- انجمن زنان پژوهشگر تاریخ -
 
 

 

 

-  وقتی ایده گفتگوی تمدنها که از سوی رئیس جمهور ایران در سازمان ملل متحد مطرح شده بود مورد استقبال جهانی قرار گرفت، دوستان عضو انجمن نیز به فکر افتادند که برای بارور ساختن این ایده کاری کنند. بنابراین پیشنهاد پژوهشی تاریخی پیرامون" نقش زن در گفتگوی تمدنها "را به رئیس مرکزی که به همین نام شروع به کار کرده بود، داد. آن زمان دکتر فریدزاده مسئولیت مرکز را به عهده داشت و نسبت به موضوع علاقمندی نشان داد. جلساتی با حضور کارشناسان مرکز و پژوهشگران تاریخ ترتیب داده شد اما نهایتاً  بودجه ای برای این طرح تصویب نشد. ضرورت مسئله ما را بر آن داشت که خود، کار را شروع کنیم ولی گرفتاری دوستان موجب شد که طرح پژوهش مورد نظر پیشرفتی نداشته باشد. در عوض نشستهای تخصصی با عنوان ارتباط ایران با کشورهای صاحب فرهنگ و تمدن طراحی و در طول یک سال اجرا شد که برخی از آنها نیز چاپ شده و در اختیار علاقمندان قرار گرفت.

-  برگزاری سمینار زن در جهان اسلام پس از برگزاری دو سمینار زن در تاریخ ایران، پیشنهاد شد و مورد تصویب قرار گرفت در اولین جلسات کمیته طرح و برنامه و هیات مدیره انجمن مقرر شد در وهله اول طرح مورد نظر در اختیار موسسه، گفتگوی فرهنگ ها و تمدن ها قرار گیرد. ابتدا رئیس هیات مدیره انجمن با رئیس موسسه جناب آقای خاتمی در این زمینه گفتگو کرد که ایشان کلیت مسئله را پسندیدند اما مکاتبه ای که با ایشان شد پس از ارجاع به مسئول مربوطه ماههاست که بدون پاسخ مانده است.

-  به مناسبت روز زن چهارمین نشست تخصصی موسسه گفتگوی فرهنگ ها و تمدنها با موضوع نقش زنان در گفتگوی تمدن ها برگزار شد با حضور تعدادی از زنان فعال در عرصه های فرهنگ و ادب و هنر (از جمله زنان محقق و پژوهشگر تاریخ که متاسفانه به دلیل مشکلاتی نتوانستند شرکت کنند) از هر دری سخن به میان آمد: زن و صلح، هویت زن ایرانی، موقعیت زنان در ایران امروز، بررسی دو نگرش جاهلی و انسانی به زن، مسائل و مشکلات زنان ایرانی، مشکلات حقوقی و غیره از جمله موضوعاتی بود که در ارتباط با آن سخن رانده شد. اشعاری هم در مدح شخصیت و جایگاه حضرت زهرا قرائت شد و بالاخره آقای خاتمی ضمن ارائه تحلیلی از روند تاریخی شکل گیری تجدد و مراحل پس از آن به موقعیت زنان در این دوره اشاره کرد و با توجه به اهمیت مسئله، ضرورت گفتمان زنان را مورد تاکید قرار داد. رئیس هیات مدیره انجمن در حاشیه برنامه با بعضی اساتید و اندیشمندان مرتبط با انجمن در ارتباط با فعالیت های در دست اقدام گفتگو کرد. همچنین از دکتر مسجد جامعی درخواست کرد همکاری لازم موسسه با انجمن برای برگزاری سمینار زن در جهان اسلام صورت گیرد. قطعاْ اين ارتباط و همکاری برای هردو طرف مفيد خواهد بود . هم انجمن از اعتبارات فرهنگی موسسه سود خواهد جست و هم موسسه از توان اعضاء پيوسته و وابسته انجمن بهره خواهد برد .

 

لینک نوشته
شنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


در اولین جلسه هیات مدیره جدید انجمن زنان پژوهشگر تاریخ رئیس ، نایب رئیس و خزانه دار انجمن انتخاب شدند .

در این جلسه ابتدا رئیس هیات مدیره سابق از همکاری کلیه اعضای هیات مدیره سابق تشکر کرد و گفت : به دلیل توسعه تشکیلات و انتظاراتی که از     انجمن وجود دارد همه اعضاء باید با همکاری و مشارکت جدی دوره جدید را راهبری کنند . پس از آن کاندیداهای ریاست و نایب رئیسی معرفی شده انتخاب با رای گیری با ورقه انجام شد که نتیجه آن به شرح ذیل بود :

فخرالسادات محتشمی پور  رئیس هیات مدیره

اعظم سقطی  نایب رئیس

زینب احیایی  خزانه دار

همچنین با همفکری های انجام شده اعضای هیات مدیره هر یک ماموریت یافتند پیگیری امور یکی از کمیته ها را به عهده بگیرند تا پس از سازماندهی جدید مسئولین کمیته ها توسط اعضاء آن کمیته تعیین شوند .

که به ترتیب خانم ها حوریه سعیدی ، هما رضوانی ، اعظم سقطی ، زینب احیایی ، منصوره پروینی و پریسا اندامی مسئولیت تشکیل کمیته و پیگیری امور کمیته های طرح و برنامه ، پژوهش ، تشکیلات ، ارتباطات، آموزش و بین الملل را عهده دار شدند .

در این جلسه مقرر شد تا جلسه بعدی هیات مدیره کمیته ها تشکیل شده گزارش کار خود را ارائه دهند .

