هایی كه به نحوی حافظ اسناد طبقه بندی شده رژیم پهلوی بودند، تعامل جدی آغاز كند. .این تعامل كه آثار مباركی در پی داشت به انتشار كتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی انجامید.
این كتاب كه به واسطه خاطرات یكی از نزدیك ترین دوستان ((شاه)) حاوی اطلاعاتی دقیق از ساز و كار رژیم پهلوی بود به انضمام بهره گیری از اسناد طبقه بندی شده كه اولین بار انتشار می یافت، توانست تاثیر عمیقی در روند تاریخنگاری معاصر بر جای گذارد. تا كنون شانزده چاپ در بیش از 150 هزار نسخه از آن منتشر شده است.
تاریخنگاری یك عصر، در بر دارنده مولفه های مختلفی است كه مجموعا می بایست تصویری نسبتا" كامل و قابل درك از رویداد های آن دوره ارائه كند. بی گمان تاریخنگاری عصر پهلوی نمی توانست از تاریخ تكاپوهای افراد و سازمان های سیاسی بی نیاز باشد. بنا بر این انتشار سیاست و حزب توده و همچنین خاطرات ایرج اسكندری كه مدت زمانی دبیر اول حزب توده بود توانست وجه دیگری از تاریخ دوران پهلوی را آشكار سازد.
بی تردید یكی از مهم ترین مقاطع دوران پهلوی، سال های منتهی به ملی شدن صنعت نفت است. هر چند در این زمینه پژوهش های بسیاری انجام شده ولی بهره گیری توامان از اسناد شخصی و اسناد طبقه بندی شده دولتی می توانست به یكی از بدیع ترین تتبعات در این حوزه بیانجامد. در همین راستا زندگی نامه سیاسی دكتر مظفر بقایی، آغازگر حركتی بدیع و پر‌دامنه بود كه به تحقق پیوست.
یكی دیگر از فراز های تاریخی عصر پهلوی نقش نهاد هایی است كه به موازات قدرت سیاسی به فعالیت در عرصه های آشكار و پنهان می پرداختند. محافلی همچون فراماسونری، با پیشینه ای بیش از یك قرن در عرصه سیاسی ایران ایفاگر چه نقشی بودند ؟ این پرسشی است كه كوشش به عمل آمده تا در كتاب اسناد فراماسونری در ایران به مدد كاوش در اسناد و گزارش های ساواك پاسخ روشنی برای آن جستجو شود.
بقا و دوام رژیم پهلوی پیش و بیش از آن كه مرهون موسسات و دستگاه ((دیوانی)) بوده باشد، مرهون كسانی بود كه همواره سلطنت را از خطر زوال می رهانیدند و یكی از موثر ترین این اشخاص، بلا تردید ((اسدالله علم))مشیر و مشار محمد رضا پهلوی بود. در كتاب ((اسدالله علم و سلطنت محمد رضا پهلوی)) سعی شده عوامل مقوم سلطنت به خوبی تبیین گردد.
تاریخ معاصر ایران را خصوصا به واسطه برخورداری از امتیاز ((ژئوپلیتیكی)) نمی توان بدون ارتباط با تحولات جهانی و كانون های متنقذ و قدرتمند تحلیل كرد. در كتاب (( زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران )) كه تا كنون پنج مجلد آن انتشار یافته و دو جلد دیگر به زودی روانه بازار نشر خواهد شد، سعی شده است كه رخداد های ایران را در متن تحولات جهانی خصوصاً در دو قرن گذشته مورد ملاحظه قرار دهد و نقش و تاثیر هر یك از این كانون ها را در تحولات پس از مشروطیت آشكار سازد.
اما به راستی، چرا رژیم مستبد و دیكتاتور پهلوی كه از حمایت خارجی نیز بهره مند بود ناگهان مثل برف ذوب شد ؟ این پرسشی است كه بخشی از پاسخ آن را می توان در كتاب حزب رستاخیز، اشتباه بزرگ و بخش دیگر را در كتاب ایران در دو دهه واپسین حكومت پهلوی یافت. حزب رستاخیز كه شاه خود آن را ((اشتباه بزرگ)) خواند، روند فروپاشی حكومت پهلوی را سرعت بخشید.
تاریخ سیاسی كهگیلویه، خاطرات سیاسی حجت الاسلام ری شهری و نظریه توطئه و صعود سلطنت پهلوی و تاریخ نگاری جدید در ایران از دیگر آثار منتشر شده است كه محققین ارجمند با آن آشنا هستند.
اما آیا ساواك كه یكی از خشن ترین و قدرتمند ترین سازمان های مخفی و جاسوسی دوران معاصر بود نمی توانست مانعی برای اضمحلال رژیم ایجاد كند ؟ این سوالی است كه باید پاسخ آن را در كتاب كارنامه ساواك كه در دست تالیف است جستجو كرد.
پروژه روزشمار دوره رضاخان با تكیه بر مجموعه ای از اسناد بی نظیر و نو یافته با شماری فزون بر دویست هزار سند در بیش از ده جلد آغاز به كار نموده است، انتظار می رود این اثر تحولی در تاریخ نگاری دوره تاریك پهلوی اول را باعث شود.
به مناسبت گذشت یك قرن از انقلاب مشروطیت به بحران های مشروطیت گذر و نظری شده كه به زودی به زیور طبع آراسته خواهد شد.
آخرین اثر منتشر شده ما، فصلنامه مطالعات تاریخی كه اولین شماره آن در زمستان 1382 انتشار یافت، به موضوعات تاریخ معاصر ایران پرداخته است كه با اتكا به اسناد منتشر نشده می كوشد دریچه ای نو به روی پژوهشگران بگشاید.


موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی كه آثارش همواره واكنش های مختلفی را در محافل فرهنگی و تاریخ نگاری داخل و خارج برانگیخته است، اكنون می كوشد فعالیت هایش را گسترده تر سازد تا شاید بتواند نقشی هر چند اندك در صیانت تاریخ از دست تطاول و تحریف روزگار ایفا كند.

اینك موسسه با تجدید ساختار و تكمیل كتاب خانه تخصصی تاریخ و گسترده تر ساختن تعاملات خود با مراكز اسنادی همچون سازمان اسناد ملی ايران، مركز بررسی های تاریخی وزارت اطلاعات، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، مركز اسناد ناجا، مركز اسناد وزارت امور خارجه، مراكز اسنادی خارج از كشور و ... از كلیه پژوهشگران در عرصه تاریخ نگاری برای همكاری و پژوهش در مورد بخش های مغفول تاریخ معاصر به گرمی استقبال می كند.
گفتنی است كه این امكان برای موسسه فراهم آمده است تا مجموعه اسناد و انتشارات خود و سایر مراكز تحقیقاتی را در بایگانی ماشینی نگهدارد. این بانك اطلاعات با تهیه برنامه پیش رفته نرم افزاری با قابلیت جستجو و تهیه لوح های فشرده، در اختیار موسسات تحقیقاتی و پژوهشگران و علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
این باور كه گشودن در های گنجینه اسنادی كشور و رواج تاریخ نگاری مستند مجالی برای تفسیر‌ها و تحلیل های نا درست و بی اعتبار باقی نخواهد گذاشت، ما را در پیمودن این مسیر مصمم تر ساخته و در آینده نیز آن را پی خواهیم گرفت.
Copyright © PSRI.ir, All Rights Reserved.
لینک نوشته
چهارشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


به روز ۱۴ مرداد که مصادف است با یکصدمین سالگرد پیروزی انقلاب مشروطه نزدیک می شویم

انجمن نیز این روزها در تب و تاب است . و تمام توان خود را برای بزرگداشت هر چه با شکوهتر این رخداد بزرگ تاریخی به کار گرفته است . شعب و دفاتر انجمن نیز در ایفای سهم خود در تکاپویند .

تعدادی از اعضای انجمن برای ایراد مقالات خود در سمینار مشروطه و ایران شناسی در لندن به سر می برند . قرار است انجمن به عنوان یک مطالعه موردی در میزگرد مطالعات زنان در ایران توسط دکتر منصوره اتحادیه معرفی شود . و اطلاعات لازم از طریق بروشورها و کتب و مجلات ارسال شده در اختیار علاقمندان قرار می گیرد .

شما نیز می توانید با مراجعه به این آدرس در جریان سمینار و مقالات آن قرار بگیرید :

http://www.iranheritage.org/

برگزاری نمایشگاه عکس و سند مشروطه نیز در محل برگزاری همایش « ایران یکصد سال پس از مشروطیت تجارب گذشته  چشم انداز آینده‌ » از دیگر برنامه های ماست .

شما را هم به این همایش فرا می خوانیم . باشد که نامی و یادی از حضور یکصد ساله زنان را در تاریخ ایران بیابید :

http://www.100years.ir/

و این هم وبلاگی برای این مناسبت بزرگ تاریخی :

http://www.100years.persianblog.ir/

لینک نوشته
پنجشنبه ۱٢ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


بسمه تعالي

 

انجمن زنان پژوهشگر تاريخ برگزار مي كند :

 

پيرامون

"تحليل و نقد ديدگاه صوفيه نسبت به زن تا روزگار مولانا"

 

سخنران

دکتر محبوبه مباشري

 

 

زمان :  چهار شنبه 4/5/85            ساعت :‌ 30/16 الي 30/18

مكان : ميدان انقلاب ، بعد از جمالزاده جنوبي ، خيابان نوفلاح  خيابان ديلمان ، شماره 71                      تلفکس : 66917570

Emil : zananetarikh@yahoo.com  

لینک نوشته
چهارشنبه ٤ امرداد ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


جهت رويت مطالب قبلي به آرشيو وبلاگ مراجعه كنيد
 
انجمن زنان پژوهشگر تاريخ
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها

آمار و خروجی
  RSS 2.0  


Powered by:
پرشین وبلاگ