همچنین پس از گفتگو پیرامون زمان جلسات صبح روز پنج شنبه وبعد از ظهر روز سه شنبه مناسب تشخیص داده شد که متناسب با امکان حضور اکثریت توسط رئیس هیات مدیره تعیین می شود . جلسه بعدی روز پنج شنبه 29/4/1385 ساعت 9 صبح خواهد بود .

 

 

لینک نوشته
چهارشنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


شهرزاد نیوز- گلناز ملک : سال گدشته حزب زنان در سوئد اعلام موجودیت کرد. در هلند نیز در سال 1989 حزب زنان تاسیس و چندی بعد به کار خود خاتمه دارد. حزب زنان در استرالیا نیز به سرنوشت مشابهی دچار گردید و چنان که در دفترشان اعلام کرده اند: "درهایش را بست". در ایران نیز طی سال های ١٣٢٢ تا ۱۳۳۵، تشکلی از زنان تحت عنوان "حزب زنان" فعالیت می کرد. گلناز ملک با گذری بر اسناد منتشره در این زمینه، آغاز و پایان حزب زنان ایران را مرور کرده است.

با آغاز جنگ جهانی دوم و کمی بعد خروج رضا خان از ایران، جو ناامنی و آشفتگی سیاسی بر کشور غالب گردید. اما با وجود اشغال ایران توسط متفقین در سال١٣٢٠ نسبت به دوره ی رضا خان مردم از آزادی بیان و آزادی گردهمایی بیشتری برخوردار شدند. طی این دوره تعدادی انجمن زنان که پیش از این به نوعی سرکوب و یا دولتی شده بودند دوباره پا گرفتند. یکی از این تشکل ها " حزب زنان ایران " بود که در اوایل سال ١٣٢٢ تشکیل شد. عده ی این جمعیت دراولین جلسه که در منزل " صفیه فیروز" تشکیل شد متجاوز از ۴۰ نفر بود و در جلسات بعدی در کلوپ ایران به ۱۵۰ نفر رسید . چهار زنی که برای نوشتن اساسنامه انتخاب شدند " هاجر تربیت"، " صدیقه دولت آبادی "، " فاطمه سیاح" و " صفیه فیروز" بودند. اساسنامه این جمعیت را می توان در دو جمله کوتاه خلاصه کرد


١- بالا بردن سطح فرهنگ و دانش زنان

٢- به دست آوردن حقوق اجتماعی و سیاسی

این حزب در مرداد سال ١٣٢٢ کمی بعد از اعلام حضور شاخه ی ی زنان حزب توده تحت نام " تشکیلات زنان ایران " ، تشکیل شد . اهداف آن ها با اهداف شاخه زنان حزب توده شبیه بود اما به اندازه ی آن رادیکال نبود. سندی وجود دارد مبنی بر این که در سال ١٣٢٣ حزب زنان و تشکیلات زنان حزب توده توافق نامه ای را امضا کرده بودند که در آن بر مبارزه مشترک علیه وضع نابسامان زنان ستمدیده تاکید شده بود. آن ها توافق کرده بودند با علم به اینکه محرومیت زنان بیشتر به خاطر بی سوادی است با کسانی که مخالف آموزش زنان هستند مقابله کنند و سخنرانی ها و برنامه هایی برای کسترش اگاهی طبقات مختلف زنان به اجرا بگذارند و برای استقلال زنان و مشارکت انان در مسایل اجتماعی برنامه ریزی کنند.

بعد از امضای این توافقنامه حزب زنان با بودجه ی خود اقدام به تاسیس ۶ محل برای کلاس سواد آموزی زنان بزرگ سال کرد. تشکیل جلسات بحث ماهانه نیز از برنامه های ثابت این تشکل شد.

یکسال بعد سازمان دیگری به نام " جمعیت زنان " که در سال ۱۳۲۱ با هدف تغییر وضعیت حقوقی زنان توسط بدرالملوک بامداد تاسیس شده بود به این حزب پیوست و روزنامه ی " زن امروز" را منتشر کرد. اگرچه این روزنامه ارگان رسمی حزب نبود ولی مقالات و نوشته های اعضای حزب در آن چاپ می شد و البته این روزنامه نیز مانند دیگر نشریات دموکراتیک در سال ۱۳۲۴ توقیف شد.


" حزب زنان ایران " در زمان خود تنها جمعیتی بود که با سازمان های بین المللی زنان ارتباط مستقیم داشت و عضو " اتحادیه بین المللی زنان " متشکل از زنان بیش از ۵۰ کشور جهان بود.

این گروه در طول فعالیت خود نمایندگانی به مجامع بین المللی فرستاد که در آن سخنرانی هایی ایراد کردند. " به طور مثال در کنگره زن و صلح " که در سال۱۳۲۳ در پاریس برگزار شد ،فاطمه سیاح و صفیه فیروز سخنرانی کردند.

در زمان ملی شدن صنعت نفت در ایران نیز حزب زنان طی اعلامیه های مفصل خطاب به " اتحادیه بین المللی زنان " خواست زنان ایران را به گوش زنان سایر کشور های عضو رساند و از آنها کمک و حمایت خواست.

در سال ۱۳۳۱ شورای زنان برای به دست آوردن حق رای زنان با کلیه گروه های زنان ائتلاف کرده و بیانیه ای مبنی بر تقاضای حقوق سیاسی و اقتصادی صادر کردند که بنا بر گزارش های منتشره صدهزار نفر این بیانیه را امضا کردند. نسخه ی حاوی امضاهای زنان ، برای نخست وزیر وقت محمد مصدق و نیز نمایندگان مجلس و سازمان ملل و همچنین محمد رضا پهلوی فرستاده شد. وقتی قانون انتخابات در مجلس مورد بحث قرار گرفت تصمیم بر این بود که حق رای فقط به زنان باسواد داده شود و باز هم حزب زنان نظر مخالف خود را اعلام کرد ولی لایحه ی قانون انتخابات به تصویب نرسید. تعداد زیادی از روحانیون رده بالا حق رای زنان را ضد اسلام اعلام کردند .

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و برکناری مصدق، دوباره مانند قبل از شهریور ۱۳۲۰ ، احزاب سیاسی و مطبوعات آزاد برچیده و حق برگزاری گردهمایی ها ملغی و فصل جدیدی زیر سایه ی دیکتاتوری و خفقان بر گروه های زنان گشوده شد.

حزب زنان هم برای آنکه گروهی مجاز شناخته شود در سال ۱۳۳۵ و طی یک استحاله تدریجی بعد از کودتا، از بعضی از اهداف و فعالیت های خود دست کشید و به دلیل عدم تعلق حزبی نام خود را به " شورای زنان " تغییر داد.

منبع سايت کانون زنان ايرانی 

لینک نوشته
چهارشنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


كانون زنان ايراني_مهرزاد غني‌پور:بنابر اشعار جاهليت و روايات متعدد، زن در دوران جاهليت عرب سمبل زيبايي و آرامش‌دهندگي بوده و اعراب به اين جنبه توجه داشته‌اند.

اين را محمد جعفري هرندي مدرس حقوق و فقه اسلامي چند روز پيش در جلسة" بررسي نگاه اجتماعي اعراب به زن" در انجمن زنان پژوهشگر تاريخ مي‌گويد و مي افزايد: «برخلاف آن‌چه تصور مي‌شود، عرب‌ها مردمان عاقلي بوده‌اند. آن‌ها زماني كه مي‌خواهند محمد را از سر راه خود بردارند با يكديگر رايزني مي‌كنند و براي متشنج نشدن جامعه كم آسيب‌ترين راه را پيدا مي كنند. شخص پيامبر نيز هميشه پيش از وحي از عقل خود استفاده مي‌كرد. "

به گفته وي از آن‌جا كه عرب جاهلي ارتباط چنداني با ملت‌هاي ديگر نداشته، جاهليت تاريخ روشني ندارد و در بررسي نگاه عرب به زن با توجه به تعلق عرب ناچاريم به منابعي چون قرآن، شعر جاهليت، سنت پيامبر و روايات رجوع كنيم.

هرندي در ادامه مي‌گويد: «با بررسي ادبيات عرب در مي‌يابيم كه سه چيز در نزد عرب جاهلي ارامش بخش بوده: سنگ، آسمان شب و زن.

سنگ از اين جهت كه عرب در سرزميني زندگي مي‌كند كه هيچ‌گونه گلي نمي‌روييد و سايباني براي عرب وجود نداشت به همين خاطر هم عرب جاهلي بت‌پرست شد.
دومين منبع آرامش او آسمان شب است كه در اشعار عرب نيز همچنان كه مي‌بينيم توصيف زيادي از آسمان،ستاره و ماه شده است و سومين مايه آرامش روحي عرب نيز زن بوده است.»

به گفته اين استاد دانشگاه: «در فرهنگ ايران شاعر، زن خوب فرمانبر پارسا را زني مي‌داند كه مرد درويش را پادشاه مي‌كند. در اين طرز تلقي زن نقش اقتصادي دارد و عاملي براي ثروتمند كرد مرد محسوب مي‌شود اما در ادبيات عرب كمتر ديده مي‌شود كه زن به عنوان يك عامل اقتصادي مطرح شده باشد.»

وي درباره اين تناقض كه عرب‌ها زنان خود را زنده به گور مي‌كردند، مي‌گويد: «اين قضيه عموميت نداشته و عرب آرامش‌دهندگي‌اي كه در طبيعت زن نهاده شده را هيچ‌گاه فراموش نكرده است.در بررسي قرآن نيز مي‌بينيم كه قرآن هيچ‌گاه به مسلمانان توصيه نمي‌كند كه لواط نكنيد زيرا اعراب هميشه توجهشان به زن معطوف بوده و لواط در ميان آن‌ها وجود نداشته است."

وي در ادامه مي‌گويد: «پيامبر كه با زبان اعراب با آن‌ها سخن مي‌گويد اعلام مي‌كند كه من سه چيز را دوست دارم عطر، زن و نماز.
از طرف ديگر يكي از وعده‌هايي كه براي مبارزه در راه دين به اعراب داده مي‌شد اين بود كه حورالعين نصيب شما مي‌شود از اين‌جا مي‌توان فهميد كه عرب جاهلي زيبايي و لطافت زن را درك كرده است.»

هرندي درباره مسايل اجتماعي زن در دوران جاهلي مي‌گويد: «اسلام اعراب را از سه عمل كه در ميان آن‌ها رواج داشته منع مي‌كند: زنا كه در ميان زنان برده رواج داشته، استبدال يا جابه‌جا كردن همسران و دوست گرفتن.
در جامعه جاهليت نيز نسبت به روسپي گري نظر خوبي وجود نداشته و اين عمل تنها در ميان كنيزك‌ها و زنان برده رايج بوده است. همچنانكه وقتي پيامبر مكه را فتح مي‌كند از شرط‌هاي بيعت را زنا نكردن را مطرح مي‌كند كه عايشه اعتراض مي‌كند و مي‌گوید ،مگر زن ازاد چنين عملي را انجام مي‌دهد؟
استبدال نيز در جامعة عرب به اين معنا بوده كه هر يك به نفع ديگري از زن خود دست برمي‌داشته و اين رسم كه از جامعة رم به ميان عرب آمده رسمي خجسته و پسنديده و بسيار متعارف بوده است.»

هرندي در ادامه مي‌گويد: «در اين زمينه نقل شده كه حصين بدون در زدن نزد پيامبر مي‌رسد در حالي كه عايشه در كنار پيامبر بوده است. او وقتي عايشه را مي‌بيند رو به پيامبر مي‌پرسد اين زن زيبا كيست؟ آيا حاضر است به نفع تو از زيباترين مخلوقات (زنش) دست بردارد كه رسول خدا در پاسخ مي‌گويد خداوند استبدال را حرام و ممنوع كرده است.»

نقل ديگري هم درباره استبدال آمده به طوري كه عايشه به عروه (يكي از ناقلين) مي‌گويد: «ازدواج در جاهليت به چهار شكل انجام مي‌شد. يك نوع در اين ازدواج‌ها همان ازدواج به صورت امروزي با تعيين مهريه بوده است. در نوع دوم مرد متأهل زنش را نزد مرد نجيب‌زاده‌اي مي‌فرستاد تا با او آميزش كند. در اين مدت شوهر كاملاً جدا از زن زندگي مي‌كرد تا از بارداري زن با نطفه آن نجيب‌زاده مطمئن مي‌شد و شوهر پس از اطمينان از بارداري همسرش در صورت تمايل بار ديگر با زنش آميزش مي‌كرد. اين نوع زناشويي ناشي از اشتياق شوهر به داشتن فرزند نجيب‌زاده بود كه به آن نكاح الاستبدال مي‌گويند.

در نوع سوم ازدواج نيز مرداني با يك زن آميزش مي‌كردند و زن پس از به دنيا آمدن بچه تعيين مي‌كرد كه اين بچة چه كسي است كه اگر زني داراي نطفه از مردي بود به غلط به مرد ديگري نسبت مي‌داد به اين بهتان گفته مي‌شد كه در قرآن هم اين واژه آمده است.

عده‌اي از جامعه‌شناسان و مورخان عرب نيز در مواجهه با علايم تأنيث در اسامي عرب مخصوصاً اسم‌هايي با پيشوند بني و يك اسم مؤنث معتقدند كه در قسمتي از عربستان (بيشتر مدينه و نه در مكه) چند شوهري متعارف بوده است كه اسلام اين را نيز مذموم دانسته است.

در نوع چهارم ازدواج يك گروه كمتر از 10 مرد با يك زن ملاقات و آميزش مي‌كردند و اگر زن باردار مي‌شد و كودكي به دنيا مي‌آورد پس از گذشت چند شب از تولد طفل آن زن از مردان دعوت مي‌كرد كه به نزدش بيايند و هيچ يك از مردان حق سرپيچي نداشت. در اين‌جا زن به هر كدام از مردان كه مي‌‌خواست خطاب مي‌كرد كه اين كودك توست كه در اين زمينه در قرآن هم آمده كه بهتان نياوريد و كودك را به دروغ به كس ديگري نسبت ندهيد.
سپس بچه را به آن مرد مي‌داد و با او زندگي مي‌‌كرد، آن مرد هم حق امتناع نداشت و در آخرين نوع ازدواج در جاهليت نيز بسيار از مردان با يك زن آميزش مي‌كردند.

اين زنان پرچمي به در خانه‌هاي خود نصب مي‌كردند و هر شخصي مي‌توانست به داخل خانه‌هاي آن‌ها برود پس از اين‌كه زن باردار مي‌شد و كودك او به دنيا مي‌آمد مردان را جمع مي‌كردند اما ديگر زن حق شهادت در مورد اين‌كه بچه مربوط به كداميك مي‌شود را نداشت و از قيافه‌شناس استفاده مي‌كردند و در نهايت هم طفل به پدرش داده مي‌شد و او حق هيچ‌گونه سرپيچي نداشت.

به گفته عايشه وقتي پيامبر رسالت خود را آغاز كرد تمام اين آداب مذموم دوره جاهليت را منسوخ و ممنوع كرد و تنها نوع اول ازدواج كه امروزه رايج است را مجاز دانست.»

هرندي در رابطه با شأن نزول آيه مربوط به استفادةه زنان از جلباب كه به چادر تعبير شده مي‌گويد: «در تاريخ و تفسير آمده كه شب‌ها كنيزكان در نخلستان‌ها به عمل فحشا مشغول بودند و جوانان مدينه نيز براي اين كار به نخلستان‌ها مي‌رفتند. در اوايل شب كه هنوز رفت و آمد زياد بود گاهي اوقات اين مردان به اشتباه متعرض زنان آزاده مي‌شدند كه خداوند آيه جلباب را نازل كرد تا زنان آزاده با كنيزان به واسطة اين پوشش از هم شناخته شوند.»

لینک نوشته
شنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر



نويسنده:كي‌يرا كوچران

 ترجمه: نيلوفر مهديان

وبلاگ‌هاي فمينيستي به شدت در حال تكثيرند. آيا آنها به جهاني شدن رهايي زنان منتهي خواهند شد يا تنها اسباب سرگرمي ثروتمندان و تحصيلكرده‌ها را فراهم خواهند كرد؟    

به گفتهء بنيانگذار يك سايت زنان «ما هميشه از مردم يا رسانه‌ها مي‌شنيديم كه زنان جوان ‌نسبت به فمينيسم بي‌تفاوتند. آن‌ها فمينيست نيستند و اصلائ نمي‌دانند فمينيسم يعني چه. و هميشه از اين حرف‌ها تعجب مي‌كرديم، چون زنان جوان بسياري را مي‌ديديم كه كارهاي فمينيستي مي‌كنند. ما مي‌خواستيم به مردم بگوييم كه فمينيست‌هاي جوان ديوانه يا احمق نيستند، بلكه فقط كمي سردند. بيشتر فمينيسم پايه‌اي آكادميك دارد و همين آن را كمي ناخوشايند كرده است. به همين دليل ما فكر كرديم كه بهتر است چيز جديدي را معرفي كنيم كه خشكي فمينيسم آكادميك را نداشته و شاد و بانشاط باشد

به اين ترتيب بود كه جسيكا والنتي سايت  Feministing.com  را بنيان گذاشت. اين سايت اكنون بسيار محبوب شده و صدهزار نفر در ماه از آن ديدن مي‌كنند. هر روز زندگي پنج تا 10 زن در آن شرح داده مي‌شود و گزارش‌ها و اخبار متنوعي را، از خنده‌دار گرفته تا جدي، در بر مي‌گيرد. به عنوان مثال، مقاله‌اي دربارهء رييس جمهور زن جديد شيلي، ميشل باشله، در كنار خبري طنزآميز از يك محصول آرايشي جديد به نام «كرم باكره» مي‌آيد.    

و تازه، فقط اين سايت نيست. ظرف دو سال اخير، از زمان شروع به كار اين سايت، سايت‌ها و وبلاگ‌هاي زنان رشدي خيره‌كننده داشته‌اند. بسياري از آن‌ها كاملائ تخصصي هستند و خوانندگان وفادار خاص خود را دارند و برخي ديگر سرگرم كننده‌تر هستند. اطراف جنبش فمينيستي را همواره انواع بحث‌هاي پيچيده، پردامنه يا داغ احاطه كرده بودند. اما اكنون، به نظر مي‌رسد به مدد اينترنت، موج سوم فمينيسم فرا رسيده است. در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي زنان مي‌توانيد نوشته‌هاي زنان را در مورد طيف خيره‌كننده‌اي از موضوع‌ها بيابيد. از نرخ بالاي سزارين در هند گرفته تا نابود شدن كلينيك‌هاي سقط جنين در داكوتاي جنوبي، يا سوابق حقوق بشر رييس جمهور فيليپين، گلوريا آرويو.

برخي از محبوب‌ترين سايت‌ها و وبلاگ‌ها عبارتند از:   .Bitch PhD, the F-word, Pandagon, AngryBlackBitch, MindtheGapCardiff, Gendergeek  طبق يك برآورد تازه، تعداد سايت‌ها و وبلاگ‌هاي فمينيستي 240 هزار عدد بوده است.    

بالا بودن سطح علاقه و سواد اينترنتي در ميان زنان نشان مي‌دهد كه در ميان زنان فمينيست، برتري با جوانان است. والنتي مي‌گويد: «فمينيست‌هاي موج دوم، احساس مي‌كردند كه زنان جوان تمايلي به فمينيسم ندارند. اما اين درست نبود. آن‌ها تنها نمي‌دانستند كه چگونه با ما رابطه برقرار كنند.»    

همچنين، اين ظن همواره وجود داشته كه علاقهء زنان جوان به فمينيسم از نوع خاصي است. اين نوع فمينيسم، «فمينيسم دخترانه» ناميده ‌شده و رسانه‌هاي حاكم نيز سعي مي‌كنند گروهي از زنان جوان را كه افراط در عمليات جنسي را عملي فمينيستي مي‌دانند، برجسته كنند.

اما با گشت‌وگذاري در اينترنت، بلافاصله از تنوع خيره‌كنندهء عقايد و نظرات، شگفت‌زده خواهيد شد. چنين تنوعي به عنوان مثال، در وبلاگ گروهي  Carnival of Feminists  كه ناتالي بنت آن را بنيان گذاشته ديده مي‌شود. بنت وبلاگ ديگري هم به نام  Philobiblion  درباره تاريخ زنان دارد. وبلاگ اول در هر ماه دو بار تجديد مي‌شود و در هر شمارهء آن يك نفر مسووليت اصلي ادارهء وبلاگ را به عهده مي‌گيرد. اين شخص از مردم دعوت مي‌كند كه درباره حوادث روز يا يك موضوع عام مثلائ «فمينيسم راديكال» يا «فمينيسم دههء 1970 و معناي امروزي آن» مقاله ارايه كنند يا نظر دهند. سپس بهترين مطالب را كه بين 50 تا يكصد عدد مي‌شود، انتخاب مي‌كند و لينك‌هايي به آن‌ها مي‌دهد. به اين ترتيب، هر دو هفته يك بار، بررسي‌ها و ديدگاه‌هاي گوناگون راجع به موضوعات مختلف جمع‌آوري مي‌شود.

ربكا تريزر، يكي از نويسندگان اصلي سايت  Salon.com  و بنيانگذار وبلاگ مخصوص زنان در اين سايت به نام  Broadsheet  مي‌گويد: «هر روز مي‌شنويم كه مي‌گويند فمينيسم مرده است; اما من به اين معتقد نيستم. به نظرم اين جنبش شكلي مدرن‌و تكنولوژيك گرفته و از اين پس فمينيسم صداهاي متنوع بسياري خواهد يافت كه هر روز در اينترنت بلندتر و بلندتر مي‌شوند

اما آيا اين تنها جار و جنجالي پيرامون فمينيسم نيست؟ وبلاگ‌ها همان ايده‌هاي موج دوم فمينيسم را در مورد بالا بردن آگاهي زنان و ايدهء «شخصي، سياسي است» را مطرح مي‌كنند.

نينا ويكفورد، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در مورد اثرگذاري سايت‌ها و وبلاگ‌ها بر سياست ترديد دارد. او مي‌گويد: «به نظر من وبلاگ‌ها توانسته‌اند بحث‌هاي زيادي را پيرامون فمينيسم برانگيزند; اما معلوم نيست كه آنها چقدر بتوانند فعاليت‌هاي جدي سياسي را تغذيه كنند. در گذشته، سازمان‌هاي زنان نقش‌هاي سياسي مشخصي را ايفا مي‌كردند. به عنوان مثال نماينده به دولت مي‌فرستادند; اما مطمئن نيستم كه از طريق وبلاگ‌بتوان سياست‌هاي عمومي را تغيير داد. اين وبلاگ‌ها چه كساني را نمايندگي مي‌كنند؟»

اين سوال آخر جالب توجه است. جنبش اينترنتي اخير نيز همانند موج دوم فمينيسم متهم به آن است كه تنها زنان سفيدپوست طبقات مرفه را نمايندگي مي‌كند. جورجيا گيدن، پژوهشگري كه اخيرائ سايت‌ها و وبلاگ‌هاي فمينيستي را مورد مطالعه قرار داده، مي‌گويد: «وبلاگ‌نويسي هنوز محدود به قشر خاصي است; چون هر چند دسترسي خود ما به اينترنت آسان و عادي شده است، اما هنوز زنان بسياري در سراسر جهان اينترنت را وسيله‌اي لوكس مي‌دانند.»    

بسياري از گردانندگان سايت‌ها و وبلاگ‌ها با آگاهي از اين ايراد، در‌صدد رفع آن برآمده‌و به مسايل زنان در سطح جهان توجه نشان مي‌دهند. به عنوان مثال، كارناوال فمينيسم آخرين شمارهء خود را به وبلاگ‌هاي هندي اختصاص داده و نوشته‌هاي زنان هندي را منعكس كرده و قرار است يك شماره نيز به زنان وبلاگ‌نويس آفريقايي اختصاص يابد.    

ارتباط‌ميان سايت‌ها و وبلاگ‌هاي فمينيستي با يكديگر و فعاليت‌هاي سياسي پديده‌اي نوظهور در اينترنت است. در ژانويهء گذشته وبلاگي با موضوع انتخاب در مورد سقط جنين به وجود آمد و اخيرائ نيز وبلاگ‌هاي متعددي به موضوعات آزارهاي خياباني و تبعيض جنسي اختصاص داده شده است. تعداد اين سايت‌ها هم‌چنان در حال گسترش است. اين سايت‌ها نه تنها بينشي از شدت و قوت احساسات فمينيست‌هاي جوان به دست مي‌دهند، بلكه جايگزين بهتري براي مجلات زنان به شمار مي‌روند. گيدن مي‌گويد: «اگر زني راجع به فمينيسم از من بپرسد، اولين جايي كه به آن ارجاعش مي‌دهم، فضاي اينترنتي است. در آنجا صداهاي خودجوش بسياري را مي‌توان يافت كه واقعائ به هر زني انگيزه مي‌دهد

منبع: گاردين، 31 مارس 2006

 

  

لینک نوشته
چهارشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


سخنرانی دکتر شهريار نيازی در نشست ماهانه انجمن  ۳/۳/۱۳۸۵ 

كانون زنان ايراني-مهرزاد غني پور:«به گفته محمد شحرور، روشنفكر عرب، جنبه هاي نابرابري زن و مرد در بسياري از موارد از جمله شهادت، ديه، قضاوت و غيره از طريق زبانشناسي قابل حل است. وي به زبان مذكر قرآن اشاره مي كند و مي گويد زبان عربي زباني است كه گرايش غالب آن مذكر است و هر واژه مذكر يك مفهوم مؤنث را در دل خود دارد. اگر با اين شيوه به آيات قرآن نگاه كنيم موارد نابرابري قابل رفع است ».

اين را شهريار نيازي عضو هيات علمي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، چند روز پيش در انجمن زنان پژوهشگر تاريخ گفت.

وي كه موضوع بحث خود را «رويكردهاي جنسيتي روشنفكران عرب» انتخاب كرده بود، درباره شكل گيري جريانهاي روشنفكري ديني معاصر جهان عرب گفت: «پس از دوره نهضت، با ورود ناپلئون به مصر و ورود انگليس به اردن و عراق، اروپاييها در جهان عرب نفوذ كردند و تلاش كردند تمدن خود را به دنياي عرب صادر كنند. پس از آن چالشها و واكنشهاي متفاوتي در مقابل اين جريانها به ويژه در مسائل زنان به وجود آمد."

وي در ادامه افزود:"در مقابل جنبش سلفي و تفكر سنتگرا در جهان عرب جنبشهاي نوسلفي و نوگراييهايي در جهان اسلام از جمله جنبش اخوانالمسلمين به وجود آمد كه ناگزير شدند انعطافهاي جدي در مسائل ديني و نيز در حوزة زنان از خود نشان بدهند. اما در مقابل ديدگاههاي آنها كه براي جامعه امروز هنوز قانع كننده نيست،جريانهاي اصلاح طلبانه معاصري در جهان عرب شكل گرفته كه همه در حوزه روشنفكري ديني قرار مي گيرند و علاقمند به حل تعارضات ديني هستند. از جمله اين افراد نوال سعداوي، فاطمه مرنيسي، نصرحامد ابوزيد، محمد شحرور را مي توان نام برد كه رويكردهايي تاريخگرايانه، زيباييشناسانه و زبانشناسانه ارائه داده اند."

نيازي در ابتدا به شرح دوران جنبش سلفي و نوسلفي در جهان عرب پرداخت و گفت: «قبل از دوره نهضت، جنبش سلفي وجود داشت كه محمدعبدالوهاب از طلايه داران اين جنبش است. سلفيها در مورد مسائل زنان اعتقاد به حضور زن در حوزة عمومي ندارند و آن را منع كرده و آن را مترادف با زنا مي دانند. آنها به برخي از آيات قرآن استناد مي كنند .مثلاً از آيه 33 سوره احزاب نتيجه مي گيرند كه چون به زنان پيامبر كه پاك و مطهر بوده اند گفته مي شود به صحنه اجتماع نروند پس ديگر زنان مؤمن نيز بايد در خانه هايشان بنشينند. اما پس از دوره نهضت ديده شد كه زنان كار مي كنند، تحصيل مي كنند و به خارج مي روند. بدين ترتيب جريان نوسلفيها به وجود آمد و جنبش فكري اخوانالمسلمين ناگزير شد در مسائل زنان از خود انعطاف جدي نشان دهد."

وي اين انعطاف را به دو صورت بيان كرد:"يكي اينكه از احاديث جنبه هايي را بيرون بكشند كه ورود زنان به حوزه هاي عمومي را جايز مي داند. دومين شكل آن در پيش گرفتن استدلالهاي عقلاني براي دفاع از مسائل زنان بود. شيخ محمد غزاالي كه از جمله اين افراد است .او استدلال مي كند كه در حوزه معنويت و ايمان زن و مرد برابرند اما در حوزه مسائل اجتماعي به خاطر تفاوتهاي بيولوژيك وظايف و حقوق آنها با هم فرق مي كند. آنها استدلالهاي قوي براي دفاع از برابري زن و مرد ندارند، لذا از توجيهات عقلاني استفاده مي كنند. مثلاً مسأله ارث را اينطور توجيه مي كنند كه مردان نفقه مي دهند. اما اين توجيهات براي جامعة مدرن امروز قانع كننده نيست و به مطالبات زنان امروز پاسخ نميدهد.»

رويكردهاي اصلاحي روشنفكران عرب

نيازي از ميان رويكردهايي كه براي حل نابرابريهاي زنان و مردان در مسائل اجتماعي توسط روشنفكران عرب ارائه شده به رويكرد زبانشناسي اشاره مي كند و مي گويد:«اين رويكرد به بررسي برداشت فقها مي پردازد كه پايه استنباطهاي فقهي و تمام اصول فقه را مبتني بر يك منطق كلامي، صوري و ارسطويي مي داند كه لزوم تداوم استفاده از اين منطق را براي زبان قرآن مورد ترديد قرار مي دهند. اين رويكرد معتقد است كه آيات قرآن را بايد از ديد زبانشناسانه نگاه كرد و به زمينه اجتماعي و لايه هاي مختلف زبانشناسي توجه كرد."

به گفته او دكتر محمد شحرور از افرادي است كه از طريق زبانشناسي و بازنگري در بحثهاي زباني وارد اسلام مي شود. وي با تكنيكهاي زبانشناسي متن را تحليل مي كند و مي گويد زبان قرآن زبان گفتاري است و تحليل خاص خودش را دارد. او در كتاب فقه المرأه به بررسي مسائل زنان پرداخته و در مورد برخي مسائل مانند ارث به نتايج عجيبي رسيده است. براي مثال در مسأله ارث مي گويد محاسبات قدما بر اساس حساب جبري بوده و اين محاسبات هنگامي كه اندازه خانواده بزرگ مي شود ديگر درست عمل نمي كند. وي با تئوري مجموعه ها محاسبات ارث را انجام مي دهد و نتيجه كاملاً متفاوت مي شود، سهم زنان دو سوم و سهم مردان يك سوم بدست ميآيد.
وي ميگويد جنبه هاي نابرابري زن و مرد در بسياري از موارد از جمله شهادت، ديه، قضاوت و غيره از طريق زبانشناسي قابل حل است. وي به زبان مذكر قرآن اشاره مي كند و مي گويد زبان عربي زباني است كه گرايش غالب آن مذكر است و هر واژه مذكر يك مفهوم مؤنث را در دل خود دارد. اگر با اين شيوه به آيات قرآن نگاه كنيم موارد نابرابري قابل رفع است. براي مثال" اذا عزم الطلاق" يعني وقتي هر يك از دوطرف عزم طلاق كردند. به اين معنا كه هر دو حق دارند نسبت به طلاق خودشان اقدام كنند. اين يافته هاي زباني، فقه را دستخوش تغيير مي كند و اين گروه از روشنفكران، از جمله جمالالبنا و شحرور،كتابهاي فقه جديدي دارند كه شامل فقه زنان نيز ميشوند.»

يكي ديگر از رويكردهاي مهم روشنفكران ديني عرب رويكرد تاريخگراست . رويكرد تاريخگرا در حوزه متفكران اسلامي ظهور كرده است. نوال سعداوي، فاطمه مرنيسي و نصرحامد ابوالزيد از نمايندگان برجسته اين گروه هستند. آنها معتقدند استدلالهاي فقهي كارآمد نيستند به همين خاطر رويكرد تاريخي را مطرح ميكنند.

نيازي درباره اين دسته از متفكرين مي گويد:" آنها بسياري از آيات قرآن را محصول شرايط زماني-مكاني مي دانند كه اين آيات در ظرف تاريخ قرار مي گيرند. فاطمه مرنيسي مي گويد آيات مربوط به زنان پيامبر مخاطب زمان و مكان خودش را دارد، پس نبايد آن را تعميم داد. ممكن است جنبه عبرت گرفتن يا تربيتي داشته باشد ولي نمي توانيد از آن قانون كلي درآوريد. مرنيسي كه ديدگاه جامعه شناسي تاريخي دارد و تاريخ را با نگاه طبقاتي ميبيند مي گويد پيامبر در دوران جاهليت كه زنان در آن محلي از اعراب نداشتند توانست در روابط زن و مرد انقلابي ايجاد كند كه اين تحول در آن دوره تاريخ و براي مردم كوچ نشين جزيرةالعرب تحول روبه جلويي بوده است. اما مرنيسي معتقد است كه اسلام در دوران فئوداليته بخشي از حقوق زنان را احيا كرد ولي اين كفايت نمي كند و در جامعه صنعتي فعلي بايد كل حقوق زنان را به آنها برگردانيم. نصرحامد ابوالزيد نيز همين نظر را تئوريزه ميك ند و مي گويد احكام ارث محصول دوره زمينداري است كه در آن ارزش فرزند پسر بيش از فرزند دختر است.»

«روشنفكران عرب رويكردهاي ديگري را نيز براي حل تعارضات دين با مسائل دنياي جديد ارائه دادهاند».
اين استاد دانشگاه با گفتن اين مطلب مي افزايد:«رويكرد ديگر نگاه ادبي و زيباييشناسانه به قرآن است. در مصر احمد خلفالله دانشجوي دكتري رسالهاي درباره قصص قرآن ارائه مي دهد كه در آن مدعي است قصه هاي قرآن روايت گونه هستند. شخصيتهاي اين قصه ها گزينش شده اند و فقط بخشي از حرفهايشان مطرح شده است. پس قرار نيست با گزارش كاملي از زندگي شخصيتها و يك مستند تاريخي روبرو شويم و بايد بيشتر به تكنيكهاي قصه گويي درآنها توجه داشته باشيم. به همين ترتيب برخي از مفسرين ما از جمله زمخشري هم قرآن را با جنبه هاي ادبي نگاه كرده اند. آنها معتقدند وقتي با يك زبان ادبي روبرو هستيم، بناي آن بر زيباييشناسي، لذتبخشي و تعليم است. اين رويكرد معتقد است كه ميتوان از اعجاز و تكنيكهاي بلاغي بديع قرآن به وجد آمد و لذت برد و به دنبال استخراج احكام اجتماعي، سياسي و اقتصادي از اين متون نبود».

وي رويكرد ديگر را معادل نظريه عبدالكريم سروش مي داند. بنابراين رويكرد، اساس اسلام اخلاق و معنويت فردي است كه در درون افراد اتفاق مي افتد و آنچه را كه در بيرون اتفاق مي افتد بايد تحويل علوم داد.
بنابراين ديدگاه، اسلام و قرآن نگاه نوميناليستي يا اسمگرايانه دارند و ما حق نداريم از اين واژگان استفاده بيروني كنيم. در عين حال ضرورتي ندارد كه دين را درگير سياست، جامعه شناسي و اقتصاد كنيم. زيرا علم مربوط به اينها در بيرون وجود دارد. از حامد ابوالزيد ميپرسند «پس ديگر چه چيزي از دين باقي ميماند؟» وي ميگويد همين كه عدالتي از آن باقي بماند كافي است و همين كه از دين، آخرت، توحيد و ايمانش را داشته باشيم كفايت ميكند.

سنت، پناهگاه مردم خاورميانه

نيازي علت بازگشت به سنت، و به ويژه بنيادگرايي سنتي، در خاورميانه را فضاي تحت فشار آن مي داند. او مي گويد: «مردم خاورميانه به لحاظ معرفتي سنت را در مقابل مدرنيته انتخاب نكرده اند. بلكه آنها اين مكانيزم دفاعي را به خاطر نگراني از شكسته شدن حريم و كيانشان و تهديد هويتشان برگزيده اند. با وجود جريانات اصلاح گرايانه و روشنفكري ديني در دنياي عرب هنوز جوامع اسلامي بين سنت و مدرنيته سنت را انتخاب مي كنند. او به گفته هاي دكتر رضوان سيد، درباره آينده جنبشهاي اسلامي اشاره مي كند و مي گويد: «جريانهاي نوسنتگراي جهان اسلام دوباره به سمت احيا كردن جنبش سلفي پيش مي روند». ميبينيم كه راديكاليزم در حال اوج گرفتن است و كساني چون بن لادن كه راديكال حرف مي زنند محبوب مي شوند. البته اين سير بازگشت را بيشتر در خاورميانه ميتوان ديد و اين به خاطر فضاي به شدت تحت فشار خاورميانه است.»

او درباره ريشه هاي تمايل به سنت در خاورميانه، به كتاب «دموكراسي و اسلام» نوشته فاطمه مرنيسي اشاره مي كند و علت اين بازگشت را وحشتزدگي مردم جهان اسلام مي داند: «مردم از شكستن مرزها، برداشته شدن ديوار برلين، تجاوز نظامهاي ماهوارهاي به حريم انساني احساس بي دفاعي مي كنند. مردم خاورميانه از ظهور چهره پرخاشگر انسان در اسرائيل كه به كشتار مردم رو آورده و هر نوع توهيني به آنها را جايز مي دانند و حضور توپ و تانكهاي آمريكايي در افغانستان و عراق و مشاهده حكومت هاي جهان عرب كه به مماشات و وازدگي رسيده اند، احساس بي پناهي مي كنند و هر ندايي كه به آنها بگويد من از شما در مقابل اين موج دفاع ميكنم، مورد استقبال مردم واقع مي شود. اگر در تركيه، مصر و اردن موج اسلام گرايي به اين صورت در حال رشد كردن است، واكنش طبيعي مردم در مقابل تهديد از دست دادن هويتشان است». مرنيسي مي گويد اين يك اتفاق معرفتي نيست بلكه اين روحيات مبارزه جويي و اين اقدامات انتحاري مكانيزمهاي دفاعي حريم ساز در مقابل جريان هاي تهاجمي و دخالت هايي كه در سرنوشت هر روز آنها اتفاق مي افتد، است.

لینک نوشته
شنبه ۳ تیر ،۱۳۸٥ - انجمن زنان پژوهشگر


جهت رويت مطالب قبلي به آرشيو وبلاگ مراجعه كنيد
 
انجمن زنان پژوهشگر تاريخ
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها

آمار و خروجی
  RSS 2.0  


Powered by:
پرشین وبلاگ